سی دی عقاب درون (مهندس دژاکام)
سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت 15:34 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


هر انسانی در وجودش عقابی دارد که خود نمیداند، شاید راه دانسنتن را نمیداند واگر بداند آنگاه آنرا تعلیم میدهد و برای پرواز آماده و مهیا میگرداند..استاد سیلور میگوید من عقاب بودن را تجربه کرده ام، عقاب موجودی ست خیلی سریع ، تیز وتند و بانگاه بسیار عمیق و نافذ و شاید ندانید دقیق و با تفکر عمل می نماید..مثال:شما اگر بروید بالای یک ساختمان بیست طبقه و پایین یک انسان با موجود دیگه نمیتوانید تشخیص بدهید ولی عقاب در ارتفاع پونصد متری هزار متری داره پرواز میکند و روی زمین یک موش ب رنگ زمین هست و ازاون بالا تشخیص میدهد و اینقدر تیز ودقیق میاد پایین و طعمش رو میگیرد و بلند میشود ک هیچ هواپیما و جت جنگی نمیتواند این قدرت مانور رو داشته باشد وبااون سرعت شیرجه بیاد و با اختلاف ده سانتی متری زمین شکارش رو بردارد و اگه در محاسباتش اشتباه بکنه همچین ب زمین برخورد میکنه ک تیکه تیکه بشود ..عقاب دقیق و باتفکر عمل می نماید و دیمی حرکت نمیکند و در جایگاهی قرار میگیرد که بارها آنرا بررسی می نماید و آنگاه اطمینان یافت که به همه جهت میتواند کاملا مسلط باشد آشیانه محکم و بدور از هر موجود دیگری بنا میکند.واین پرنده تشبیح کردیم ب عقاب درون شما باید به این شکل باشد ک جایگاهمون دست نیافتنی باشد. جایگاه یکسری از افراد آنقدر بالاست ک هرکسی بخود اجازه ورود نمیدهد و یک مصرف کننده آنقدر جایگاهش پایین هست که هر کس ب راحتی ب آن ورود میکند..کلام دربیان اثر دارد اما عمل آنرا به قله می رساند و یکی از عمل های شما ابراز محبت است ، ابراز محبت به انسان، به فرامین خداوند به ارزش ها، ابراز محبت بلاعوض ک محبت انجام بدیم ولی توقع نداشته باشی واین عمل کردن است ک مارا به قله ها می رساند ..نگهبان سوال میکند که منظور عقاب سفید برای هر انسان منظور انسان بدون جسم است و اگر جسم انسان را خارج بکنیم بقیش بمونه میشود عقاب؟ استاد میگوید:انسان با کالبد خود توانایی آنرا ندارد که به هر جا بخواهد برود،اشخاص کمی در طول حیات زمینی این کار را انجام میدهند واین دو حالت دارد که یکسری ترفند میکنند شعبده بازی میکنن و یا با توانایی ک در کالبد های خود دارند اشنا شده و از نیروی آنها ب نحو خوبی برخورداره .انسانی که با جسم هستش کاملا سنگین است و قادر به سیر کردن نیست و کالبدهایی که غیر از جسم می مونه و طوری آفریده شده اند که با قوای دیگر آنها را میتوان مانند پرنده به پرواز درآورد و اون نیرو وه قوه تشبیح کردیم به عقاب و برخی ها ممکنه حتی پرنده دست آموز هم نباشند ..قدرت تفکر و توانایی و پرورش، که همه این ها خصوصیات پرنده ایست که در زمین ما در عقاب مشاهده میکنیم ..هر انسان بخواهد از بدن و یا کالبد خارج بشود از مواد مخدر استفاده میکند و برخلاف قانون عمل کرده.هر کس بخواهد به مراحل بالا برسد باید تسکیه و پالایش بشود (از فرمان تا خود فرمانی بسیار فاصله هست) پروازی ک طبق فرمان باشد دارای پر اهوارایی ست و به انسانی داده میشود که وقت آن برسد ..و این مطالب و آموزش و تعلیم است برای کسانی که فکر میکنند که همه کارها را خوب میدانند اما برای نجام آن دچار چندگانگی میشوند بخصوص کسانی که بخواهند عقاب وجود خود را کشف کنند و گاهی ممکن است به کرکس یا لاشخور بنمایند .

 
تهیه و ارسال: مسافر ناصر دوستی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی، گزارش جلسات شنبه،


سی دی کبر ( آقای امین دژاکام )
دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت 10:59 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )

ما در مقوله جهان بینی  با مسئله شرک آشنا شدیم، شرک را به عنوان نقض فرمان و یا اینکه انسان در عمل و نه در کلامبه مفهوم اجرای فرمان دیگران به جای فرمان خداوند در شرایطی که شخص این عمل را به نفع خود می بیند.

 در همه ادیان فرمان هایی وجود دارد، اما شخص به عنوان مثال می داند، رشوه گرفتن کار ضدارزشی است اما وقتی مورد خوبی به او پیشنهاد شد؛ رشوه را قبول می کند، این می شود شرک؛ یعنی فرد دیگری می شود خالق شخص.

در اولین مرتبه که شرک اتفاق بیفتد، در واقع شخص وارد یک فضایی می شود یعنی از یک دربی وارد می شود که هر چه جلوتر برود آن درب کم رنگ می شود تا جایی که زمانی می بیند دربی وجود ندارد و راه بازگشتی نیست.

در اعتیاد هم همین مسئله بوجود می آید، اولین مرتبه ای که شخص مواد مصرف می کند چیزی یا کسی او را مجبور نکرده اما در مسیری می افتد که در ادامه مجبور به ادامه ی مصرف می شود یعنی نیرویی بوجود می آید که شخص را اجبار به مصرف می کند و از تعادل به بی تعادلی می کشاند.

در تمام دنیا و ادیان و مکاتب، داستان آدم و حوا وجود دارد، در داستان آدم و حوا نقطه ای شیطان می آید و به آدم و حوا می گوید: اگر شما به این درخت نزدیک شوید و از آن استفاده کنید تبدیل به یک چیز بهتری خواهید شد و آنها نقض فرمان می کنند و شرک اتفاق می افتد، و زمانی که با خداوند روبرو می شوند، خداوند دستور می دهد و می گوید شما باید بروید پایین و بخششی وجود ندارد.

در کلام الله هم آمده که در شرک بخششی وجود ندارد.

من خودم فکر می کردم آغاز ورود به تاریکی شرک است ولی وقتی کمی جلوتر می آییم به داستان خود ابلیس و خداوند می رسیم، یعنی زمان خلقت انسان که خداوند امر کرد همه سجده کنند و ابلیس این کار را انجام نداد، و در اینجا ابلیس کبر ورزید.

از ابلیس سوال شد چرا سجده نکردی؟

ابلیس در جواب گفت: من از آتشم و او از خاک، من برترم و من بهترم.

در متن این داستان کبر یه معنی برتری در جوهر و ماهیت است.

و به ابلیس می گوید: برو تو از رانده شدگانی، به آدم و حوا می گوید شما بروید پایین اما به ابلیس می گوید تو از رانده شدگانی...

خداوند نور آسمان و زمین است، هیچ موجودی از خودش نوری ندارد مگر آن نوری که خداوند به او داده است، و در جایی می گوید بعضی ها برای خودشان نوری ایجاد می کنند و خداوند آن را خاموش می کند.با در کنار هم گذاشتن اینها می توانیم به معنی رانده شدن برسیم:

زمانی که می گوید رانده شو یعنی از نوری که به همه داده می شود از رانده شده گرفته می شود.


بقیه درادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: سی دی، کبر،

سی دی دنیای تازه ( مهندس دژاکام )
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ساعت 22:35 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


ابتدا مهندس سخنان خود را با پیامی برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن رو کرده اند شروع می کنند.این دنیای تازه شامل دو بخش می شود:

صور آشکار و صور پنهان.

اگر بخواهیم به هستی نیز توجه کنیم متوجه می شویم که آن هم به دو قسمت صور آشکار و صور پنهان تقسیم می شود.و گفته می شود که هستی،متجلی نور خداوند است.

در دنیای تازه برای ما که مصرف کننده بوده ایم،وقتی به درمان می رسیم؛به صورت فیزیکی هم به دنیای دیگری پا می گذاریم.حتی خود کنگره هم جهان دیگری است.حال چه برای سفر اولی که می خواهد تبدیل شود چه سفر دومی ها که تا حالا مصرف کننده بوده اند و اکنون به قطع مصرف رسیده اند.

درست است که جهان همان جهان است،خانه همان خانه است و...ولی میان ماه من و ماه گردان فاصله از زمین تا آسمان است.

یعنی از نقطه ای که حرکت می کنیم و می ایستیم هر دو یکی هستند؛ولی خدا می داند که چقدر تفاوت دارند.منظورم این است که دنی همان دنیا است،ولی برداشت ما کاملا دگرگون می شود.یعنی از ظلمات به نور.

مهم نیست که چه داریم و چه نداریم.من ملک و خانه ندارم و یا میلیارد ها سرمایه دارم.مهم نیست که کجا هستم و چه کاری می کنم ویا به چه زبانی صحبت می کنم و چه آیینی دارم.اینها هیچ کدام مهم نیستند.تنها این مهم است که چطور فکر می کنم و زاویه دید من چگونه است؟

شخصی 50میلیارد سرمایه بانکی اش است و دیکری رفته گری است با حقوق ماهیانه 300هزار تومان.چه کسی می تواند بگوید که کدامیک خوشبخت تر است؟تفاوت این ها در چیست؟

در بهره برداری از زندگی است!

شاید آن شخص پولدار مرتب در حال حساب کتاب و حرص خوردن باشد؛ولی آن رفته گر به سادگی و راحتی زندگی می کند و آرامش دارد.پس فکر و اندیشه شخص است که تعیین کننده می شود و ما فقط ظاهر قضیه را می بینیم.

انسان هایی که دارای حسادت و کینه هستند،بیشترین رنج را خودشان می برند.انسان هایی که مرتب خلاف می کنند،بیشترین رنج را خودشان می کشند.ما می توانیم با این زاویه دید درونیمان مطالب را خوب یا بد ببینیم و یا چگونه استنباط کنیم.و این کار اصلا آسوده نیست که بگوییم از فردا زاویه دیدم را عوض می کنم،بلکه باید از پایه و ریشه درست بود.و انسان اگر بخواهد کاری را انجام دهد باید دلیل داشته باشد،وگرنه آن کار سطحی می شود.

مثلا این خیلی خوب است در حرف همدیگر را دوست داشته باشیم،ولی باید بدانیم چرا باید دوست داشته باشیم و یا اینکه چرا نباید دروغ بگوییم.چون خیلی سخت است که مثلا دیگر رشوه نگیریم و دست از سر این کارها برداریم.و ندانیم که چرا نباید رشوه بگیریم.چون عادت کرده ایم و حتی گاهی اوغات اگر کسی هم این کار را انجام دهد می گوییم که فلانی زرنگ است.


بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


خلاصه سی دی تعادل (امین دژاكام)
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ساعت 22:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )


نمیشود بگوییم خواستۀ درونی یك كار خیلی بزرگ و كشف بزرگی است؛ یك كرم هم یك وظیفه ای برعهده اش است. وقتیكه انسان از خواستۀ درونی خودش دور میشود، آرامش از او گرفته میشود. مثلاً؛ حیواناتی كه در باغ وحش هستند، چون آنها را از خواستۀ خودشان دورشان كرده ایم و دیگر حال خوبی ندارند. در جزوه جهان بینی آمده است كه یك سطح را برای مثلث دانائی در نظر میگیریم. برای خواسته درونی باید سطوح را در نظر بگیریم؛ یك موجود تا زمانیكه در یك حلقه حیات است، باید درآن به تكامل برسد. از طبقه (سطح) چهارم به پنجم یك جهش محسوب میشود، اگر صفحات را در نظر بگیریم، كوتاهترین مسیر برای رسیدن به سطح بعدی "عمودی" است؛ طبقه بالاتر درجه انرژی بیشتری دارد. مثلاً یك آشپز با پختن غذای جدید به طبقه بالاتر میرود. 3 حالت كلی داریم: در جهت خواستۀ درون حركت كنیم. (رفتن به سطح بالائی) انجام كارهائی كه در جهت خواستۀ خواسته نیستند. (دور زدن در سطح خود) چیزهائی كه یاد گرفته ایم را از دست بدهیم. (رفتن به سطح پائین) در سوره حمد ذكر شده است كه؛ "خداوندا ما را به راه راست هدایت كن"، برای هر موجود یك صراط مستقیم (خواستۀ درونی) در نظر گرفته شده است. حال اگر در صفحۀ پائینی شروع به حركت (حالت 3) شروع به حركت بكنیم؛ تلاش میكنیم ولی هیچ حركتی نداریم. مانند: ضالین یا همان گمراهان كه در سورۀ حمد گفته شده است. خیلی مشق ها را مینویسند ولی در تكامل آنها تأثیری ندارد. كسانی كه در مسیر درست و یا صراط مستقیم قرار میگیرند هدایت را احساس میكنند. مثل كسانی كه در سفر اول، روی برنامه حركت میكنند، هدایت را احساس میكنند. خواستۀ درونی شامل 2 بخش میشود: رسیدن به تعادل رسیدن به تعالی یك كودك اول باید بتواند راه برود، بعد بدود ( تمثیلِ تعادل و تعالی). یا اینكه شخص هنوز به تعادل نرسیده است به او مسئولیتی بدهند، در خود و اطرافیانش تخریب بوجود می آورد. تعریف عدالت: در هستی یكسری قوانین هست كه دارند كار خودشان را انجام میدهند مثل قانون جاذبه، قانون انجماد، قانون تابش و باز تابش و... مفهوم عدالت این هست كه، فرقی نمیكند كه شما چه كسی باشید، قوانینی كه در هستی وجود دارند برای همۀ یكسان عمل میكنند. قوانین دو قسم هستند؛ قوانینی كه در كل هستی وحود دارند و دیگری قوانینی هستند كه در هركدام از اجزاء وجود دارد. بعبارتی؛ یكسری را طبیعت بوجود می آورد و یكسری را ما بوجود می آوریم. مثلاً كسی كه وادی نهم را تمرین كرده باشد در آب سرد بیشتر دوام می آورد. تعادل: در فیزیك 3 تعریف از تعادل داریم: تعادل پایدار تعادل ناپایدار تعادل بی تفاوت هر جسم در هستی میتواند یكی از این حالات را داشته باشد. تعادل پایدار: اگر ما جسمی را تحت فشار قرار بدهیم، یا انسانی را تحت آزمون قرار بدهیم و در او آشوب بوجود بیاوریم، پس از یك مدت دوباره به حالت قبلی خودش باز می گردد. مانند انسانهائی كه در صراط مستقیم (خواستۀ درونی) هستند و تلاشی كه میكنند باعث آرامش و انرژی در آنها میشود. تعادل ناپایدار: اگر ما جسمی را تحت فشار قرار بدهیم، یا انسانی را تحت آزمون قرار بدهیم و در او آشوب (تكانه) بوجود بیاوریم، پس از یك مدت، به حالت قبلی خودش باز نمی گردد، از جایگاه خودش سقوط میكند. مثلاً؛ شما به یك مرزبان حرفی بزنید و مرزبان یك حركتی بكند كه آقای مهندس او را از مرزبانی بركنار بكند. انسانهائی كه به سختی یك مسیر را میروند ولی جایگاه ناپایدار و سستی دارند، مثل كسی كه ده سال است با سقوط آزاد ترك كرده است، به محض اینكه یك ضربه به او وارد شود، میرود مواد مصرف میكند. چون نیروی مكمل (سیستم خمر بدن) در او راه اندازی نشده است. تعادل بی تفاوت: قبل از ضربه و بعد از ضربه هیچ تفاوتی نمیكند، نسبت به سطح تغییری نمیكند. اگر شخصی در گمراهی باشد، مثل بیابان است كه تفاوتی نمیكند به كدام طرف برود، نه برنامه دارد، نه نه هدفی را دنبال میكند، فرقی نمیكند به كجا میرود؛ یكی از دوستانش میگوید می آیی برویم شمال، میرود. یكی دیگر میگوید می آیی برویم مشهد، میرود. خواستۀ درونی هر موجودی، همان صراط مستقیمی است كه خداوند (نیروی برتر) انسان را در آن راستا قرار میدهد كه بیشترین تكامل را به همراه دارد. چون ما وقت نداریم كه تمام این راه ها را امتحان كنیم تا خواستۀ درونی خود را پیدا كنیم، پس باید از یكسری از خواته های نامعقول صرف نظر كنیم.


تهیه و ارسال : مسافر مرتضی بهشتی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،


سی دی قفل (مهندس دژاکام)
دوشنبه 30 فروردین 1395 ساعت 08:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )

کلید : برای حل هر مسله ایی احتیاج به کلید داریم.

کلید هیشه همراه با قفل است ، و اگر یکی ناپدید گردد،راه دشوار می شود. قفل بسیار است ، ما قفل ساز بسیار داریم ولی کلید ساز خیلی کم. اکثر انسان ها قفل ساز هستند،چون مرتبا مشکل ایجاد می کنند که خودشان نمی توانند آنرا باز کنند.

اعتیاد یک قفل است که خود درست کرده اند ولی نمی توانند باش کنند. تا قبل از کنگره 60 هیچ کلیدی برای قفل اعتیاد وجود نداشت،ولی کنگره 60 قفل اعتیاد را باز کرد. ما در زندگی قفل های زیادی داریم، مانند انواع مریضی ها و سرطان.

کلید سرطان سینه و رحم برداشتن سینه و رحم است !!! کلید گاو صندوق ، منفجر کردن گاو صندوق یاضربه زدن و خورد کردن درب آن است!!!

همانطور که برای بازکردن گاو صندوق آنرا با مواد منفجره از بین میبریم ، برای سرطان سینه نیز با برداشتن خود سینه آنرا از بین میبریم. اگر بعضی از بیماری ها مانند گرفتگی رگ های قلب یا ام اس که احتیاج به خوردن داروهای خاص و یا انجام یکسری عملیات مانند فنر گذاشتن و استند گذاشتن دارد ، یکروزی متوجه شویم که با خوردن یک ماده غذایی براحتی قابل حل و درمان است ، چه اتفاقی می افتد؟؟؟

برای باز کردن این قفل ها باید کلید داشته باشیم وبرای داشتن کلید باید  دانایی داشته باشیم. خداوند به انسان توانایی هایی داده که بتواند هر مشکلی را حل کند ، مشروط به اینکه به آن مشکل فکر کنیم،تجربه کنیم ، آموزش بگیریم ( دانایی ) و اینکه روی مشکل متمرکز شویم و روی خودمان کار کنیم تا بتوانیم قفل را باز کنیم.

یعنی باز هم مثلثی داریم شامل قفل ، کلید ، دانایی.

ما در کنگره وسالها قبل اسم شعبه سهروردی را به این دلیل آکادمی انتخاب کردیم چون هدف ما این بوده وهست  که یک آکادمی با سه موضوع جهان بینی ، فیزیولوژی و روانشناسی برای انسان ها راه اندازی کنیم که شامل شناخت انسان و علوم انسانی باشد وبه زبان انگلیسی. البته ما برای رسیدن به هر هدفی احتیاج به برنامه ریزی ومحکم کردن پایه های مالی از راه صحیح و درست می باشد که بسیار قابل اهمیت بوده .

سخن استاد:

شما در این مورد آکادمی اصلا خوف نکنید،وبرای ایجاد آن به فضل خداوند اصلا آن کسانی که شما تصور نمی نمایید ، خواهند آمد. شما نمیتوانید تصور کنید ، کسانی می آیند برای کمک به ساختن آکادمی که شما اصلا آنها را نمی شناسید، نگران این موضوع نباشید.

فردا نرسیده است، فریاد مکن

از فردا نترس ، هنوز نرسیده وممکن است مانند سیبی که به هوا می اندازیم  و هزار چرخ می زند تا رسیدن به زمین اتفاقاتی بی افتد که حتی نتوانی تصور کنی.

 

تهیه و ارسال: مسافر احسان مبارکی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: جهان بینی، سی دی،

سی دی عاقلانه، نه حسابگرانه (مهندس دژاکام)
دوشنبه 30 فروردین 1395 ساعت 08:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )

بعضی ازانسانها اثراتی از خود بجای میگذارند که همیشه جاودانه خواهد بود.قبلا در این مورد گفته ام هگر به اندازه یک نخود دروغی زیر کوهها مدفون شدهباشد یک روزی آن دروغ خودش را نشان خواهد داد و در مورد حقیقت هم همینطور است،چون حقیقت در ادامه و اعمال نقاب ازچهره برخواهد داشت.در مورد حضرت علی صحبت کردن کار بسیار دشواری است. بر هیچ کدام ازما پوشیده نیست که ایشان از جمله بزرگانی بودند که کتاب داشتند و نام کتابایشان نهج البلاغه است.

ومیشود گفت: که بعد از کلام الله مجید کتابی به این عظمت نداریم.ایشان 30سال از رسول خدا کوچکتر بودند. 6ساله بودند که در اثر قحطی مسایل بغرنج، رسول خدا ایشان را پذیرفت و در دامان ایشان پرورش یافتند وبااینکه خردسال بودند،اولین کسی بودند که مسلمان شدند.

در طول تاریخ انسانهایی همانند حضرت علی(ع) بوده اند که در چندین رشته به مدارج بالا رسیده اند.ایشان در عدالت، بنیان عدالت بود.در نبرد رو دست نداشت. با اینکه در زمان رسول خدا شرایط خیلی بدی وجود داشت به هر حال در هر زمینه ای که نگاه کنیم، ایشان حرف آخر را میزد.

در ظاهر دوست داشتن ایشان خیلی راحت است ولی پیرو واقعی بودن به این است که به گفته های ایشان عمل کنی. دستورات ایشان هم مانند فرامین الهی هستند؛دروغ نگفتن،نشکستن پیمان،غیبت نکردن،خیانت نکردن...

حال اگر ما بدانیم دروغ گفتن بد است ولی دروغ بگوییم این چه ارزشی دارد؟ هرآنچه که بزرگان گفته اند اجرایشان مهم است نه اعتقاد خشک و خالی.امروز روز پدر است،و این روزها برای یادآوری است.برای اینکه ما به این موضوعات خاص توجه کنیم، در این روز ما به پدرانمان توجه میکنیم،از آنهاقدردانی میکنیم و به آنها سر میزنیم. تابحال که ما ما مصرف کننده و مسافر بوده ایم و سرمان به کارهای ضد ارزش گرم بوده اصلا به خانواده و پدر و مادرتوجه نمیکردیم.چون تحت تاثیر افیون و مواد بوده ایم. ولی حالا اگر درمان شدیم باید این روز را محترم بشماریم.

بقیه درادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: سی دی، جهان بینی،

سی دوا ( 1 ) - ( مهندس دژاکام )
دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت 10:11 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )

می‌خواهیم راجع به بیماری صحبت کنیم، برای اینکه بهتر مطلب جا بیفتد میاییم به تعمیرات اتومبیل و یا اتفاقاتی که بیرون از جسم اتفاق می‌افتد، می‌بینیم و مقایسه می‌کنیم. اگر یه ماشینی پنچر بشود به آپاراتی برده و پنچری آن را می‌گیرند. وسایلی برای پنچری لاستیک احتیاج داریم مثل چسب و وصله.

وقتی سقف خانه آب چکه می‌کند، مشکل از خود پشت‌بام است و برای رفع مشکل قیر، گونی و سیمان لازم است که جای نشتی را درست کنیم. یه موقع هست که شیر آب چکه می‌کند، مشکل از شیر آب است و فقط برای رفع مشکل یک واشر احتیاج دارد.

رادیاتور ماشین سوراخ می‌شود، مشکل در خود رادیاتور است و وسایل تعمیر سوراخ چسب نیست چون چسب یکی دو هفته بعد دوباره خراب می‌شود، پس باید از وسیله محکم‌تر و راه اساسی‌تر استفاده کنیم مثل لحیم و جوش. پس اشکال در خود قسمت بوجود آمده و در یک نقطه است که ما آنجا را درست کردیم.

صبح ماشین رو استارت می‌زنیم ولی استارت نمیزند، ممکنه خرابی از باتری باشد و مشکل دیگه این‌که ممکنه بنزین نداشته باشد، یا ممکنه مشکل از برق ماشین باشد یا از دنده استارت باشد، پس باید بگردیم و مشکل را اساسی پیدا کنیم.

گاهی لوله‌های آب رسوب میگیره مشکل از لوله نیست، مشکل از آبی هستش که املاح داره و رسوب میکنه و باعث گرفتگی لوله میشه. ممکنه لوله‌ها رو بکوبیم و رسوب رو موقتاً برطرف کنیم و گرفتگی و آن مشکل حل میشود ولی دوباره مشکل گرفتگی لوله ایجاد میشود. گاهی رگ قلب میگیرد، اینجا مشکل از رگ نیست، از خونی که ممکن است غلیظ شده باشد، حالا اینجا میگوییم مشکل از لوله و رگ نیست، مشکل از خون و آب هستش که املاح داره. وقتی وسیله‌ مشکل پیدا میکند میگویم این وسیله خراب شده و اشکال پیداکرده ولی اگر در سیستم بدن انسان مشکل یا نقصی بوجود بیاید میگویم بیماری. بیماری یعنی نقص و اشکالی که در انسان به وجود آمده است و اینجا به کسی که مشکلات دستگاه‌ها و ماشین‌ها را رفع میکند میگوییم مهندس، تکنسین، مکانیک یا تعمیرکار و کسی که به انسان بیمار رسیدگی می‌کند میگوییم پزشک.

بیماری‌های بدن به دو گروه تقسیم‌ شده:

بیماریهای جسمی یاتنی: مثل روده، معده، چشم، دندان و دست‌وپا، ... که میگن بیمارهای فیزیولوژی.

بیماریهای روانی: مثل جنون، افسردگی، دوشخصیتی، فراموشی، توهم داره، ...

حالا چطور میشود که بیماری در جسم به وجود می‌آید؟ البته بحث ژنتیک را کنار می‌گذاریم.


برای مطلعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: سی دی، دوا، ترک اعتیاد،

سی دی نقاش ماهر ( مهندس دژاکام )
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 08:16 | نوشته ‌شده به دست وبلاگ نمایندگی شمس | ( نظرات )


در ابتدا مکالمه ای بین استاد و شاگرد صورت می گیرد که در عین حال استاد خطاب به شاگرد می گوید : جسم که به آن در گذشته اشاره نموده ایم باید در این باره بگوییم . به یک صفحه که می خواهند در آن جهت نقاشی استفاده نماید . باید از مرغوب ترین رنگ ، وسایل ، نقاش خوب و ماهر استفاده شود در مورد انسان و کالبد آن نقاش ماهری وجود ندارد . زیرا خداوند آنرا طراحی نموده و به همین جهت انسان را در جایگاه با ارزش و بالایی قرار داده است ولی ظاهر این طرح که موضوعاتی باید در آن قرار بگیرد که به وسیله خود ما مهیا می گردد و یا عبارتی این آراسته بودن و نگه داری نمودن از این خلقت به ما محول گردیده .

در اینجا راجع به جسم صحبت می شود و مطلب ، نکته جالب و پر اهمیتی است قبل از اینکه وارد این مطلب شویم وجود دارد . یک نکته بسیار مهم در مورد سیستم ایمنی بدن وجود دارد و آن این است که ما درکنگره 60 تا کنون گفته ایم : جسم ، روان و جهان بینی . برای جسم که در مقوله اعتیاد یا بیماری ها تخریب سیستم ایکس ، که سیستم ایکس را همه ما تا حدی در مورده این سیستم می دانیم . قسمت بعدی راجب جهان بینی که آن را هم تا حدی آشنایی پیدا کرده ایم اما راجب مسئله روان هم ، همه ما تقریبا به تعریف تند و تیزی نرسیده ایم . گفته ایم که وقتی جسم درست شود ، روان هم به تبعه آن درست می شود ، تقریبا مفهوم آن می شود ، جسم با اختلال های فراوان و مختلفش ، وقتی صحبت از روان می کنیم منظور آن است که خلق و خوی انسان ها و رفتارشان است . شاید بهترین معنی ، همان خلق و خو باشد که : خوش اخلاق اند ، بد اخلاق اند ، افسرده هستند ، نگران اند ، غمناک هستند ، مجنون هستند ، هوشیار اند و یا دو شخصیتی می باشند و همه این ها خلق و خوی انسان است . این چند وقت من به این نتیجه رسیده ام که روان ، از برایند جسم و جهان بینی بوجود می آید .

خداوند انسان را از نفس آفرید و به هنگام مرگ هم نفس انسان را تحویل می گیرد . روح یک مقوله دیگری می باشد . بنابراین آن چیزی که باعث حرکت است و در هنگام مرگ تحویل داده می شود روح نیست . حال امروز یک ویژه گی است که خدا به انسان داده است که تا به حال متوجه آن نشده بودیم و برای اولین بار است که مطرح می شود ، آن ویژگی این است که اگر شما نگاه کنید به خلقت یک گوسفند ،  نگاه می کنید خلق این گوسفند کامل است ، اگر دو هزار سال پیش بنگریم گوسفند همان بوده و در حال حاضر هم ، همان است و فرقی نکرده .

در خلقتش تغییراتی ایجاد نشده است ، اگر به شیر ، ببر ، پلنگ و کلیه حیوانات را نگاه کنید این ها هم خلقتشان کامل می باشد . ولی خلق انسان فرق می کند و وقتی انسان خلق شد در یک مرحله ای بوجود آمد . اما بقیه تکامل آن ، به دست خودش سپرده شد یعنی به خود موجود گفته شد تو خودت باید خود را در آینده تکمیل کنی . یک صفحه نقاشی را در نظر بگیرید . یک تابلو نقاشی که ظاهر جسم است و یک نقاش می خواهد . که نقاش در این قسمت حکم نفس ما را دارد و یک ابزار نقاشی مثل رنگ ، جوهر ، آب ، مسائل نقاشی و وسایل پیرامون آن لازم می باشد . پس خلق انسان خلقی می باشد که خداوند تا یک مرحله ای آن را بوجود می آورد و بعد می گوید از حالا که باید این انسان تکمیل شود بر عهده خودش می باشد .

حال ما می بینیم ، یک انسان که سطح سواد و خواندنش پایین است و یا به هیچ عنوان سواد ندارد زیرا خودش را تکمیل نکرده و حال یک نفر دیگر که سواد خواندن و نوشتن را یاد گرفته است ، حتی کتاب می نویسد ، به مراحل بالای تحصیلی رسیده است یا یک نفر دیگر در رشته هنر تحصیل می کند و بهترین سازهای موسیقی را می نوازد اما نفر دیگر در این رشته تخصص و آگاهی لازم را ندارد و آن را یاد نگرفته است بنا بر این نتایج تکمیل شدن خلقت انسان سپرده شده به دست خود انسان . در مرحله ای خداوند آنرا خلق کرد و از روح خودش در آن دمید که انسان را هدایت کند تا بتواند خود را تکمیل نماید .


 بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: سی دی، نقاش ماهر،

برداشتی از سی دی تاجر
شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 10:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر احسان | ( نظرات )

مولانا می گوید که از دو چیز خنده ام میگیرد،یکی اینکه سیاه پوستی به انگشتان خو حنا بگذاردو دوم اینکه آدمی که نا بینا است سرش را از پنجره بیرون کند و به چپ و راست نگاه کن و این دو جز باطن کور چیز دیگری ندارند.

کتاب قران قوانینی دارد که بعد از 1400 سال پا بر جا و با قدرت به یک منبع قوی و قدرتمند متصل است. در نمازهای چهار گانه ما همواره به وحدانیت خداوند ورسالت حضرت محمد(ص) شهادت میدهیم،و این یک تفکر واندیشه بزرگ است که مانتوانسته ایم خیلی از مطالب آن را درک کنیم.

آیه 100 سوره آل عمران:ای مومنان اگر فرقه ای از اهل کتاب را فرمان برید شما را از کفر به ایمان باز میگردانیم. زمانی که فرقه ها به وجود می آیند ایمان را از مردم میگیرند. ما انسانها از جهت هایی انسانهای قدر نشناسی هستیم.

آن چیزی که برای ما وجود دارد باید برایش ارزش قائل شویم.آن چیزی که ارزش دارد بودن و حیات است در این زمین که ما زندگی میکنیم همه چیز از جمادات،نبادات،طبیعت،خوردنی،آشامیدنی و زیبایی ها وجود دارد و اینها همه دارای ارزش است وباید از همه اینها در حد درست و صحیح آن استفاده کنیم. پس بودن و زیستن و نفس کشیدن اهمیت دارد و حس و لمس آن اهمیت و ارزش دارد و برای آنکه آنرا حس کنیم باید قوانین مربوط به آنرا حس کنیم. زندگی در خانواده و جوامع در فقط در سایه قوانین انجام میشود چرا که باید تعادل برقرار شود.تا زمانی که ا زاین قوانین استفاده کنیم در تعادل و آرامش خواهیم بود در غیر اینصورت مشکلات شروع خواهد شد. سنگ با صبر و تحمل فشارهای زیاددر مدت زمان زیادی تبدیل به جواهر میشود.

برای مطالعه ادامه مطلب روی تصویر کلیک کنید

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

برچسب‌ها: سی دی، تاجر،

مقابله با نیروهای بازدارنده
شنبه 3 بهمن 1394 ساعت 14:04 | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
                     

برای درک انرژی در انسان استخری را در نظر بگیرید که یک سری ورودی و خروجی دارد و کار آنها انتقال احساس است. در واقع به وجود آمدن حس جابه جایی آب درون آن استخر یا جابه جایی انرژی است. نوع حسی که درک می­کنیم بستگی به نوع انرژی دارد که جذب می­کنیم یا از دست می­دهیم. انرژی دارای طیف است. طیفهای انرژی ممکن است شفاف و زیبا یا تاریک و زشت باشند.

کسی که انرژی او زیاد ولی زورگو  بداخلاق است انرژی یا آب درون استخر او هست ولی لجنزار است و کسی که خوش اخلاق و دانا است ولی بی حرکت و خنثی است باز هم چون راکد است حسنات او خیلی تاثیری در اطراف ندارد. پس ما باید هم کیفیت انرژی را بالا ببریم و هم کمیت آن را. مجموع کیفیت و کمیت انرژی را سطح انرژی می نامیم.

اگر فقط کیفیت انرژی ما بالا باشد ما زیبایی و خوبیها را درک می­کنیم ولی نمی­توانیم کاری از پیش ببریم و روی دیگران تاثیر بگذاریم. اگر هم کمیت به تنهایی زیاد باشد، ما انرژی زیاد داریم ولی اصلا نمیدانیم به چه درد می­خورد و در کجا باید آن را استفاده کنیم و آن را در راههای پیش پا افتاده مصرف می­کنیم.

در وضعیت ناامیدی کانالهای انتقال انرژی مسدود است و  استخر شخص مانند مرداب بی تحرک است. در اعتیاد این اتفاق می­افتد راههای جذب و انتقال انرژی بسته می­شود مثلا ما به طبیعت می­رویم ولی چیزی درک نمی­کنیم یا محبت اطرافیانمان را درک نمی­کنیم یا نمی­توانیم به آنها محبت کنیم. در این حالت امواج هستند ولی به دلیل بسته بودن حس آنها را دریافت نمی­کنیم. وقتی این کانالها کاملا مسدود شود انسان از هیچ چیز لذت نمی­برد. پوچگرایان در تاریخ و آن انسانهایی که خودکشی می­کنند کانالهای حسی آنها مسدود شده است. انسان نیازهای زیادی دارد هر گاه حسهای ما بسته شود هیچ خواسته او اجرا نمی­شود و غم عظیمی در وجود او پدید می­ آید و این وضعیت یک زندان نامرئی است.

ترس، ناامیدی و منیت سه ضلع مثلث جهالت هستند  اینها حسهای منفی هستند. حسادت و تنفر مربوط به منیت می­شود. دروغ و دزدی و طمع در شاخه ترس هستند.

ما برای اینکه به دانایی برسیم باید حتما مثلث جهالت را درخود حل کنیم تا به دانایی برسیم و این قانون طبیعت است. منیت انسان باید بشکند ما باید خودمان را مجبور کنیم که در کلاسها شرکت کنیم تا آموزش پذیر شویم. با یک سری ترسها باید روبرو شویم.

خیلی مواقع باید با ناامیدی مقابله کنیم. یکی یکی باید این اضلاع را برای خودمان حل کنیم. برای این کار باید در مورد اضلاع جهالت دانش داشته باشیم. باید بدانیم که ترس، ناامیدی و منیت چه خواصی دارند و چگونه عمل می­کنند.

حسهای منفی مانند امواج هستند. موج در درون خود انرژی و حس دارد مانند موج دریا و طوفان. حسهای انسان مانند موج هستند. حسهای منفی قدرت زیادی دارند ولی مدت زمان کمی به طول می ­انجامند. وقتی خشمگین می­شویم قدرت خشم به یکباره بسیار زیاد می­شود ولی زمان کمی دوام می ­آورد و سریع از بین می­رود. وقتی که میترسیم هم همینطور است در مدت زمان کوتاهی مثلا هنگام تصادف می­ترسیم و به ما شوک زیاد وارد می­شود. در طبیعت نیز چنین است چیزهایی که در طبیعت تخریب ایجاد میکنند مانند زلزله یا سیل مدت خیلی کمی طول میکشند ولی تخریب بسیار ایجاد می­کنند.

 


بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات