دستم بگرفت و پا به پا برد
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ساعت 08:03 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )

وارد سالن می شوم و سرم را به دنبال او می چرخانم

آها... آنجاست. با همان چهره خندان همیشگی و آرامش غیر قابل وصفش

شال نارنجی اش زینت و برازندگی اش را صدچنان کرده است

از تماشای آرامشش خسته نمی شوم، به یاد اولین روزهایی می افتم که خسته و نالان و متحیر به صورتش زل می زدم . منتظر می ماندم تا حرف هایش تمام شود و جواب تمام سوال های بی پاسخم را بدهد و بر بلاتکلیفی ام پایان دهد..

چرا من؟! اینجا چه می کنم؟! گناهم چیست؟! چه کرده ام؟!...

بعد از تمام شدن حرف هایش هر چه کردم زبان در کامم خشک شده بود و منتظر بودم که دوباره او شروع کند و من گوش بسپارم و این داستان ادامه داشت تا ....

هربار تصمیم گرفتم عصبانی و ناراحت به استقبالش بروم و با فریادی او را متوجه حال خرابم بکنم اما بلافاصله بعد از دیدنش نیرویی درونی وجودم را منقلب کرد و یاد گرفتم بیشتر از گفتن بشنوم، یاد گرفتم بیاموزم و یاد گرفتم به کار بگیرم آموزه هایم را

همان ها که با جان و دل میگفت و همان ها که با جان و دل میشنیدم...

و حالا 11 ماه است که کنار او زندگی بهتر و شادتری دارم، 11 ماه است که معنای چگونه اندیشیدن را یاد گرفته ام

گفتند معلمی شغل انبیاست بسیار درست اما گفته اند کسی که تو را از دل ظلمت و تاریکی می رهاند معلم است و من سخت در اندیشه آنم که معلم راهنماست و یا راهنما معلم؟

راهنما همان که در بدترین لحظه های سفرم دستم را گرفت و آرام آرام راه را نشانم داد تا نلغزم، سقوط نکنم، آسیب نبینم و افق روشن آینده را ببینم

دستم بگرفت و پا به پا برد     تا شیوه راه رفتن آموخت

و چه معلمی دلسوزتر و دلسوخته تر از راهنما ،که بلد راه و سفری است که گرچه دیر به مقصد میرسی اما سالم و کامیاب خواهی رسید و نباید عجول بود و در انتها نتیجه ایی دلچسب کامت را شیرین می کند و همسفرانت در پایان راه مشتاقانه منتظر رسیدنت هستند. راهنمای  سفری که هم سخت و هم سهل است و نباید پایان سفر و مقصد تو را سرمست کند و باید بیاموزی که هنوز در ابتدای راه هستی.

و باز هم راهنما و استاد و معلم در انتظار رسیدنت لحظه شماری می کنند

دوباره به چهره مهربانش خیره می شوم و این بار می دانم چه گوهر گرانبهایی در کنارم دارم و مشتاقانه منتظر حرف های شیرینش می مانم و گوش جان می دهم.

 

گفت استاد مبر درس از یاد

یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آن كه مرا یاد آموخت

آدمی نان خورد از دولت یـــاد

هیچ یادم نرود این معنــــی

كه مرا مادر من نـــــادان زاد

پدرم نیز چو استــــــادم دید

گشت از تربیــــــــــت من آزاد

پس مرا منت از استـــاد بود

كه به تعلیـــــــم من استاد استاد

هر چه می دانست آموخت مرا

غــــیر یك اصل كه ناگفته نهاد

قدر استـــــــــــــــاد نكو دانستن

حیف! استــــــــاد به من یاد نداد

گر بمردست ،روانــــش پر نور!

ور بود زنده ، خدا یارش باد !


نوشته همسفر انسیه رهجوی خانم سوزان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: همسفران، دلنوشته ها، لژیون مجازی،


گزارش لژیون لیدی جونز همسفر زهرا رضائی
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 ساعت 08:06 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )
لژیون لیدی جونز سرکار خانم زهرا رضایی با دستور جلسه: آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی و تعادل در امر تغذیه در نمایندگی پارک طالقانی، رأس ساعت 8:30 در تاریخ 95/2/3 آغاز بکار نمود.



وقتی ما برای خودمان ارزش قائل می‌شویم، این را سلول‌هایمان می‌فهمد. سلول‌ها تازنده هستند، خودشان را می‌سازند؛ و سلول‌های بدن خودشان را ترمیم می‌کنند؛ و ما جذب غذاهایی می‌شویم که برای سلامتی ما خوب است.

برای مطالعه کامل گزارش روی تصویر کلیک کنید
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران،

برچسب‌ها: لژیون جونز، همسفران،

وادی دوازدهم و تاثیر آن بر روی من و اهمیت درختکاری
سه شنبه 4 اسفند 1394 ساعت 13:33 | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
جلسه دوم از دور سوم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه همسفران شعبه شهرک غرب روزهای دوشنبه، مورخ 3 اسفند سال 94 با دستور جلسه وادی دوازدهم و تاثیر آن بر روی من، با استادی خانم ژاله، نگهبانی خانم مریم و دبیری خانم سارا رأس ساعت 17 اغاز به کار نمود.
                    

                          

خلاصه سخنان استاد:

در وادی دوازدهم یاد می گیریم که آخر امر، امر اول اجرا می شود. امر به معنی فرمان است. خداوند به ما فرمان می دهد و ما آن فرمان را اجرا می کنیم. در طول زندگانی بر روی زمین ما باید زمان را در امور در نظر بگیریم و برای ان ارزش قائل باشیم. اگر ما خواسته ای داریم باید زمان لازم برای رسیدن به آن را در نظر بگیرم. مثلا اگر گندم می کاریم باید منتظر شویم تا زمان لازم سپری شود تا محصول ما به بار بنشیند.
ما در ذهن خود و در بی زمانی هر چیزی را می توانیم متصور شویم مثلا در کسری از ثانیه می توانیم یک برج را در ذهن خود متصور شویم ولی در واقعیت باید برای ساختن برج اقدام کنیم و سعی و تلاش نموده و زمان لازم را در نظر بگیریم.
در کنگره برای درمان باید زمان بگذاریم. وقتی ما شروع به حرکت می کنیم، قطعا به درمان خواهیم رسید ولی باید زمان را در نظر بگیریم و به حرفهای راهنما گوش کنیم. در این صورت است که به نتیجه مطلوب می رسیم.
در جهان خاکی هیچ چیز در حالت سکون نیست. پس اگر ما حرکت نکنیم در باطلاق فرو می رویم. خداوند انسان را آفرید و به او اختیار داد تا حرکت کند و آینده خود را بسازد. اگر یک مادر در یک خانواده بتواند با یک وعده غذا 5 نفر اعضای آن خانواده را دور هم جمع کند در این صورت کار خود را به نحو احسن انجام داده و در جهت رشد جهانبینی خانواده عمل نموده است.
در وادی دوازدهم ما مثلثی داریم که اضلاع ان تغییر، تبدیل و ترخیص است. وقتی به کنگره می آییم و شروع به حرکت می کنیم، آموزش می بینیم و تغییر می کنیم و تبدیل به انسان کاملتری می شویم.
هر رفتی آمدی دارد و هر کتابی که بسته می شود، کتابی دیگر باز می شود. در این وادی مثلث دیگری داریم که اضلاع ان القاء احیاء و تحرک است. اگر شخصی که در کنار ماست و با ما در ارتباط است حال خوشی داشته باشد این حال خوب را به ما القا می کند. احیا نیز به معنی زنده کردن است. ما در کنگره برادر، همسر ویا پدر خود را زنده می کنیم و خودمان هم به نوعی زنده می شویم و این کار با گرفتن آموزشها انجام می گیرد. اگر ما به سمت تکامل حرکت نکنیم، قادر به زندگی با آرامش نیستیم.
مبحث آخر اینکه در اسفند ماه همیشه ما یک روز درختکاری داریم و این اهمیت این موضوع را می رساند. باید سعی کنیم به انجام این عمل همت کنیم و در جایی درخت بکاریم. این مکان هم باید طوری باشد که ما بتوانیم به درخت خود رسیدگی کنیم و شاهد رشد آن باشیم.ان شاالله خداوند به ما عمر روز افزون دهد تا بتوانیم هر سال یک درخت بکاریم.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: همسفران، گزارش جلسات دوشنبه، دستور جلسات هفتگی،


چیرگی شیطان
دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 09:31 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )

شیطان هر فردی را بوسیله ای منحرف میکند و بر وی چیره میشود، برای برخی با بی بند و باری و بی اهمیت جلوه دادن ارزشها  و ضد ارزشها، برای برخی دیگر بوسیله اعمال ضد ارزشی پوشش و حجابی درست میکند که آن اعمال کمرنگ شوند، برای ربا خواران رشد اقتصادی را جلوه میدهد و برای متدینین از راه ریا جلو میآید و از طریق خودپسندی وی را مغرور میکند تا به خودش ببالد و برای کارهایی که انجام میدهد حساب باز کند و از خداوند و اطرافیان طلبکار شود! بنابراین پیداست که ترس، حرص و طمع ،آز ، بخل، کینه، خشم، حقارت، تنفر و نفرت، دروغ، حسادت، تجسس، قضاوت، فضولی،وابستگی به دنیا، دنیا پرستی و کلیه اعمال ضد ارزشی مهمترین ابزار چیرگی شیطان بر انسان است.

انسان موجودی برتر است یکی از ویژگی های برتری او این است که هر آنچه در بیرون وجود دارد برای ورود قسمت مخصوصی از درون را باید راضی کند چه نیک باشد و چه بد و تا از درون اجازه صادر نشود حق ورود ندارد. انسان برای جذب آنچه در بیرون آن وجود دارد نیاز به قدرتی در درون دارد و تا آن نباشد چیزی توان ورود ندارد. دلیل و برهان بیرون پیامبران آسمانی هستند و حجت درون عقل است. تا زمانی که انسان به فرمان عقل نرسد و فرمان های عقل را اجرا نکند،پیام ها و رهنمودهای فرستادگان خداوند کارساز نیست. نمونه بارز آن مردانی هستند که در زمان پیام آوران الهی می‌زیستند اما با آنکه  دلایل آنان را می دیدند اما به دلیل نبود عقل آن را نمی‌پذیرفتند.

بنابراین کنترل ورودی به دست خود انسان است او تصمیم می‌گیرد که چیزهای خاصی وارد شود یا همه چیز وارد شود.همچنین تا محصولات خارجی نتواند درون را راضی کند اجازه ورود ندارند .شاید بتوان بگویم اگر  عقل ،فهم ،خرد و درک وجود نداشته باشدو یا از درون راضی نشود از فرستادگان خدا بر روی زمین کاری بر نمی آید و نمیتوانند کاری از پیش ببرند حتی به سخنان او هم گوش نمیدهند 

دلیل و برهان عقل تنها این‌گونه نیست بلکه شیطان هم باید یاری در درون داشته باشد تا دروازه‌ها را برایش باز کند یعنی دژ محکم است و شیطان توان نفوذ ندارد مگر به اذن خود فرد. در کلام اله شریف روش کار شیطان را این گونه بیان می‌کند: شیطان با اشاره‌های پنهانی صحبت می‌کند و فرد مقابلش را وسوسه می‌کند. و حتی محدوده کاریش را هم بیان می‌کند: چیرگی شیطان تنها برای افرادیست که ولی و رهبری او را می پذیرند و اگر کسی به شیطان راه ندهد او هم نمی‌تواند بر وی مسلط شود.

شیطان باید نماینده در درون انسان داشته باشد و مدام و بطور مستمر وسوسه می‌کند تا زمانی که نفس اماره و نفس لوامه انسان تحت تاثیر قرار بگیرند.

لذا انسان باید از درون به خود نهیب بزند تا نهیب بیرون را بشنود. تنها شنیدن یک بار نهیب بیرونی کار آمد نیست باید آن واعظ درون در زمان و مکان‌های خاص بازگو کند تا فرد بتواند از آن استفاده کند. علاوه بر این تا زمانی که فرد خود را نهیب نزند اگر کسی به او نهیب بزند احساس می‌کند فرد مقابل در اشتباه است و جایی برای نهیب زدن نیست اما زمانی که خود را از درون نهیب بزند جایی برای نهیب دیگران می‌بیند و آن را می‌پذیرد.

آن‌چه در درون انسان، انسان را به سمت بدی می‌برد نفس اماره هست و تا زمانی که کار دست نفست ندهی و تربتش نکنی این نفس کار دستت میدهد و همواره و در همه حال  شیطان و نیروهای منفی شخص رابه سمت ضد ارزشها همچنین افکار و اندیشه های منفی  وسوسه میکند تا جایی که در اعماق تاریکی ها فرو بروی سوق میدهد. 


منبع : وبلاگ لژیون همسفر منیره

بقیه درادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: همسفران، لژیون مجازی،

برچسب‌ها: مقالات، همسفران،

منتظر چیزی نمان
پنجشنبه 8 بهمن 1394 ساعت 15:31 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )

نوشتن این وادی لازمه اش به کار بری مؤلفه های صور پنهان است که مهمترین آن عقل می باشد.

برای چه من باید "عقل" را بشناسم و اهمیت آن را بدانم و به کار برم؟

از این سؤال به علت آفرینش و هدف خلقت انسان می رسم؛فرشتگان به انسان سجده کردند چرا که او از قوه ی تعقل و اختیار برخوردار بود،فرشته ای که گناه نمی کرد در مقابل انسانی که قابلیت شدن داشت(گناه کار شدن،لغزش کردن ،به اعماق تاریکی رفتن، و به تکامل رسیدن)سجده کرد.

بله انسان قرار است به تکامل برسد و هدف از آفرینش همین است.همان طور که می دانیم انسان دانا گناه نمی کند،هر انسان بر اساس دانایی و نادانی جایگاهش مشخص می گردد.اگر چه بهره وری از حس و عقل نیز جایگاه را مشخص می کند امّا در اصل نفس است که تعیین می کند از چه کیفیت و جه وضعیتی برخوردار باشیم و به کجا برویم و از چه حالی برخوردار باشیم.همه ی این مفاهیم مرا و ذهن مرا مشغول می سازد و به این فکر می رساند که انسان چه موجود پیچیده ای است ،امّا این دلیل بر ناشناخته ماندن او نیست.چنان چه من ندانم و پیوند و رابطه ی این مفاهیم؛عقل نفس روح،حس،دانایی و... را درک نکنم پس چه کسی می تواند ندای درونی من و خویش ِخویشتن مرا معنا ببخشد و مرا به تکامل رساند؟!

صحبت از فرشته ای شدکه گناه نمی کند ،در نظر بگیرید اگر این فرشته با همین شرایط فرصت تکامل داشت آیا او که توانایی گناه ندارد هنری  کرده است و ارزشی دارد؟آیا زیبایی انسان به این نیست که ببیند و فرصت دگرگون شدن داشته باشد و متفاوت بودن را بتواند تجربه کند و امکان لغزش داشته باشد امّا بتواند بر نفس خود کنترل داشته باشد و در مسایل مختلف کلیه امور و اختیار را خود به عهده گیرد(فرمان عقل داشتن) و خود تعیین کننده باشد.برای همین است که به زمین آمده ایم؛تا بتوانیم از پایین ترین نقطه  و از دل تاریکی به بالاترین نقطه برسیم.این که ما بدانیم چه موقع کاری را که باعث دور ماندن از اصلمان می شود انجام ندهیم و چه موقع کاری را که ما را به خود واقعی مان نزدیک می سازد؛همان بالاترین نقطه  انجام دهیم،این همان کون فیکون یا"شو شود" است که ذره ذره در ما صورت می گیرد.اما چه طور؟


بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران، لژیون مجازی،


رهائی
شنبه 12 دی 1394 ساعت 08:25 | نوشته ‌شده به دست مسافر محسن | ( نظرات )
به نام خدا
روز چهارشنبه مورخ 1394/10/09 مانند هفته های گذشته، شاهد رهایی 3 نفر از اعضای کنگره 60 نمایندگی شهرک غرب از بند مصرف مواد مخدر بودیم؛ این عزیزان  با متد  DST  سفر کرده و از روز چهارشنبه رسماً وارد سفر دوم شدند.

آقای: بشیر _ نام راهنما : علی _ آنتی ایکس : تریاک و قرص _ مدت سفر: 12ماه و 5روز

آقای: احمد _ نام راهنما : علی _ نام راهنمای همسفر : فروغ _ آنتی ایکس : شیشه و تریاک _ مدت سفر: 11ماه و 23روز

آقای: حسین _ نام راهنما : رضا _ نام راهنمای همسفر : لیدا _ آنتی ایکس : شیشه و قرص _ مدت سفر: 14ماه

 عرض تبریک و شادباش به این عزیزان و همسفران گرامی ایشان و
خدا قوت به کمک راهنمایان ارجمندشان
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: همسفران، تولد و رهائیها، تصاویر،

برچسب‌ها: رهائیها، همسفران،

نقش آموزش و خدمت در رهائی
پنجشنبه 10 دی 1394 ساعت 19:59 | نوشته ‌شده به دست همسقر آمنه | ( نظرات )
باسلام

در کنگره بستر به هر شکل جهت آموزش فراهم است؛انواع جزوات جهانبینی ،وادی ها،
سی دی های صوتی وتصویری،گارگاه های آموزشی و لژیون هایی که در آخر جلسات تشکیل می شود.حضور در سایت کنگره 60 و گرفتن آموزش ها در این فضا و  درمان  که واقعی ترین مقوله است در دنیای مجازی صورت می گیرد.
امّا آموزش ها همیشه در هر بستری چه در کنگره چه در خارج از کنگره وجود داشته و دارد .انتخاب با من است می توانم آموزش ببینم یا در غفلت و بی خبری باشم البته این بدین معنا نیست که خودم می دانم هر وقت می خواهم بیایم هر وقت می خواهم نیایم،هر وقت می خواهم بخوانم هر وقت می خواهم نخوانم و...چرا که ما با قدم هایمان در هر جا جاری می شویم و انرژی و افکار و آن چه در ماست تأثیرش را در محیط و بر انسان ها خواهد گذاشت مگر نمی گوییم نجات یک معتاد ،نجات یک جامعه است؛پس تعالی فرد فرد ِ ما باعث رشد نزدیک ترین افراد به ما و دورترین شان در دورترین نقطه می شود،از آن جا که ارتباطات بسیار وسیع گشته وانسان در چرخه ی پر شتاب این تکنولوژی در مرکز قرار  دارد چه طور می شود که اعمالش تنها به خودش مربوط شود.لذا آموزش من که تأثیر  مستقیمی بر دانایی من دارد و بعد ازخودم باعث تعالی انسان های بسیاری نیز می گردد،امّا تا زمانی که من ظرف وجودی ام وسیع نگشته و خود به دانایی و تعادل نرسیده ام کاری نمی توانم برای کسی انجام دهم در آغاز باید بهترین آموزش را برای خود قائل شوم و بهتربن خدمت را به خود نمایم.


اگر خواهان تعامل بهتری هستیم باید  در آغاز خود را رشد دهیم چرا که نتیجه ی این تعامل در نهایت به خود ما بر می گردد .لازمه ی آن آموزش آموزش و آموزش(یک ضلع مثلث دانایی)می باشد وتا زمانی که این آموزش ها به مرحله ی اجرا در نیاید به اصطلاح آبدیده نگشته ایم و جایی برای آزمون و خطا نبوده تا پی به معایب خود ببریم و رشد نماییم(تجربه و اثبات خودمان به خودمان،ضلع دیگر مثلث دانایی)و این همان چرخه ی خدمت است،خدمت این فرصت را به ما می دهد تا ضعف ها و توانایی هایمان را بشناسیم و از ضد ارزش ها دوری کنیم.بایسته است که به خدمت در آییم تا تبادلی در انرژی و آن چه  از آموزش  اندوخته ایم صورت گیرد وهر چه این آموزش و خدمت اصولی تر باشد ،به حال خوش نزدیک تر می گردیم ،همان حال خوشی که دغدغه ی تمام بشریت است.

رسیدن به چنین جایگاهی و چنین نگرشی مستلزم تفکّر عمیقی است(ضلع دیگر مثلث دانایی)
خداوند عالمیان انسان را آفرید و ابزارها در اختیاراو قرار داد تا به تکامل رسد در این راستاخدمت"و کمک به همنوع مقوله ای است کلیدی.آیا این چیزی جز رهایی است؟؟
شایان ذکر است در مثلث جهالت:ترس ،منیّت، ناامیدی هر کدام مقابل سه ضلع مثلث دانایی قرار دارد،باید آن ها را به موقع شناسایی کرد و این موانع را جهت رشد رفع نمود.

منیّت مانع از آموزش می شود.

ترس آفت تفکّر است.

نا امیدی آفت تجربه  است.

بااحترام همسفر آمنه ضیائی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران، لژیون مجازی،


جلسات خصوصی گروه خانواده
پنجشنبه 10 دی 1394 ساعت 18:58 | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )

هشتمین جلسه از دور دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه مورخ  7 دیماه با استادی خانم عاطفه، نگهبانی خانم ژاله بهمنی و دبیری خانم مریم انصاری با دستور جلسه  کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره  برگزار گردید

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که توانستم در شعبه شهرک غرب خدمت کنم. طبق گفته آقای امین هر خدمتی در کنگره 60 یک بار آموزشی خاصی دارد و امیدوارم که من بتوانم این بار آموزشی را دریافت کنم.

همه ما اولین باری را که به کنگره آمدیم را به یاد داریم که چه حالی داشتیم و چه بار مشکلاتی داشتیم و هر جا که قبل از این رفته بودیم جوابی نمی­گرفتیم. ولی وقتی به کنگره آمدیم، دیدیم که چه برخورد خوبی دارند و ما را با روی باز پذیرفتند و هیچ گاه به مسافرانمان نگفتند که شما نمی­توانید یا اینکه به آنها بگویند شما سربار جامعه هستید.  بلکه به مسافران ما گفتند که شما می­توانید و گفتند که در کنگره خود کرده را تدبیر هست و صفت گذشته در انسان صادق نیست. در کنگره به مصرف کننده ما عنوان مسافر و به ما عنوان همسفر را دادند و به ما گفتند که سفر شما آغاز شده است واین سفر از تاریکی به سمت روشنایی و از حقارت به سمت سرافرازی است. از کمکهای کنگره به ما علم و دانشی است که به ما داده است. قبل از اینکه به کنگره بیاییم فکر می­کردیم که اعتیاد یک بیماری لاعلاج و پیش رونده است و هیچ راه درمانی ندارد اما کنگره به ما یاد داد که مصرف کننده بیمار است و ما باید به او کمک کنیم. در اینجا چیزهایی را یاد گرفتیم که هیچ کجا به ما یاد ندادند.


بزرگرین کمک کنگره به ما این است که علم جهان بینی را به ما می­آموزد. علم جهان بینی قوانین چگونه زندگی کردن را به ما میگوید. در اینجا تمام وادی ها (14 وادی) را یاد می­گیریم و می­آموزیم که قبل از هر کاری باید فکر کنیم. در اینجا یاد می­گیریم که هیچ کاری را گردن کسی نیاندازیم و خودمان باید مسولیت کارهای خودمان را بر عهده بگیریم. در وادی چهاردهم یاد می­گیریم که برای رسیدن به عشق به خالق خودمان باید، عشق مخلوق را به مهیا کنیم. با سی دی ها و کتابها و یادگیری وادی ها علم ما بالا می­رود. خدمت کردن همیشه باید دو طرفه باشد وقتی کنگره به ما خدمت میکند ما نیز باید به آن خدمت  کنیم. مهندس همیشه میگوید کنگره بر مبنای سه اصل اداره می­شود: نیروی انسانی، پول و علم.

علم و دانش همان کتابها و سی دی های آموزشی لژیونها و.. هستند. کسانی مانند راهنما، مرزبان و.. نیروهای انسانی هستند که بدون هیچ چشم داشتی به ما کمک می­کنند. ضلع بعدی که کنگره بر مبنای آن می­چرخد، نیروی مالی است که شامل کمکهای هفتگی ما در جلسات و کمکهای ما در لژیون مالی و کمک به زمین کنگره است.

اگر ما هم اکنون در کنار خانواده هایمان هستیم به خاطر کمکهایی است که کنگره به ما نموده است. پس حال نوبت ما است که با کمک مالی و خدمت کردن و عشق ورزیدن به کنگره کمک کنیم. ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می­کاریم، دیگران بخورند.

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران، گزارش جلسات دوشنبه،


کنگره 60 به من چه داد ؟
شنبه 5 دی 1394 ساعت 07:53 | نوشته ‌شده به دست همسقر آمنه | ( نظرات )

هر کسی که باشی و در هر سمتی صبح لباس هایت را می پوشی و کفشی مناسب با کارت را به پا می کنی و پاشنه ی آن را بالا می کشی،یک یا علی میگویی و روزت را شروع می کنی،اوقاتت را در مسیر،محیط کار،مدرسه،دانشگاه و ...به هر شکل که باشد سپری می کنی،متفاوت یا طبق عادت هر روز و روزانه یا سر ماه پولی را دریافت می کنی اما همه ی این ها به کنار ،وقتی از سر کار بر می گردی یا به بیان بهتر وقتی از همه ی دغدغه های بیرون از منزل بر می گردی دنبال جایی ارام،مهم نیست چه قدر وسعت داشته باشد،فقط جایی باشد که بتوانی تجدید قوا کنی،کمی بیارامی،غذایی بخوری و فردا روز را از نو و روزی را نیز از نو آغاز کنی.

کنگره نه تنها برای تجدید قوا بلکه برای بهتر زیستن و بهتر بودن این جای آرام را به ما می دهد؛کنگره خانه ی دوم ماست و مهم تر....کنگره ذهنی آسوده به ما می دهد...

کنگره به من یک صندلی می دهد در هر شعبه ای و در هر لباسی که می خواهم باشم چه در سفر اول یا دوم و باید بنشینم و آموزش ببینم و آن قدر فضا آرام هست و محیط گرم و بی تنش هست که من بتوانم به درمان برسم و آن وقت است که پنجره ای نو رو به من گشوده می شود و من این صندلی آرام را هر کجا که بخواهم با خودم می برم و زندگی ام را ادامه می دهم.

و حال چشم اندازی از آن پنجره که هر لحظه با آموزش رو به من گشوده می شود:من در کنگره یاد گرفتم زندگی یک گذر است و در این گذر باید کاشت ،داشت و برداشت و به پای محصول خود باید بسیار صبر داشت و تلاش نمود اما کنگره به می گوید که اگر علیرغم تمام صبر و تلاشت دیر نتیجه گرفتی نا امید مشو دوباره به صندلی ات بر گرد ،آرام بگیر،بر خودت تمرکز کن و دوباره به آموزش هایت ادامه بده و بدان که اگر تلاش کنی این لحظات طاقت فرسا پایدار نخواهد بود کنگره به من یاد داد تا جواب تمام سوالات خود را نگرفته ام و مسائل خوذ را حل نکرده ام دست از آموزش صبر و استقامت بر ندارم.دلتنگ لحظه های سخت و طاقت فرسا نشوم ،فردا خواهد آمد و مــــــن تعیین می کنم" چگونه".

تصویر زیبایی که من از کنگره گرفتم؛زندگی چیزی جز رفتن و ساختن های پیا پی نیست و در این مسیر کمک گرفتن و یادخالق خود بودن بسیار جان افزا و آرام بخش است.قرار است در لا به لای همه ی این ناکامی ها و مسائل من انسانی عظیم شوم،زیبا شوم،مالک شوم و...خالق مثل خداوند. و این در آرامش و صلح با دانایی و آموزش اتفاق می افتد.

کنگره تصویر درستی از عدالت به من داد ،هر یک درست جایی هستیم که باید باشیم و هر کدام بر اثر عملکرد خود به پایین ترین نقطه و دل تاریکی می رویم و این عین عدالت است و همچنین با تلاش و معرفت به تعادل و حال خوش می رسیم و به عمل سالم نزدیک می شویم و این هم عین عدالت است.

کنگره به من پیام محبت می دهد همان اعجاز واقعی که باعث درمان و پیوند گسسته ما می شود،پیامی که اگر بر اب بخوانی جاری می شود و هر چیز را به تحرک و سازندگی فرا می خواند ،پیامی که بر مصرف کنندگان مواد مخدر و خانواده ها می رسانی، احیا می شوند.

کنگره به من یاد داد :ببخش، تا عاشق شوی ببخش، تا رها شوی ببخش، تا زندگی کنی،ببخش ؛همه کس و همه چیز را ببخش و درست زمانی که مصرف کنندگان، مواد را می بخشند به درمان می رسند و درست زمانی که خود را می بخشیم تغییر می کنییم و درست زمانی که کینه و خشم ، قهر ، حسد و تمام ضد ارزش ها را از وجود خود دور می کنیم و زمین و زمان را می بخشیم رها می شویم و عاشق ؛چرا که به این جهانبینی می رسیم که هیچ چیز مهم تر از وجود نازنین من نیست که به چیزی جز ارزش و نیروهای الهی زیبنده شود پس حاضر نمی شوم به خود و درپی آن به هیچ موجودی آسیب برسانم چنین انسانی که در صراط مستقیم قرار دارد شاید دیر برسد اما قطعا و تدیجا به خداوند نزدیک می گردد و این عشق است منتهی باید رها کرد و بخشید تا عاشق شد.

کنگره تصویری از ساختن به من داد،پیش رفتن و ساختن؛ساختن یک کانون گرم به اسم خانواده که تمام دنیا برای داشتن چنین کانونی درتلاش و حسرتند و تلاش برای حفظ و بقای آن که بهای آن بسیار سنگین است کنگره آن قدر مارا عظیم می کند که بتوانیم ستونی برای دگر اعضا باشیم پس قدر خانواده اول و دوم خود (کنگره) را بدانیم.

بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران، لژیون مجازی،


ما یا می بریم یا می آموزیم
سه شنبه 1 دی 1394 ساعت 11:20 | نوشته ‌شده به دست همسقر آمنه | ( نظرات )

هفتمین جلسه از دور دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران روزهای دوشنبه مورخ  94/9/30با استادی خانم فریبا، نگهبانی خانم ژاله بهمنی و دبیری خانم مریم انصاری با دستور جلسه جهان بینی ورزش، چرا ورزش می کنم ؟ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

من به مثلثی به نام مثلث سلامتی جسم اعتقاد دارم که اضلاع آن خواب، تغذیه و ورزش هستند. همه ما می دانیم که باید خواب ما در شب و بین ساعت 11تا اذان صبح روز بعد باشد. خواب باید حتما عمیق باشد وقتی به خواب عمیق می رویم،برخی ارگانهای بدن فعالیتشان کم و برخی از آنها فعالیتشان زیاد می شود. پس خواب شب باید اتفاق بیافتد تا یک سری سموم از بدن ما دفع شوند و اگر در شب خواب خوبی نداشته باشیم، روز خوبی را هم نخواهیم داشت. در شبکه های مجازی خیلی پیامها راجع به تغذیه می بینیم و این پیامها نمی تواند در مورد همه انسانها صدق کند. چون بدن افراد با یکدیگر تفاوت دارد. چیزی که در این میان مهم است این است که الگوی تغذیه باید طبیعت پیرامون ما باشد. در هر فصلی از سال که باشیم باید از میوه ها و محصولات همان فصل تغذیه کنیم.کسانی که از میوه ها در فصل خاص خود استفاده می کنند، سلامت بیشتری دارند.

اگر به طبیعت دقت کنیم حیوانات پس از بیدار شدن از خواب، عضلات خود را می کشند و سپس آب می خورند که این می تواند برای ما نیز الگو باشد. یکی از بیماریهای خاموش در انسان پوکی استخوان است که از 25سالگی شروع می شوند و روند کند و اجتناب ناپذیری دارد. ما با ورزش کردن می توانیم این بیماری را هر چه بیشتر به تاخیر بیاندازیم.

چرخه سیستم ایکس با ورزش فعال می شود و جذب بدن ما با ورزش کردن بالا می رود. سیستم ایکس به چربی ها دستور سوخت و ساز می دهد و قند برای ماهیچه ها تولید می شود. پس طی یک مکانیسم ساده می توانیم سیستم بدنمان را درست کنیم.

سیستم دفاعی بدن نیز با ورزش به صورت غیر مستقیم بسیار فعال می شود. پس با ورزش به نشاط و سلامتی می رسیم و سیستم دفاعی بدنمان فعال می شود. حتی بیماریهایی مانند سرطان را می توان با ورزش درمان نمود.

روند پیری در انسان اجتناب ناپذیر است ولی ورزش کردن این روند را نیز کند می کند. با بالا رفتن سن پوست ما شل شده حالت چروک پیدا می کند چون ماهیچه های زیر آن تحلیل می رود و با ورزش جلوی کوچک شدن ماهیچه و در نتیجه چروک شدن پوست را می توان گرفت.

ما در جامعه زندگی می کنیم و اگر ورزش کنیم می توانیم با نشاط و با روحیه باشیم و این حالت را به دیگران نیز القاء کنیم.

ما در ورزش کنگره باخت نداریم کسی که ورزش می کند اینجا فقط برنده است. شعار کنگره این است که ما یا می بریم یا می آموزیم و هیچ وقت هیچ باختی در زندگی ما نیست.

در خارج از کنگره در دنیای ورزش چون بعضی افراد به باخت فکر می کنند در سطح حرفه ای ممکن است دوپینگ کنند و به این ترتیب است که دچار خمر می شوند.

مسافران و همسفران با ورزش کردن ثابت می کنند که زنده اند و خود را دوست دارند و نگذاشته اند که اهریمن آنها را نابود کند.

اگر دقت کرده باشید در هنگام ورزش کردن محال است به غم و غصه هایمان فکر کنیم. نیروهای بازدارنده همیشه هستند و این ما هستیم که با کارهایی چون ورزش کردن جلوی آنها را می گیریم.

هر گاه برای ورزش و شروع آن تنبلی کردید از حقه ای به نام ذره ذره که استاد امین آن را یاد داده اند، استفاده کنید. یعنی کم کم یک روز از خواب زود بیدار شوید  ذره ذره دست و روی خود را می شویید، و ناگهان می بینید وسط پارک طالقانی در حال ورزش هستید.

در پایان صحبت استاد ارجمند از اعضا خواهش کردند که به به ورزش کنگره در پارک طالقانی ملحق شوند و گفتند که اعضای ورزشی کنگره با آغوش باز آنها را می پذیرند.


تهیه و ارسال گزارش : همسفر الهام

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی، همسفران،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات