سی دی عقاب درون (مهندس دژاکام)
سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت 15:34 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


هر انسانی در وجودش عقابی دارد که خود نمیداند، شاید راه دانسنتن را نمیداند واگر بداند آنگاه آنرا تعلیم میدهد و برای پرواز آماده و مهیا میگرداند..استاد سیلور میگوید من عقاب بودن را تجربه کرده ام، عقاب موجودی ست خیلی سریع ، تیز وتند و بانگاه بسیار عمیق و نافذ و شاید ندانید دقیق و با تفکر عمل می نماید..مثال:شما اگر بروید بالای یک ساختمان بیست طبقه و پایین یک انسان با موجود دیگه نمیتوانید تشخیص بدهید ولی عقاب در ارتفاع پونصد متری هزار متری داره پرواز میکند و روی زمین یک موش ب رنگ زمین هست و ازاون بالا تشخیص میدهد و اینقدر تیز ودقیق میاد پایین و طعمش رو میگیرد و بلند میشود ک هیچ هواپیما و جت جنگی نمیتواند این قدرت مانور رو داشته باشد وبااون سرعت شیرجه بیاد و با اختلاف ده سانتی متری زمین شکارش رو بردارد و اگه در محاسباتش اشتباه بکنه همچین ب زمین برخورد میکنه ک تیکه تیکه بشود ..عقاب دقیق و باتفکر عمل می نماید و دیمی حرکت نمیکند و در جایگاهی قرار میگیرد که بارها آنرا بررسی می نماید و آنگاه اطمینان یافت که به همه جهت میتواند کاملا مسلط باشد آشیانه محکم و بدور از هر موجود دیگری بنا میکند.واین پرنده تشبیح کردیم ب عقاب درون شما باید به این شکل باشد ک جایگاهمون دست نیافتنی باشد. جایگاه یکسری از افراد آنقدر بالاست ک هرکسی بخود اجازه ورود نمیدهد و یک مصرف کننده آنقدر جایگاهش پایین هست که هر کس ب راحتی ب آن ورود میکند..کلام دربیان اثر دارد اما عمل آنرا به قله می رساند و یکی از عمل های شما ابراز محبت است ، ابراز محبت به انسان، به فرامین خداوند به ارزش ها، ابراز محبت بلاعوض ک محبت انجام بدیم ولی توقع نداشته باشی واین عمل کردن است ک مارا به قله ها می رساند ..نگهبان سوال میکند که منظور عقاب سفید برای هر انسان منظور انسان بدون جسم است و اگر جسم انسان را خارج بکنیم بقیش بمونه میشود عقاب؟ استاد میگوید:انسان با کالبد خود توانایی آنرا ندارد که به هر جا بخواهد برود،اشخاص کمی در طول حیات زمینی این کار را انجام میدهند واین دو حالت دارد که یکسری ترفند میکنند شعبده بازی میکنن و یا با توانایی ک در کالبد های خود دارند اشنا شده و از نیروی آنها ب نحو خوبی برخورداره .انسانی که با جسم هستش کاملا سنگین است و قادر به سیر کردن نیست و کالبدهایی که غیر از جسم می مونه و طوری آفریده شده اند که با قوای دیگر آنها را میتوان مانند پرنده به پرواز درآورد و اون نیرو وه قوه تشبیح کردیم به عقاب و برخی ها ممکنه حتی پرنده دست آموز هم نباشند ..قدرت تفکر و توانایی و پرورش، که همه این ها خصوصیات پرنده ایست که در زمین ما در عقاب مشاهده میکنیم ..هر انسان بخواهد از بدن و یا کالبد خارج بشود از مواد مخدر استفاده میکند و برخلاف قانون عمل کرده.هر کس بخواهد به مراحل بالا برسد باید تسکیه و پالایش بشود (از فرمان تا خود فرمانی بسیار فاصله هست) پروازی ک طبق فرمان باشد دارای پر اهوارایی ست و به انسانی داده میشود که وقت آن برسد ..و این مطالب و آموزش و تعلیم است برای کسانی که فکر میکنند که همه کارها را خوب میدانند اما برای نجام آن دچار چندگانگی میشوند بخصوص کسانی که بخواهند عقاب وجود خود را کشف کنند و گاهی ممکن است به کرکس یا لاشخور بنمایند .

 
تهیه و ارسال: مسافر ناصر دوستی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی، گزارش جلسات شنبه،


سی دی ید واحده ( مهندس دژاکام)
سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 13:26 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


به نام قدرت مطلق

انسانها تصور می کنند که اگر یک سری توانائیها را داشته باشند زندگیشان بهتر میشود در صورتی که یک سری از توانائیها می تواند زندگی را به مخاطره بیندازد.

انسان پیچیدگی های خاص خودش را دارد که شامل صور آشکار و صور پنهان می شود و معتقدیم که زندگی انسان از روز الست شروع شده است حالا این روز کِی و کجا بوده نمی دانیم فقط می دانیم که از آن روز زندگی ما شروع شده است البته قبل از آن هم بوده ولی از روز الست وارد یک مرحله دیگر می شود. انسان اگر یک سری چیزها را نداند بهتر است و آن دانستن در آن اختلال به وجود می آورد. فکر کن که شما بتوانید ذهن انسانها را بخانید و اگر این طور باشد انسان دیگر نمی تواند زندگی بکند و خداوند یک حکمتی در این دیده که اینگونه ما را به وجود آورده است. ارتباط خونی و فیزیکی چیز مهمی نیست و در اصل یک قرارداد است که بعد از چند سال از بین می رود. جسم ها همه وسیله اند مثل دوچرخه یا ماشین که ما سوار آن می شویم و آن حرکت می کند جسمی که با شماست ممکن است با شما نسبتی داشته باشد مثل خاهر، برادر، پدر یا مادر ولی روح آنها ممکن است هم با شما نسبت داشته باشد هم ممکن است نسبت نداشته باشد و قطعاً این طور نیست که چون جسمش با شما نسبتی دارد روحش هم با شما نسبت داشته باشد در نتیجه به دنبال روح مشترک و یافتن خویش است و وقتی پیدا کرد در آن مرحله به یاری فرد می¬شتابد ما همه در جهانی که باشیم خویشانی داریم که از نظر جسمی هیچ موضوعیتی با ما ندارند و جمع این روح ها را ید واحده می گویند ما در کنگره ممکن است که از نظر فیزیکی هیچ نسبتی با هم نداشته باشیم ولی از نظر روح مشترک باشیم از نظر روح یک ید واحده باشیم که البته این در سمت و سوی مثبت است و حتی نیروهای منفی و شیطانی هم می توانند با هم جمع بشوند و یک ید واحده به وجود بیاورند. در مرحله بعد خواست، تقدیر، و فرمان الهی است. خواست رو همه می دانیم چه هست چیزی که انسان دوست دارد و میخواهد.

تقدیر نامه پیشین است قبل از تولد از روز الست مشخص شده است. فرمان الهی هم به طور خاص است به طور عام نیست و برای هر کسی صادر نمیشود.

 

تقدیر یعنی اگر کسی قرار باشد سر راه شما قرار بگیرد در نهایت میگیرد مثل ازدواج اما ازدواج تا حدی میتواند خواست هم در آن دخیل باشد و مهمترین چیزی که از بین اینهاست دست خود ما است فقط خواستن است. ما همیشه فکر میکنیم که باید آن پیش آید که ما می گوییم و ما فقط دوست داریم که قضا و قدر به نفع ما باشد پس یک سری چیزها بر ما وارد می شود که ما فکر می کنیم مصیبت است و من می گویم در آن مصیبتی که وارد می شود یک نکاتی نهفته است یعنی بعضی بلاها که بر سر انسان می¬آید بعداً معلوم می¬شود که چه چیزهایی در آن نهفته است، اما توان جسم بسیار آسیب پذیر است ولی روح حرکت دهنده آن و اگر دشوار نباشد در برابر این مسائل به زودی به قهقرا میرود و دیگر به درجه ای از معرفت دست نمی¬یابد. اما در زمان مرگ که در واقع آغاز جداگانه ای است درمیاید که پشت سر چه گذشته است وقتی که وارد مرحله ی بعدی می شوید نامهُ اعمال می شود همان نامه ُ پیشین که حالا خوب است یا بد ما با شما راه طویلی داریم پس تلاش شما در راه مشترک ما را به نتایج مطلوبی خواهد رساند. و یک مثلث میشود که یک ضلعش خواست، یک ضلعش تقدیر و یک ضلعش فرمان الهی است.

 


منبع : وبلاگ لژیون علی ضیایی


تهیه و ارسال: مسافر وحید صدیق


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: مهندس دژاکام،

سی دی تنها آمدن، تنها رفتن (مهندس دژاکام)
دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 14:34 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )

  ما اکثرا تنها به این جهان می آییم. بعد با خود آشنا می شویم و سپس حکم می یابیم در جمع، با مفهوم مهربانی ادامه حیات دهیم.تا زمانیکه مهر و محبت بین انسانها نباشد ادامه حیات بسیار سخت و دشوار است. روابط انسان با پدر،مادر،محیط و جامعه ای که در آن زندگی می کند،همه بر مبنای کشش عشق و محبت و مهربانی است.چه بخواهیم و چه نخواهیم ،ما با مفهوم مهربانی دور هم جمع شده ایم گرچه شاید در بسیاری موارد کاملا از این مفهوم خارج شده ایم،بنابراین باید ذره ذره با آن آشنا شویم.

در این مورد که در جمع هستیم ،چگونه باید از زندگی بهره مفید ببریم.ولی در این میان دچار مشکلاتی می شویم. زندگی بدون مشکلات هیچ معنا و مفهومی ندارد.مهم ترین قسمت همین جاست بعبارتی مهم ترین قسمت حیات همین دچار مشکل شدن است که باید به توانایی ها دست پیدا کنیم. حال چه کار باید بکنیم ،چه چیزها و تواناییها یی لازم است و چگونه باید از زندگی بهره مفید ببریم؟ پاسخ این است که ما باید در این سه پارامتر قوی و نیرومند شویم:

قدرت تفکر مهمترین مسئله برای هر انسانی و در تمام سطوح زندگی او است.بعضی انسانها ابتدا حرف می زنند و عمل و فعلی را انجام می دهند ،سپس فکر می کنند.اینها انسانهایی هستند که در مراتب پایین اندیشه ،تفکر و تکامل قرار دارند و همیشه برای خود ایجاد مشکل می کنند.اما انسانهای خردمند ابتدا فکر می کنند و بعد عمل می کنند. اصولا مسیر زندگی ما را تفکر تعیین می کند.قدرت تفکر یعنی بررسی انتهای موضوع که چگونه خواهد شد. انسانهایی می توانند مشکل را حل کنند یا به مشکل بر نخورند که دارای قدرت تفکر باشند.

وقتی تفکر کردیم و از نظر فکری به نتیجه رسیدیم ،حالا باید قدرت انجام عمل آن را داشته باشیم.در واقع قدرت تفکر را باید به انجام عمل رساند.در جهان ما تفکر ،قدرت مطلق حل نیست .انسانهای پیشرفته در این سطح قدرت انجام عمل را دارند.نکته دیگر اینکه قدرت عمل فقط برای کارهای خیلی بزرگ نیست بلکه از همین مراتب پایین و کارهای کوچک هم شروع می شود.مثل به انجام رساندن منظم و مفید فعالیتهای روزانه.

قدرت و ارزش فیزیک بدن از اهمیت بسیار بسیار بالایی برخوردار است.متاسفانه یکسری بدآموزیها مثل اینکه ،معنویات ،روح ،اندیشه و ... اصل کار است و جسم مادی مهم نیست و فناشدنی است،وجود داشته و صحیح نیست.همانقدر که معنویات ارزش دارد ،مادیات و قدرت جسمی هم در جای خودش ارزشمند است.همان اندازه که روح ارزش دارد و باید پالایش شود ،جسم هم ارزش دارد و باید پالایش و قوی و محکم شود.پس قدرت فیزیک بدن به همان اندازه معنویات با ارزش است.به همین دلیل در کنگره ورزش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و همانقدر که بر روی جهان بینی و تفکر و اندیشه کار می کنیم ،به ورزش هم باید بپردازیم.بنابراین باید تا روزی که زنده هستیم فیزیک بدن را شاداب، سرحال و در بهترین وضع ممکن نگاهداریم.باید ورزش برای مسافرها و همسفرها اهمیت فراوان داشته باشد.

در نتیجه در طول این تنها آمدن و تنها رفتن ،اگر این مثلث (قدرت تفکر- قدرت انجام عمل- قدرت فیزیک بدن) را خوب رسم نمایید ،بدون هیچ ابهامی از این مراحل حیات عبور خواهید نمود و در پایان سفر که به ظاهر تنها هستید تنها نخواهید بود.(چون اگر این مثلث را درست رسم نماییم با تمام انسانها رابطه نیکو و حسنه و پیوند محبت و دوستی برقرار می کنیم. و کسانیکه پیوند محبت و دوستی بین آنها برقرار است ،پس از مرگ هم با هم هستند و همدیگر را می یابند.)

و این به آنچه انجام داده اید یک گام بسیار عظیم برداشته اید که در دفتر و اوراق ثبت می شود.مشروط بر اینکه بین این تنها آمدن و تنها رفتن را با آن مثلث ،خوب کامل نمایید.آنگاه خواهید دید که رنج (سختیها و رنجهایی را که طول زندگی متحمل شده اید) تبدیل به گنج معنوی(اطلاعات،اندیشه ،آگاهی ،عشق و...) خواهد شد که با آن سفر با خود می برید.

منبع: وبلاگ لژیون علی ضیایی
 
تهیه و ارسال: مسافر شاهین
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


سی دی کسب و کار (مهندس دژاکام)
یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 ساعت 09:58 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


کسب و کار

رودخانه هرگز به عقب بر نمی گردد و وقتی به بستر آرام میرسد چه صاف شده است و در آرامش

مسئله ای که امروز در مورد آن صحبت می کنیم کار و کاسبی هست این دستور جلسه در ادامه دستور جلسه قبلی که در مورد پول بود می باشد .در جلسه قبل عده ای در مورد پول صحبت کردند که پول مثل چرک کف دست هست و بدرد نمی خورد و عده ای دیگر هم عقیده داشتند که پول چیز خوبی است ولی ما به این نتیجه رسیدیم که پول میتواند یک نیروی مستحکم و عظیم الهی باشد و پول میتواند یک نیروی مخرب شیطانی باشد و این بستگی به استفاده ما از آن دارد و ما باید به گونه ای عمل کنیم که پول اسیر و در اختیار ما باشد نه اینکه ما اسیر پول باشیم و اگر در راه درست استفاده کنیم بسیار چیز خوبی خواهد بود.

نکته مهم و اساسی این است که ما نیاز به پول داریم و باید درآمد و کسب و کار داشته باشیم و پول در آوریم و برنامه ریزی کنیم.

جلسه امروز در مورد کار و کاسبی هست که برای خیلی ها این مسئله روشن نشده ، کار و کاسبی یک سلسله مراتب و تشریفات و برنامه ریزی دارد ، اگر شما مهندسی از بهترین دانشگاه هم داشته باشی وقتی به کارخانه ای میروی آنجا باید یکسری دوره کارآموزی ببینی و از بدو ورود پذیرفته نخواهی شد و باید ببینی در عمل چند مرده حلاج هستی.

پول درآوردن راه و روش و سختیهایی دارد و برای اینکه در کاری استاد کار و ماهر شوی باید پله پله و قدم به قدم از شاگردی و کارگری ساده شروع کرد تا به مراحل بالا پس از چند سال رسید.در کنگره هم وقتی به رهائی میرسی و در آرامش هستی بایستی تفکر کنید و بر مبنای تفکر ببینیم چه بلد هستی ، آیا تخصص داری، سرمایه و آشنائی داری؟ آنچه که داری باید ارائه کنی و در این مورد مسئله را به مشارکت میزارم تا کسانی که در کار و کسب تجربه دارند ، تجربه خود را با دیگران به مشارکت گذاشته تا دیگران نیز راه و روش را یاد بگیرند .

لطفا" برای دیدن کل مطلب روی ادامه مطلب کلیک فرمائید

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


سی دی دنیای تازه ( مهندس دژاکام )
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ساعت 22:35 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


ابتدا مهندس سخنان خود را با پیامی برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن رو کرده اند شروع می کنند.این دنیای تازه شامل دو بخش می شود:

صور آشکار و صور پنهان.

اگر بخواهیم به هستی نیز توجه کنیم متوجه می شویم که آن هم به دو قسمت صور آشکار و صور پنهان تقسیم می شود.و گفته می شود که هستی،متجلی نور خداوند است.

در دنیای تازه برای ما که مصرف کننده بوده ایم،وقتی به درمان می رسیم؛به صورت فیزیکی هم به دنیای دیگری پا می گذاریم.حتی خود کنگره هم جهان دیگری است.حال چه برای سفر اولی که می خواهد تبدیل شود چه سفر دومی ها که تا حالا مصرف کننده بوده اند و اکنون به قطع مصرف رسیده اند.

درست است که جهان همان جهان است،خانه همان خانه است و...ولی میان ماه من و ماه گردان فاصله از زمین تا آسمان است.

یعنی از نقطه ای که حرکت می کنیم و می ایستیم هر دو یکی هستند؛ولی خدا می داند که چقدر تفاوت دارند.منظورم این است که دنی همان دنیا است،ولی برداشت ما کاملا دگرگون می شود.یعنی از ظلمات به نور.

مهم نیست که چه داریم و چه نداریم.من ملک و خانه ندارم و یا میلیارد ها سرمایه دارم.مهم نیست که کجا هستم و چه کاری می کنم ویا به چه زبانی صحبت می کنم و چه آیینی دارم.اینها هیچ کدام مهم نیستند.تنها این مهم است که چطور فکر می کنم و زاویه دید من چگونه است؟

شخصی 50میلیارد سرمایه بانکی اش است و دیکری رفته گری است با حقوق ماهیانه 300هزار تومان.چه کسی می تواند بگوید که کدامیک خوشبخت تر است؟تفاوت این ها در چیست؟

در بهره برداری از زندگی است!

شاید آن شخص پولدار مرتب در حال حساب کتاب و حرص خوردن باشد؛ولی آن رفته گر به سادگی و راحتی زندگی می کند و آرامش دارد.پس فکر و اندیشه شخص است که تعیین کننده می شود و ما فقط ظاهر قضیه را می بینیم.

انسان هایی که دارای حسادت و کینه هستند،بیشترین رنج را خودشان می برند.انسان هایی که مرتب خلاف می کنند،بیشترین رنج را خودشان می کشند.ما می توانیم با این زاویه دید درونیمان مطالب را خوب یا بد ببینیم و یا چگونه استنباط کنیم.و این کار اصلا آسوده نیست که بگوییم از فردا زاویه دیدم را عوض می کنم،بلکه باید از پایه و ریشه درست بود.و انسان اگر بخواهد کاری را انجام دهد باید دلیل داشته باشد،وگرنه آن کار سطحی می شود.

مثلا این خیلی خوب است در حرف همدیگر را دوست داشته باشیم،ولی باید بدانیم چرا باید دوست داشته باشیم و یا اینکه چرا نباید دروغ بگوییم.چون خیلی سخت است که مثلا دیگر رشوه نگیریم و دست از سر این کارها برداریم.و ندانیم که چرا نباید رشوه بگیریم.چون عادت کرده ایم و حتی گاهی اوغات اگر کسی هم این کار را انجام دهد می گوییم که فلانی زرنگ است.


بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


خلاصه سی دی تعادل (امین دژاكام)
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ساعت 22:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


نمیشود بگوییم خواستۀ درونی یك كار خیلی بزرگ و كشف بزرگی است؛ یك كرم هم یك وظیفه ای برعهده اش است. وقتیكه انسان از خواستۀ درونی خودش دور میشود، آرامش از او گرفته میشود. مثلاً؛ حیواناتی كه در باغ وحش هستند، چون آنها را از خواستۀ خودشان دورشان كرده ایم و دیگر حال خوبی ندارند. در جزوه جهان بینی آمده است كه یك سطح را برای مثلث دانائی در نظر میگیریم. برای خواسته درونی باید سطوح را در نظر بگیریم؛ یك موجود تا زمانیكه در یك حلقه حیات است، باید درآن به تكامل برسد. از طبقه (سطح) چهارم به پنجم یك جهش محسوب میشود، اگر صفحات را در نظر بگیریم، كوتاهترین مسیر برای رسیدن به سطح بعدی "عمودی" است؛ طبقه بالاتر درجه انرژی بیشتری دارد. مثلاً یك آشپز با پختن غذای جدید به طبقه بالاتر میرود. 3 حالت كلی داریم: در جهت خواستۀ درون حركت كنیم. (رفتن به سطح بالائی) انجام كارهائی كه در جهت خواستۀ خواسته نیستند. (دور زدن در سطح خود) چیزهائی كه یاد گرفته ایم را از دست بدهیم. (رفتن به سطح پائین) در سوره حمد ذكر شده است كه؛ "خداوندا ما را به راه راست هدایت كن"، برای هر موجود یك صراط مستقیم (خواستۀ درونی) در نظر گرفته شده است. حال اگر در صفحۀ پائینی شروع به حركت (حالت 3) شروع به حركت بكنیم؛ تلاش میكنیم ولی هیچ حركتی نداریم. مانند: ضالین یا همان گمراهان كه در سورۀ حمد گفته شده است. خیلی مشق ها را مینویسند ولی در تكامل آنها تأثیری ندارد. كسانی كه در مسیر درست و یا صراط مستقیم قرار میگیرند هدایت را احساس میكنند. مثل كسانی كه در سفر اول، روی برنامه حركت میكنند، هدایت را احساس میكنند. خواستۀ درونی شامل 2 بخش میشود: رسیدن به تعادل رسیدن به تعالی یك كودك اول باید بتواند راه برود، بعد بدود ( تمثیلِ تعادل و تعالی). یا اینكه شخص هنوز به تعادل نرسیده است به او مسئولیتی بدهند، در خود و اطرافیانش تخریب بوجود می آورد. تعریف عدالت: در هستی یكسری قوانین هست كه دارند كار خودشان را انجام میدهند مثل قانون جاذبه، قانون انجماد، قانون تابش و باز تابش و... مفهوم عدالت این هست كه، فرقی نمیكند كه شما چه كسی باشید، قوانینی كه در هستی وجود دارند برای همۀ یكسان عمل میكنند. قوانین دو قسم هستند؛ قوانینی كه در كل هستی وحود دارند و دیگری قوانینی هستند كه در هركدام از اجزاء وجود دارد. بعبارتی؛ یكسری را طبیعت بوجود می آورد و یكسری را ما بوجود می آوریم. مثلاً كسی كه وادی نهم را تمرین كرده باشد در آب سرد بیشتر دوام می آورد. تعادل: در فیزیك 3 تعریف از تعادل داریم: تعادل پایدار تعادل ناپایدار تعادل بی تفاوت هر جسم در هستی میتواند یكی از این حالات را داشته باشد. تعادل پایدار: اگر ما جسمی را تحت فشار قرار بدهیم، یا انسانی را تحت آزمون قرار بدهیم و در او آشوب بوجود بیاوریم، پس از یك مدت دوباره به حالت قبلی خودش باز می گردد. مانند انسانهائی كه در صراط مستقیم (خواستۀ درونی) هستند و تلاشی كه میكنند باعث آرامش و انرژی در آنها میشود. تعادل ناپایدار: اگر ما جسمی را تحت فشار قرار بدهیم، یا انسانی را تحت آزمون قرار بدهیم و در او آشوب (تكانه) بوجود بیاوریم، پس از یك مدت، به حالت قبلی خودش باز نمی گردد، از جایگاه خودش سقوط میكند. مثلاً؛ شما به یك مرزبان حرفی بزنید و مرزبان یك حركتی بكند كه آقای مهندس او را از مرزبانی بركنار بكند. انسانهائی كه به سختی یك مسیر را میروند ولی جایگاه ناپایدار و سستی دارند، مثل كسی كه ده سال است با سقوط آزاد ترك كرده است، به محض اینكه یك ضربه به او وارد شود، میرود مواد مصرف میكند. چون نیروی مكمل (سیستم خمر بدن) در او راه اندازی نشده است. تعادل بی تفاوت: قبل از ضربه و بعد از ضربه هیچ تفاوتی نمیكند، نسبت به سطح تغییری نمیكند. اگر شخصی در گمراهی باشد، مثل بیابان است كه تفاوتی نمیكند به كدام طرف برود، نه برنامه دارد، نه نه هدفی را دنبال میكند، فرقی نمیكند به كجا میرود؛ یكی از دوستانش میگوید می آیی برویم شمال، میرود. یكی دیگر میگوید می آیی برویم مشهد، میرود. خواستۀ درونی هر موجودی، همان صراط مستقیمی است كه خداوند (نیروی برتر) انسان را در آن راستا قرار میدهد كه بیشترین تكامل را به همراه دارد. چون ما وقت نداریم كه تمام این راه ها را امتحان كنیم تا خواستۀ درونی خود را پیدا كنیم، پس باید از یكسری از خواته های نامعقول صرف نظر كنیم.


تهیه و ارسال : مسافر مرتضی بهشتی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic