اهمیت شناخت نفس
جمعه 26 اردیبهشت 1399 ساعت 14:03 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه مجازی لژیون دوم نمایندگی شمس با راهنمایی کمک راهنمای محترم مسافر اشکان در تاریخ 24 اردیبهشت 1399 به نگهبانی مسافر سهی و دبیری مسافر محسن با استادی کمک راهنما مسافر اشکان با دستور جلسه سی دی نفس و جسم ساعت 18:30 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛

امیدوارم حال همگی خوب باشد و در سلامتی کامل به سر ببرید و آن هایی که حال خوش ندارند امیدوارم با کار کردن و تلاش و دانایی خودشان به حال خوش برسند. امروز قرار است درباره سی دی نفس و جسم صحبت کنیم. به اعتقاد من اگر ما متوجه تعریف نفس و کارکرد آن بشویم و همچنین بدانیم که نفس تا کجا مارا هدایت می کند، خیلی از مسئله ها و مشکلات زندگی حل خواهد شد. منشاء تمام مشکلات بشر و هر اتفاقی که در زندگی می افتد نفس است. بی عدالتی ها، جنگ ها و مشکلات متعدد دیگر نیز از نفس نشأت می گیرد. ما امروز اینجا هستیم که درباره این مسئله صحبت و کنکاش کنیم، اگر درباره این موضوع جست و جو و کنکاش صورت نگیرد این مسئله پنهان باقی بماند و شاید ما هیچ وقت نخواهیم فهمید نفس چیست! و چه کارهایی از او بر می آید.

از زمانی که انسان خود را در این کره خاکی شناخت و به این درک رسید که کجا است و چه می کند هزاران سال طول کشید. ما وقتی به تاریخ و انسان های اولیه نگاه می کنیم در می یابیم که هیچ یک درکی از زندگی نداشتند و کاملا خلق و خوی حیوانی داشتند. انسان در مراحل اولیه زندگی نمی دانسته که باید چکار کند و فقط به دنبال یافتن منابع و مصرف آن بوده است و درکل زندگی به این شکل بوده است.

به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟

بدلیل اینکه نفس مرتبه و مرحله دارد که عبارت است از جمادی، نباتی، حیوانی و انسان. ما این مراتب نفس را در تمامی مراحل تشکیل فرایند زندگی می بینیم. اگر نگاه بکنید در زمان دایناسورها یک نوع زیست وجود داشته است و بعد از دایناسورها زیست و زیستگاها تغییر می کنند و حیوانات کلا جور دیگری می شوند. در نتیجه اولین نکته ای که ما باید بدانیم و در نظر داشته باشیم این است که نفس برای تکامل و بقا چه در صورپنهان و چه در صورآشکار تمام تلاش خود را می کند و از پتانسیل ها و منابع موجود استفاده می کند تا خود را حفظ کند و به حیات خود ادامه دهد. چه در حال سقوط و چه در حال صعود هیچ فرقی نمی کند. در کتاب های مختلف نفس به چند مرحله تقسیم شده است. نفس اماره، نفس لوامه، نفس ملهمه، نفس مطمئنه، نفس راضیه ،نفس مرضیه ،نفس صافیه و ... اما ما در کنگره 60 خیلی جامع و مفید نفس را به سه مرحله نفس اماره و نفس لوامه و نفس مطمئنه تقسیم بندی کردیم. تقسیم بندی ساده تر این موضوع به ما کمک می کند تا هرچه ساده تر به نفسانیت و عملکرد آن پی ببریم.

فارابی نظریه ای بسیار جالب دارد که در آن قوای نفس را تعریف می کند و با خواندن آن به عمق پیچیدگی نفس پی می برید. متوجه خواهیم شد نفس باید تهذیب شود چرا که به گفته ی فارابی نفس خود 5 قوا دارد، قوای اول آن غاذیه است و امور مربوط به تغذیه بدن را بر عهده دارد و خود از چند قوای فرعی دیگر تشکیل شده است.

قوای دوم حاسه است که مربوط به حواس بدن است و ادراک دیدن و بوییدن و شنیدن و... را بر عهده دارد. قوای سوم قوای نفس متخیله است که با تجزیه شدن چیزهایی را پدید می آورد که ممکن است برآورد های واقعی نداشته باشد و کار آن تخیل است و از منابع ناموجود چیزی را بوجود می آورد که واقعی نیست و از حواس صور پنهانی استفاده می کند و برای همین است که قوه ی تخیل نفس اینقدر عجیب است.

چهارمین قوای نفس که راجب آن صحبت می کنیم قوای نفس نزوعیه است یعنی اینکه شوق و کراهت در انسان بوجود می آورد و پدیده هایی مانند ترس و شادی کار این قوا می باشد.

پنجمین قوا نفس منطقه است که یعنی با قوه ی عقل تقسیم بندی می کند که خود آن از دو قوه ی نظری و عملی تغذیه می کند که در نهایت اطلاعات این دو تبدیل به قوه ی ناطقه می شود.

...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

استادی راهنمای محترم مسافر اشکان
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399 ساعت 08:50 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه مجازی لژیون دوم نمایندگی شمس با راهنمایی کمک راهنمای محترم آقای اشکان توکلی در تاریخ 22 اردیبهشت 1399 به نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر محسن و استادی راهنمای محترم مسافر اشکان با دستور جلسه سی دی نفس و جسم ساعت 18:30 شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
سی دی نفس و جسم یکی از سی دی هایی می باشد که در آن جناب مهندس بصورت کامل درباره ی نفس صحبت می کند . در این سی دی نیز همانند کتاب های عبور از مدار 60 درجه زیر صفر و سایر کتاب های کنگره تعریف نفس این گونه بیان شده است:
نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و در باطن و ویژگی اش آن است که خواسته دارد معقول و نامعقول.
وقتی به این تعریف دقت می کنیم شاخص هایی بدست می آوریم که با آن ها می توانیم کارکرد نفس و هدف و برنامه آن را بسنجیم. برای مثال اینکه از چه زمانی درون ما وجود داشته است و تا چه زمانی درون ما 
خواهد بود.
دانستن این موضوع چنان آرامش و دیدگاه عمیقی به انسان می دهد که دیگر زندگی کردن در جهان خاکی
دیگر برای انسان سخت نخواهد بود چرا که می داند راهی که در آن قرار دارد چه راهی می باشد و یا اینکه از کجا آمده است و به کجا می رود و اینکه قرار است چه چیزهایی یاد بگیرد و کاربرد آن ها چیست.               نفس تعیین موجودیت می کند و شعور کافی آن نفس یک موجودیت را خلق می کند همانند گیاهان، نباتات ،
انسان و...
اگر به نظریه داروین نگاه کنید می بینید که شاید درست است چرا که وقتی به این جهان نگاه می کنید تنوع و گوناگونی بسیاری مشاهده می کنید. ما هزاران گونه جانوری داریم که هرکدام خود به چندین دسته تقسیم می شوند. به نظر شما این همه تنوع به چه دلیل می باشد؟ یا برای مثال اگر من نباشم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ حضور من چه فایده ای دارد؟
وقتی انسان به این موضوع فکر می کند به پوچی می رسد چرا که از مبدا بی خبر است و نمی داند مبدا کجاست و مقصدش چه است و فقط الان را می بیند.
آقای مهندس می فرماید هر گیاه هر جانور و هر جامداتی نفسی دارد و این نفس تعیین موجودیت می کند بر اساس اطلاعات قبلی ای که جمع آوری کرده است می تواند تعیین کند که چگونه باشد.
برای مثال در بازی فوتبال یک بازیکن بر اساس نحوه بازی و توانایی او در فصل قبل می تواند تعیین کند که در فصل بعدی در کجا بازی کند. 
مهندس مثال می زنند که  درخت نخل آخرین مرحله در نباتات است و بعد از آن تبدیل به یک جانور یا حشره 
و یا یک حیوان یا هر موجودی که می تواند حرکت داشته باشد می شود. آخرین مرحله نفسانی در گیاه می شود پایین ترین مرحله نفسانی در حیوانات یا موجودات زنده. آخرین مرحله نفس موجودات و حیوانات می شود پایینترین مرحله رشد نفس انسانی .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

سخنان استاد امین دژاکام
دوشنبه 18 فروردین 1399 ساعت 15:09 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )

خلاصه سی دی (کج) 

 

استاد امین دژاکام؛

راجع به وادی هفتم، این وادی ها جزو قوانین هستی است و اگر ما حتی یکی از قوانین را کنار بگذاریم تغییر و تبدیل غیر ممکن است یا خیلی سخت است. علم چیزی جدا از حقیقت نیست. برای تغییر باید علم را فرا بگیریم و برای فراگیری علم باید حقیت یک موضوع را درک کنیم

هر چقدر بیشتر در مسیر راستی و درستی باشیم انسان قدرتمندتری هستیم. برای همین می گویند؛ ز نیرو بود مرد را راستی، ،ز سستی کجی زاید و کاستی.انسان زمانی در قدرتمندترین حالت است که به راستی و درستی عمل کند. اگر دانش و استعداد زیادی داشته باشیم و شروع به انجام ضد ارزش مثلا دروغ کنیم مانند ستون ضخیم و مستحکمی هستیم که کج است. خداوند در قرآن می فرمایند زمانی که به شما علم داده شد شما با هم رقابت و حسادت کردید. در کنگره ما خیلی مطالب را یاد گرفتیم و از تاریکی خارج شدیم، ولی الان مرحله بعد است که رشک و رقابت است. تمام سیستمها از این دو مرحله تبعیت می کنند. ما در کنگره یا آموزش می گیریم یا خدمت می کنیم، یعنی یا آموزش می گیریم یا آموزش می دهیم که البته معلم خودش هم آموزش می گیرد. دو جایگاه شاگردی و استادی هر کدام یک سری چیزها را می طلبد. 

 ادامه در پس پایین

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

مشارکت مکتوب ؛ سی دی عارفان از جناب مهندس
یکشنبه 18 آذر 1397 ساعت 08:40 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

دیوانگان در دریایی غرق می‌شوند که عارفان در آن شنا می‌کنند؛

نگاه‌های مختلفی را نسبت به این سی دی می‌توان داشت؛ خوب نگاه اول من در این موضع استفاده از مواد صنعتی همانند شیشه و یا قرص‌های روان‌گردان است که پس از استفاده شخص اجازه ورود به انواع و اقسام موجودات را خواهد داد. در کنگره خیلی از مشارکت‌کنندگان مواد صنعتی می‌گویند؛ هنگامی‌که به این نوع مواد اعتیاد پیداکرده بودیم صداهایی را در خلوت و یا هنگام نئشگی و خماری بیش‌ازحد می‌شنیدیم و این مراحل تا جایی پیش می‌رفت که منجر به دیدن تصاویر می‌شد، بعضی از مصرف‌کنندگان و تجربه‌ای که من ازاین‌گونه مشارکت‌ها و یا دوستانی که به این نوع مواد روی کرده بودند را، قبل از وارد شدن به کنگره به‌صورت توهم و یا خیال می‌پنداشتم؛ اما هنگامی‌که بیشتر با جهان‌بینی کنگره آشنا شدم فهمیدم که این‌گونه مشکلات به‌صورت جدی و در اثر تخریب هاله‌ای که دور بدن را احاطه کرده و جابجایی چاکراهای انرژی در شخص مصرف‌کننده بوده به وجود آمده است. البته افرادی هستند که خواهان کشف و شهود از دریچه مواد مخدر بوده و هستند، اما بعضی از مصرف‌کنندگان هم در مورد تخریب این‌ قبیل از مواد شناخت و تجربه‌ای نداشته و برای اینکه از شر مواد سنتی و یا به بهانه وزن کم کردن و یا اعتیاد نداشتن این ماده که به‌اشتباه در ذهن این افراد خوانده‌شده است به این راه وارد می‌شوند. کنگره 60 توانسته با این متد اعجاب‌انگیز مشکلی که در جسم و روان افراد به وجود آمده طی فرآیند یازده ماه به شکل و روال عادی برمی‌گرداند و از این بابت زبان زد دیگر مجموعه‌های مشابه دیگر است و از مهم‌ترین دست آورده‌ای این مجموعه به تیم راگبی کنگره که چندین سال است قهرمان کشور می‌شود می‌توان اشاره مستقیم نمود و بیشتر مسافران این ورزش مصرف‌کنندگان مخدر شیشه می‌باشند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

آتش مرکب
دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت 20:22 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

این بحث مربوط به تاریخ 22 آذرماه 1383 هست.

با خود فکر می‌کنم که این بحث‌ها بایستی در جای دیگر باشد و مخاطبین من افراد دیگر؛ اما نکته جالب‌توجه در این است که؛ مخاطب‌های این سخنان، شما اعضا کنگره 60 به انتخاب اساتید من هستید و از این بابت بسیار خوشحال هستم.

من اگر در تفکراتم این باشد که؛ باید برای حل بعضی از منافع خود به خاطر اخلاق بگذرم، یعنی با گرفتن یک رشوه کلان امور زندگی‌ام را بالانس کنم. حال من اخلاق را برای چه می‌خواهم. با توجه به مشکلاتی که در زندگی دارم. باید مشکل را حل کنم به‌واسطه این پولی که می‌گیرم و ما در دیدگاه خودمان معتقد هستیم که جهان دیگر و خدایی وجود دارد و هرچه بکاریم همان را درو می‌کنیم و اگر در تصورات ما هیچ بودن بگذرد و اینکه دیگر بازخواست و وجودی قابل‌لمس نیست، آیا بایستی این‌گونه رفتارها را انجام بدهم؟ این چند روز زندگی را به خاطر اخلاق و کردار کنار بگذارم.

اینجا است که معتقد بودن و به یک اصولی اعتقاد داشتن می‌تواند جلوی فساد در یک جامعه را بگیرد. اگر ما انواع و اقسام مشکلات را در دادگاه‌ها داریم، به‌این‌علت است که ما دین‌دار و مسلمان واقعی نیستیم. اگر معتقد بودیم؛ رشوه، فساد و کلاه‌برداری را انجام نمی‌دادیم و هزاران هزار مطلب دیگری. پس جوامع و شخص من را قوانین نمی‌تواند نگاه دارد. اخلاق و عمل سالم است که ما را در جامعه و کنگره نگاه‌داری می‌کند و این موضوع از اعتقاد داشتن به یک نیروی مطلقی در ما شکل‌گرفته است.

سلام ما همه جمع هستیم و دوست ما می‌گوید که حیات با همه بودن‌ها و نبودن‌ها به عبارتی هستی و نیستی زیبا هستند. تا هستیم به تمام فکر کنیم و آنچه لازم است انجام بدهیم. چون اگر ظاهر نباشیم در جای دیگری هستیم و باهم در ادامه، مکمل قبلی و قبلی‌ها است.

در پیام گفته می‌شود ما نبودنی نخواهیم داشت. قبل از تولد در جای دیگر بودم و از روز الست با پیمان پروردگار حضور داشتیم و در این جهان در جسمیت وارد کالبد شدیم و این بودن در بُعد دیگر و در ادامه بودن بازهم ضامن اخلاق و عدول نکردن از قوانین است. روح، روان و اندیشه خود را باید بسازیم و کسب انرژی نماییم. نفس و شخصیت با کالبد بعدی حضور خواهد داشت، همان‌که در خواب می‌بینیم. حال چه‌کاری انجام داده باشی مهم است که در کجا قرار بگیرید. پتانسیل شما برای حضور در چه مرحله‌ای برای پذیرش است. زیر پل‌ها، هتل پنج ستاره و یا خانه رئیس‌جمهور بازهم بستگی به خودت دارد.

وقتی می‌توانیم انسان صالحی شویم تا هستی را یک مقدار بشناسیم. بلی درست است ما مانند همان ترددها ادامه‌داریم و در صور پنهان که گفته شد، با تمام ابواب خود که قابل‌رؤیت نیستند در اما در صور پنهان ما است و اگر در تکامل‌ها به‌سوی آن ارزش‌های به‌طور واقعی نرفتند، برای همیشه پنهان باقی می‌مانند و جسم از بین خواهد رفت و اگر تمایل به تزکیه و سربلندی صورت بگیرد، حیات ادامه می‌یابد و ما به واقعیت می‌بینیم در بُعد جسمانی که پالایش‌ها ادامه دارد و این صور پنهان و یا نیروهای تسویه نشده دارای قدرت و توان و به قول امروزی‌ها دارای انرژی‌های فراروانی هستند و جنس این انرژی‌ها از نار و یا آتش مرکب است و این به‌طور مداوم برای انسان دچار مشکل خواهد کرد.

جسمیت از خاک آفریده شد و نفس ما که از نفس واحد شکل گرفت و آن نفس از نار و در پالایش‌های متعدد این آتش مرکب در طبقات مختلف زمین و آسمان تبدیل به نور خواهد شد. مملو از حسادت، کینه و ناسپاسی هستیم، این به‌نوعی همان آتش مرکب پرورش دادن است. خودمان باعث نابودی خودمان خواهیم شد. خود شما هیزم جهنم خودتان خواهید شد و این حرارت آن‌قدر در جسم بالا می‌رود که نابود شدن و در رنج بودن را تجربه می‌کنیم و قابل‌فهم نیست در بعضی مواقع برای انسان‌ها. وقتی اتفاقی برای ما رخ می‌دهد، دیگران را مقصر می‌دانیم.

نکته بسیار زیبای سی دی؛

اگر توانستید مصرف‌کننده مواد مخدر و الکلی را، با انواع ضد ارزش‌ها به خواندن نماز دعوت کنی و جهل آنان را به دانایی تبدیل کنید هنر بسیار بزرگی است و این به‌نوعی تبدیل آتش مرکب به نور است که توسط کمک راهنمایان کنگره امری انجام‌شدنی است. ره‌جویی که سرتاسر وجودش نار است را هدایت و به صراط مستقیم دعوت نمایید کار بسیار بزرگی است.

به‌خصوص اگر این آتش ایستگاه تبدیل داشته باشد یا تقویت‌کننده؛ به مهندس سلام کردم جواب سلام را نداد، اصلاً مهندس عوض‌شده و دیگر ما را تحویل نمی‌گیرد. یا فلان شخص آن کار را انجام داد، چهارتا چیز دیگر هم به آن اضافه می‌کند باآب‌وتاب فراوان و تحویل شخص دیگر می‌دهد تا ایجاد مشکل بیشتری نماید. حال فردی که به صبر، تحمل و عشق دعوت می‌کند از این موضوع مستثنا هست. پس دیگر در این‌گونه افراد تزکیه هیچ معنایی ندارد.

تا این موضوع به پالایش واقعی نرسد این مسیر ادامه خواهد داشت؛ اما در مورد الهامات؛ هرکدام در بُعد حیاتمان زمانی را طلب می‌کند و لحظه‌ای که نقطه‌ای در حال تفکر ایجاد شود، ادامه راه به سمت نور خواهد بود. نگهبان معتقد است که در فرد نقطه تفکر بایستی ایجاد شود. آیا من به خاطر خانواده، همسر و یا کار و فرزندم باید دست به درمان اعتیاد بزنم؟ خیر. حال وقتی به منبع نور رسید؛ موجود شعله نور خواهد شد و آتش مرکب با توجه به دوری از ضد ارزش‌ها تبدیل خواهد شد که قابل‌رؤیت در کائنات و صور مختلف در هستی است و بسیار کار دشواری است و در این موضوع خداوند هیچ عجله‌ای ندارد.

و اما همه انسان‌ها و مردم انرژی تسویه شده نیستند، انسان موجودی ناسپاس و خیانت‌کار و پنهان‌کاری است، مگر انسان‌هایی که عمل سالم انجام می‌دهند و دیگران را به صبر و محبت دعوت می‌کنند. اگر فردی پیش شما می‌آید و همانند شعله آتش می‌ماند با رفتار و کلامتان آن را آرام و خاموش‌کنید. افرادی که به صبر و شکیبایی دعوت نمی‌کنند همان آتش مرکب هستند.

حال با تمام این راهنمایی‌ها، جزوات کنگره و سی‌دی‌های آموزشی اگر فردی نخواهد خود را تبدیل به نور کند و بازهم دست به خطا و خطا بزند؛ خداوند بسیار صبر دارد و اگر آن شخص نخواست و درست نشد، آنگاه مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد. بارها و بارها به‌دفعات خداوند گذشت می‌کند اما اگر نشد؛ و آنجا است که می‌گویند؛ چوب خدا صدا ندارد، اگر هم بخوری دوا ندارد.

تایپ و ارسال؛ مسافر سعید بابایی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

پیوند محبت
سه شنبه 11 مهر 1396 ساعت 10:24 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق


خوب امیدوارم حال هم شما خوب باشد، حال قسمتی را از رعد می‌خوانم که مربوط می‌شود به تاریخ 12 آذرماه 1380 این دیالوگ‌ها انجام‌شده است؛ اگر پیوند محبت باشد دوستی هم برقرار است در غیر این صورت هیچ ارتباطی به معنا گرفته نمی‌شود. من با خودم فکر می‌کردم که واقعاً محبت چه جایگاهی دارد و یک مقداری خداوند به‌عنوان غریزه محبت را در انسان‌ها قرار داده، هر حیوانی به بچه‌اش و یا هر انسانی به فرزندش و در همه موجودات قابل‌رؤیت است و قراردادی است و خداوند تفویض نموده.

وقتی از محبت صحبت می‌کنیم، همانند عشق است و عشق از محبت بالاتر است و ما عشق را با خود شیدایی مستان اشتباه می‌گیریم و کلمه محبت، کلمه دست‌نخورده‌ای است و آن اصالت را حفظ نموده. وقتی یک انسان به مفهوم محبت می‌رسد که کاملاً مراحل بالایی را طی کرده باشد. وقتی یک موجودی به مرحله میانه می‌رسد که در کتاب شریف گفته‌شده؛ آن‌وقت درش روح دمیده می‌شود و فقط به انسان داده‌شده، به بعضی‌ها کم و به بعضی‌ها زیاد که این موجود در رتبه‌بندی طبیعت در رده بالایی است.

وقتی محبت بخواهد در هر انسانی دمیده شود باید مراحلی را طی کند و به یک مرحله خیلی بالایی ازنظر؛ عقل، ایمان به اطلاعاتی برسد و آن‌وقت محبت در آن شخص لانه می‌کند و شما کاملاً می‌توانید این را حس کنید. اگر از کسی کینه‌دارید، نفرت دارید، اگر می‌خواهید پوز کسی را بزنید، اگر می‌خواهید به کسی موضوعی را حالی کنید، اگر بعضی حیوانات را دوست دارید و بعضی از حیوانات را دوست ندارید، اگر از بعضی غذاها خوشتان می‌آید و از بعضی غذاها خیر، از آدم‌ها، نظام‌ها، مکتب‌ها و ... هنوز به آن مرحله پس نرسیده‌اید. وقتی به آن مرحله برسید دیگر نمی‌توانید از موجودی بدتان آید و زیباترین مطلبی که این قصه را برای ما روشن می‌کند؛ جنگ تن‌به‌تن حضرت علی و ابن حر بود که به علت فحش و دشنام در جنگ روبه‌رو، حضرت ابتدا مکس و قدم می‌زنند بعدازآن کشتن را انجام می‌دهند و از ایشان می‌پرسند؛ چرا همان لحظه این کار را انجام ندادی و در جواب می‌فرمایند؛ اگر آن لحظه می‌کشتم به خاطر شخص خودم و آن عصبانیتی که داشتم بود، اما بعدازآن به خاطر جنگ و نبرد بود و تصور نکنید فرد در این مرحله باید فقط عشق و محبت داشته باشد و خشمی نداشته باشد، بلکه در وقتش همه این رفتارها مهم و ضروری است.

البته درک این مطالب برای همه آسان نیست و مطالب برای بعضی‌ها غیرقابل‌قبول است، برای رسیدن و درک این مطلب راه خیلی طولانی است و برای اینکه ما بخواهیم موقعیت این افراد را درک کنیم، این مسئله هم بسیار تا بسیار مشکل است. چون انسان خیلی کار دارد و تا بتواند چشمه جوشان محبت باشد و آنجاست که قطعه زیبای رعد جاری می‌شود؛ آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. خوب ما به این مرحله پا گذاشتیم و من این آخرش را اول گفتم که باید به چه مرحله برسید و این آرام، آرام است و دست شما نیست که شما از فردا محبت را داشته باشید و محبت ما را انتخاب می‌کند نه ما آن را و همچنین کینه و یا نفرت و یا هر اخلاق دیگری فرقی ندارد. تا وقتی بین شما پیوند محبت برقرار است، ارتباطات بین شما شکل می‌گیرد.

رعد؛ من خوشحالم که پیام محبت قرائت می‌گردد و در دل‌هایی جایگزین می‌شود، من می‌خواستم در آن موقع بگویم که‌ای مخلوق عالم، من شمارا دوست دارم و (عرفان‌های گذشته چه چیز را می‌خواستند بگوید؛ جز یکسری اطلاعات خوب و عالی و می‌خواستند دانش محبت را یاد بدهند) به خدای خود عشق می‌ورزم و (برای عشق ورزیدن به خدا همین‌طوری و بی‌خودی نیست، همین‌طور عشق به مخلوق باید مراحلی را طی کرد تا به آن رسید، هنگامی‌که کار انسان گیر است به خداوند عشق می‌ورزد و اینجا کارهایی انجام می‌شود که حاجتش روا شود، من اینجا این کار را انجام می‌دهم تا در بهشت شما قرار بگیرم و همین‌طوری نیست که بگویم من عاشق خدا هستم، وقتی سایه‌ای از خداوند را نداری چطور می‌توانی بگویی من عاشق خالق هستم. در اینجا عشق نه پرستش کردن. عشق خدا سنگین است، خداوند شمارا امتحان می‌کند؛ ببینم آن‌وقت می‌توانی در برابر امتحان خداوند سربلند بیرون آیی، از مقام، پول، جایگاه و ... عبور کنی؟) من شمارا دوست دارم، اما مرا نفهمیدند و آن شد که بایستی می‌شد و گذشت و همه ما را از بین بردند تا این رودخانه بی‌انتها در گردش درآید و سخنم امروز به گوش‌هایی برسد؛ اما اکنون مخلوقاتی هستند که بار این محبت را نمی‌دانند (آن‌وقت خیلی‌ها نمی‌دانستند و حال هم بعضی‌ها نمی‌دانند. در برج زندگی می‌کند، اما کارتن‌خواب است) حسین جان چه می‌شود کرد تا بوده همین بوده، فهم را با میخ نمی‌توان در سر انسان‌ها فروکرد، تو دل‌تنگ مایی و من هم همچنین، افرادی که از بزرگان نام بردی می‌آیند و می‌روند و گاهی اوقات بر من خورده می‌گیرند که کلامت را ندیده‌ایم و گذشت، اما پیام من همیشه جاری است (آنچه باور است محبت است) اکنون نیز به قول دوست عزیزمان که می‌گوید؛ اگر عشق به خالق نداری عشق به مخلوق محیا کن تا قدر این کلمات تو را حاصل کند، شما اگر از عشق مخلوق نگذری به عشق خالق نخواهی رسید. عشق آتش است و هر جا گیرد همه را سوزاند و به رنگ خود درآید.

و در آخر؛

در حلقه‌های حیات آن‌قدر پروازها متعدد است که نمی‌توانید فکرش را بنمایید و این همیشه بوده و هست، در درون خودت آن‌قدر در حال پرواز هستی که خود بر آن آگاه نیستی (تمام اندیشه و فکرهایی که آیند نگری می‌کنید) بایستی حوصله داشته باشید و ناله نکنید، به عبارتی هنوز ما با یکدیگر کارداریم. من هم گاهی با سازم به پرواز درمی‌آیم و عاقبت می‌بینم بایستی کاری انجام بدهم که حق‌تعالی می‌خواهد و سپس آرام می‌گیرم و به تفکر و عبادت می‌پردازم، در آن حالت دوستان مرا نمی‌بینند و می‌دانند که بایستی در تحول دیگری باشیم و من فکر می‌کنم این تعقل‌ها برای هر انسان متفکری چیز غیرمعقولی نیست، از اینکه می‌توانم هرچند بار با تو صحبت کنم برای من هم گشایش درونی می‌شود، در کارهایت که می‌نگرم تشابهات زیادی می‌بینم، ما برای کسب اطلاعات گاهی مجبور بودیم از شهر و دیار خود سفر کنیم و به‌جاهایی برویم که ما و سخنان ما را با قوه درک به همگان برساند، اما همیشه این عشق ما را بر آن می‌داشت که مست شویم و هر چه بود بیرون بریزیم، آنگاه باز آواره دیگر می‌شدیم.

تهیه و ارسال؛ مسافر سعید بابایی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

رود
چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت 23:11 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق


به‌طورکلی ما در کنگره نگاهی نداریم که همیشه یک‌طرفه سکه را نگاه کنیم، سعی می‌کنیم دوطرفه سکه را نگاه نماییم و بازهم در کنگره فرامی‌گیریم در آموزش‌ها؛ دنیا را از سوراخ کلید نگاه نکنیم، چون وقتی اتاقی را از سوراخ کلیدی نگاه می‌کنیم، فقط یک قسمت خاصی را می‌بینیم و می‌خواهیم نه‌تنها اینکه دید جزئی داشته باشیم، بلکه در اتاق را بازکنیم و یک نگاه سیصد و شصت درجه‌ای داشته باشیم و تمام ابعاد محیط و تمام موضوعات مدنظر ما باشد.

خیلی از انسان‌ها هستند که جهان را از یک زاویه و یک بُعد می‌بینند و خیال می‌کنند اگر به یک بُعد نزدیک بشوند بایستی از بُعد دیگر دور شوند همانند؛ اگر ما به عشق نزدیک شویم به صورتی باید از عقل دورتر شویم یا اگر به عقل نزدیک شویم باید از عشق فاصله بگیریم، یا اگر به مادیات نزدیک می‌شویم باید از معنویات دور شویم یا بلعکس، درصورتی‌که این دو عامل لازم و مبذول یکدیگر هستند. انسان نمی‌تواند یکی را نابود کند. اگر پدر را دوست داری از مادر فاصله بگیری و یا اگر برادرت را دوست داری از خواهرت فاصله بگیری و نباید این‌طور باشد.

در ادامه جناب مهندس در رابطه با تحقیقاتی که در مورد روش‌های مختلف درمان و ارائه آن توسط خانم پزشکی که در مقاله‌ای که ایشان نوشته بودند سخنانی را مطرح می‌نماید که ایشان با روش تدریجی به نتایجی دست یافتند، اما بحث اصلی در رابطه با داروی اوتی و یا همان شربت تریاک است که اگر اصطلاح سنتی گونه بکار می‌رود دلیل بر این نمی‌شود که بایستی از این نوع ماده مخدر برای درمان اعتیاد استفاده کرد بلکه تریاک بالاترین مواد معدنی و همچنین از مشتقات زیاد و از آلکالوئیدهای مختلف تشکیل‌شده است.

حال در مورد مثلث خواست، تقدیر و فرمان الهی و تحت پرتو تمام این سه ضلع است که زندگی شکل می‌گیرد. ما نمی‌گوییم که زندگی انسان‌ها جبری باید باشد که از بدو تولد روی نورخان ما تقدیر ما نوشته‌شده است و اگر خداوند نخواهد برگی از روی درخت نخواهد افتاد و هر کاری که ما انجام می‌دهیم تحت اختیار خداوند است و این نوع نگاه را جبری بودن می‌گوییم، بلکه این‌طور نیست. خواست امروز تقدیر فردا است! به‌عنوان‌مثال؛ خواست شما خوردن غذاهای سمی است، خوردن انواع نوشابه‌ها، خوردن غذاهای کنسروی، نان بربری، برنج‌ها و چایی‌های خارجی، خوردن قهوه و نسکافه زیاد، نخوردن سبزی‌ها، نخوردن غذاهای سنتی (آبگوشت)، شب‌زنده‌داری، افکار پریشان و ناراحت‌کننده داشتن، پیاده‌روی نکردن و هزار کار دیگر. تقدیر را هم می‌شود پیش‌بینی کرد اما یک مقدار از آن را همانند دانشمندان. همه شما آینده را پیش‌بینی می‌کنید. ازاینجا حرکت می‌کنید تا زنجان و با سرعت مجازی تا چهار ساعت دیگر به زنجان می‌رسید، یا رها کردن چیزی از آسمان، یا شلیک کردن گلوله به‌جایی و یا پرتاب نمودن ماهواره به فضا و پیش‌بینی آن که در چه زمانی در مدار زمین قرار می‌گیرد.

پیام؛ خوش‌حالیم که به یک‌یک کارها با تفکر و تعمق بیشتری می‌رسید و این پیام برای همه است نه برای شاگرد و استاد و شما نقش شاگرد رادارید؛ و از چندی پیش به مسائلی پی بردید و به آنچه می‌گذرد توجه بیشتری مبذول می‌دارید و چندی پیش به مسائلی پی بردید (پی بردم که با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، پی بردم که در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، پی بردم حقیقت در اعمال و در ادامه نقاب از رخ برمی‌گیرد، پی بردم که با نادانان سخن مگویید) هر چه اتفاق می‌افتد به آن توجه می‌کنیم. رودی که در جریان است این فقط رود نیست که بایستی فقط از خود مراقبت نماید در مسیر سنگی یا کلوخی و یا هر چیزی که به فکرت هم نمی‌گنجد در آن پرتاب می‌نمایند (ممکن است دررود در حال جریان هر آلودگی وارد شود و ما فقط نباید از خود مراقبت کنیم و ما بااینکه از خود مراقبت می‌کنیم و از جهل به دانائی درحرکت هستیم، هزار پارامتر دیگر هم اضافه می‌شود و برای همین می‌گویم که یک بُعدی نباید باشید) بعضی وقت‌ها در ادامه آب بدون هیچ مسئله‌ای به زلالی می‌رسد و مسیر خودش را طی می‌کند، اما بیشتر اوقات در طول ادامه این‌طور هم نمی‌شود، می‌دانی چه می‌گویم؟

حال ممکن است حتی در شروع و مبدأ آب، سیاهی از اعماق کوهی بسیار ناپیدا وارد مسیر رود گردد و یا در صد قدمی و یا در چند کیلومتری آن (کما اینکه این می‌شود و فاضلاب‌های کارخانه وارد رود می‌شود یا آلودگی‌های دیگر) و این‌ها حکمت‌های الهی است.

ما هم برای اینکه مسیر زندگی ما دست‌خوش سیاهی و هر نوع آلودگی در ادامه نشود، باید دائماً از مسیر رودخانه مراقبت کنیم، ما که به کنگره وارد می‌شویم باید مراقب باشیم به‌خصوص در سفر اول. ادامه پیام؛ البته ما راه را نمایان گر همه تلاش‌ها از روز الست می‌دانیم (این‌یک جمله کلیدی است) مسیر هر انسانی که طی طریق می‌کند از همین روز شروع‌شده است. وقتی محکم و استوار بگردید دیگر به مسائلی که برای کل پیش می‌آید، راه‌حل کلی را پیش از آن دارید، زیرا با چشمانی که باز و بصیرتی بالا به آنچه اتفاق می‌افتد و یا اگر قرار باشد ببینید یا نبینید اشراف بیابید.

یک کارهایی من کرده‌ام که به آن نگاه می‌کنم سرم سوت می‌کشد، بیست‌وپنج سال پیش یکی از اقوام آمده بود و گفت حسین جان (در آن‌وقت مهندس نشده بودم یا شده بودم، یادم نیست. همراه با خنده) گفت من یک مقدار تریاک همراهم دارم و گفتم چقدر است؛ گفت هفت کیلو! هفت کیلو تریاک پیش من به امانت گذاشت و اگر الآن بود من همان لحظه از خانه بیرونش می‌کردم و در آن‌وقت گفتم یک مقدارش را بده مصرف کنیم ... منظور من این است تفکر و ذهن ما در زمان حال کار نمی‌کند و باید به صورتی عمل کنیم که تقدیر فردای ما به ناکجاآباد و یا پنج سال زندان و یا حکم‌های دیگر نرسد.

تو بدون سپر و شمشیر می‌جنگی، برخلاف آن چیزی که فکر می‌کنی جنگجو نیستی و نمی‌خواهی که جنگ نمایی چه جنگی بالاتر از جنگ عقاید و این بزرگ‌ترین کوشش و تلاش تو است و این جنگ تابع دستور ما نیست، بلکه تابع فرمان تو است، امواج دریا کم‌تر بالا و پایین برود مقصر اصلی کشتی‌هایی که در تردد هستند، نیستند و بلکه مسائل دیگری ربط دارد که تو می‌دانی. اگر این سد را بردارید بایستی عملیاتی انجام بشود که بازهم خود می‌دانید، بایستی بگوییم که تو را صبری است و همین‌طور نیرویی که در ادامه حتماً این سد باز می‌شود. حتی اگر این سد را کسانی که در ادامه راحت می‌خواهند برای این راه عظیم مشکل ایجاد بنمایند، حقیقت در اعمال و در ادامه نقاب از رخ برمی‌دارد و این مسائل نباید شمارا ناراحت کند ولی در آنچه مقدر است؛ خواست و ایمان قوی شما هم این تقدیر را می‌شکند و به آنچه می‌خواهی، خواهی رسید. اگر ما جنگ را بکار می‌بریم این‌طور تصور ننمایید که می‌گوییم سلاح بر دست بگیرید و آدم بکشید، خیر. اگر انسانی می‌خواهد نادان و ناگاه بماند و توان شمارا بگیرد، بگذارید نادان و جاهل بماند.

تهیه و ارسال؛ مسافر سعید بابایی

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

نگاه
دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت 18:40 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

ما در آفریقا بودیم و خوراکی‌های ما هم تمام‌شده بود، یک بومی آمد پیش ما و گفت من گیاهان آنجا را یعنی آن منطقه‌ای که ما برای تحقیق انتخاب کرده بودیم، می‌شناسم و برای ما می‌خواست که خوراک تهیه نماید و چند روزی هم نزد ما بود و ما به خیال خود که او برای ما غذا تهیه می‌نماید از غذاهای خود به او دادیم، وقتی‌که خوراک‌های ما تمام شد و به یک محل بسیار بدی رسیده بودیم، ما را رها کرد و رفت.

این داستانی است که سر همه ما می‌آید، به‌حساب اینکه فردی پیدا می‌شود و کار ما را درست می‌کند و ما آنچه داریم در اختیار فرد قرار می‌دهیم و در آینده به مشکل خواهیم خورد. نکات بسیار مهم است و همه ما از این مسیر گزیده شده‌ایم. شما یک کاری دارید و یا گرفتاری اداری و یکی پیدا می‌شود و می‌گوید؛ من با فلانی دوست هستم و در اعضای گرفتن پولی کار شمارا در فلان اداره درست می‌کند و شما به‌حساب این موضوع، نشسته‌اید و کاری انجام نمی‌دهید، خوب پول می‌رود و هزار ضرر دیگر. یا با فردی شریک می‌شوید؛ پول از من، کار از شما و این دو باهم قابل‌سنجش نیستند و قطعاً در ادامه به مشکل خواهند خورد. همچون خود من که درگذشته از این جریانات بسیار ضربه خوردم؛ مسائل شرکت و حقوقی ... هم از خویش و هم از غریبه. در مورد این قضیه باید تفکر کنیم. پول، قرارداد و سرمایه را باید توجه کنیم و اگر خواستیم با هر شخصی کار شراکتی انجام بدهیم، باید کاملاً تفکر کنیم.

ما قدری خوشحال هستیم که قدری در امورات دقت می‌نمایید، ما همه مطالب را پیش‌تر و قبل از وقوع مسائل به‌طوری‌که شما ادراک نمایید، گفته‌ایم. اگر مشکلاتی پیش می‌آید به دلیل تمرد از دستور و یا آزمایش شخص شما است.

این مرحله به سال 84 و در آن‌وقت از مشکلاتی است که برای کنگره پیش‌آمده بود مطرح می‌شود و اگر مشکل پیش می‌آید به خاطر این است که آزموده را آزمودن خطا است و نباید از دستور سرپیچی کرد. می‌گوییم هیچ پولی ردوبدل نشود و یا اینکه به‌اشتباه برای خود می‌گوییم؛ این‌ها برای خودشان می‌گویند و من دوباره اشتباه را تکرار کنم، طبق حرمتی که خوانده می‌شود باید رفتار نمود. ما به جهت قوت شما و پیش رفت شما گفته بودیم که امورات مالیه را دقت نمایید و پیشرفت کنید.

مسئله مالی بسیار مهم است و ممکن است گذشتگان این را بگویند که مسئله مالی درست نیست و فقط معنویات درست است و به اعتقاد من این اشتباه است. انسان باید به مسائل مالی توجه کند و آن را قوی کند. انسان نباید فقیر باشد. پول داشته باشد اما فخرفروش نباشد. مردم نون ندارند بخورند آن‌وقت تو می‌گویی من مرغابی می‌خورم دویست هزار تومان! این زشت است. درزمانی که بسیار از انسان‌ها در فقر زندگی می‌کنند، فخرفروشی اشتباه است. من بهترین همسر و خانواده رادارم و این زشت است. در کمال داشتن تمام این موارد بایستی آرام و متین باشیم. اگر ما پول داشته باشیم می‌توانیم مشکلمان را حل کنیم و قطعاً در کنگره هم این‌طور است. اگر مشکل مالی داشته باشیم. بایستی جلساتمان را در پارک‌ها و یا پایانه‌ها و در مخروبه‌ها تشکیل جلسه بدهیم. خوشبختانه خیلی‌ها دقت و کمک می‌کنند و یا مسافران توجه می‌کنند به مسائل مالی خود.

اگر شما در امورات جاری هوشیار نباشید به بندهایی می‌رسید که زمان از کف می‌دهید، به کم قانع نشوید، شما رود خروشان که عن غریب شهر و یا کشور و یا سایر ممالک را می‌برد توجه ندارید، اما به یک چشمه و یا یک جویبار که ممکن است هرلحظه مخزنش خشک بشود بهای گران و گزاف می‌دهید. آیا متوجه شدید چه می‌گویم.

شما مخاطب هستید و می‌توانید در حد خود نتیجه بگیرید و این است که به کم قانع نشوید. به یک مسائل بی‌اهمیت عمل نکنید. یک نفر می‌گوید ده میلیون به من بده و شما باجان و دل می‌دهید؛ اما گاهی اوقات سر سه هزار تومان مشکل درست می‌کنید و سر مبلغ کم اوضاع را به هم نریزید. سیستم کنگره هم این‌طور است روی بزرگان حساب کن. در مقطعی بود که با فردی رفت‌وآمد می‌کردم که ازلحاظ مالی خوب بود و در آن‌وقت می‌گفتند که مهندس پولدارها را تحویل می‌گیرد و من در جلسه گفتم بله درست است این کار را انجام می‌دهم. چرا؟ به ایشان گفتم فلان کار تعمیرات رادارم گفت چشم، دستگاه کپی می‌خواهم گفت چشم و یا هر خواسته دیگر که برای کنگره باشد. نه برای شخص خودم. برای اینکه منابع مالی را از خود کنگره و شخص مسافران تأمین کنم و این هم نوعی کارآفرینی است و قابل‌احترام.

در بیرون از کنگره شخص آمده و کسب‌وکاری راه انداخته و صدها نفر مشغول بکار هستند و دیگران بگویند؛ حقوق کم می‌دهد و یا خون کارگر را در شیشه می‌کند و این اشتباه است. این نگاه، نگاه غلطی است. اگر شخص پولدار است دست چهار نفر را می‌گیرد و یا چهارتا ساخت‌وساز می‌کند، البته در صراط مستقیم و باید به این افراد توجه شود. افرادی که کمک مالی در کنگره انجام می‌دهند بایستی از آن‌ها تقدیر کنیم و من از این افراد تشکر می‌کنم و بسیار برای بنده این عمل ارزشمند است.

و اما در آخر جناب مهندس از گسترش کنگره در بیرون از ایران و احداث دانشگاه آکادمی و همین‌طور جابجایی ساختمان جدید آکادمی سخن گفتند که تمام افراد کنگره باید دست‌به‌دست یکدیگر بدهند تا کنگره در این جهات حرکت نماید.

تهیه و ارسال؛ مسافر سعید بابایی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

محور
سه شنبه 21 شهریور 1396 ساعت 12:39 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )

                               

سؤالات اولیه‌ای از استاد در مورد این موضوع؛ افرادی هستند که در حلقه‌های مختلف زمینی برای عرفان و اجرای فرمان‌ها الهی حاضر می‌شوند و تعداد آن‌ها در هر رفت‌وبرگشت معین و حدود سیصد نفر است و چهل نفر از آنان ابدال و هفت نفر اوتاد و پنج نفر از آنان نقبا و سه نفر مختار و یک نفر غوث است.

اما در مورد محور و نیرو و فرمانی که می‌دهد و شامل چرخش می‌شود و دونقطه اتکا دارد و منجر به تشکیل یک محور می‌شود و دستور را به نقاط دیگر انتقال می‌دهد و آن نیرویی که با مسائل و مباحث مختلفی موافق و مخالف است و فرمان خوب و یا بد را می‌دهد و هر نوع محوری می‌تواند مخرب و یا مثبت باشد که نوع آن‌ها را الله تعیین می‌کند؛ زمین و خورشید، پدر و مادر، کمک راهنما و ره جو، رهبر و مجلس خبرگان، رئیس‌جمهور و مجلس، دولت و کابینه آن، هستی و نیستی ... آن‌قدر طیف محورها در بُعد زمینی زیاد است که می‌توان هر دستگاهی را مثال زد.

 گاهی اوقات محور به‌نوعی بایستی باشد که به‌تنهایی عمل کند. در کائنات و سیستم خلقت هم به این‌گونه هست، به گفته جناب مهندس؛ خداوند هم برای به وجود آوردن این سیستم، احتیاج به یک محور داشته که متشکل از فرشته‌ها و نگهبانان است و اگر خداوند با جبرائیل تشکیل محور را نمی‌داد، دین اسلام شکل نمی‌گرفت. تمام هستی از طبقات دیگر برای ردوبدل کردن اطلاعات و پیش رفتن روبه‌جلو بایستی این دایره را تشکیل دهند و اگر وجود این دو قطب در محور نبود، سیستم شکل نمی‌گرفت و حرکت در آن وجود نداشت.

نکته مهم این است که هرکدام از افرادی که در این محور وجود دارند، فکر کنند که می‌توانند به‌تنهایی یک محور باشند و این اشتباه است، هیچ‌کدام از مخلوقین الهی نمی‌توانند تنها باشند و تمام هستی باهم در ارتباط و رابطه مستقیم و حتی در مواقعی غیرمستقیم هم اگر باشد، مشکلات و معضلات یکدیگر را پوشش می‌دهند. همانند سیستم کنگره 60 که همه اعضا به هم نیاز دارند و باهم برای اهداف کنگره در ارتباط هستند.

باید گفت تشکیلات الهی واقعاً بی‌انتها است و تا ناکجاآباد ادامه دارد، اما بانظم و قانون نسبت به خود. تا این چرخش با ادامه خود به تسویه ادامه بدهد و این کار از یک منبع نیست و در هر مکانی اشخاصی از قبل مشخص‌شده تا این تسویه خانه به راه خود ادامه دهد.

تسویه خانه‌ها همانند آیین‌های مختلف مذهبی که در جابجای مختلف دنیای پیرامون خودمان به شکلی هست و هیچ فردی نمی‌تواند عقیده مذهبی شخص دیگر را تغییر دهد، همانند قبایلی که در آفریقا زندگی بدوی خاص خود رادارند و ما نمی‌توانیم خوراک و اطلاعاتی که در حال حاضر داریم به این‌گونه افراد انتقال بدهیم زیرا بایستی ظرفیت و گنجایش اطلاعات برایشان نسبت به امکانات زندگی ایشان از قبل فراهم‌شده باشد. هرکجا بر مبنای شرایط خودش باید مراحل تسویه خود را داشته باشد. در سیستم درمان اعتیاد هم به این شکل هست.

هرکدام از مصرف‌کنندگان با توجه به امکانات و سطح زندگی و حتی خلق‌وخوی که دارند در هر انجیو به نتیجه می‌رسند. شخص مصرف‌کننده شیشه و با تخریب بالا و تا جایی رسیده است که دست به حرکت‌های جنون‌آمیز می‌زند، ابتدا به کمپ‌های ترک اعتیاد معرفی شود و هنگامی‌که ازنظر رفتار و کردار به سطحی از آرامش رسید به کنگره وارد شود و یا کنگره نمی‌تواند به یک مصرف‌کننده کارتن‌خواب و تزریقی سرویس بدهد، چون امکانش مهیا نیست و در ادامه اگر از این‌ها هم بگذریم. هر مصرف‌کننده‌ای به‌دلخواه خودش و آن خواسته‌ای که دارد می‌تواند نوع درمان خودش را در هر انجیو تعیین نماید.

ممکن است فردی که بر محور وارد می‌شود، خودش هم نداند برای چه واردشده است و قوانین را در هر محوری باید اجرا نمود و این قوانین شامل دزدی نکردن، دروغ نگفتن، رشوه نگرفتن، تجسس در امور دیگران نکردن و خیلی کارهای دیگر، حال همه این کارها را انجام می‌دهید و چسبیده‌اید به تسبیح و سجاده و ... یکی از مشکلات مهم علی ابن ابیطالب هم در دوران خودش با این‌گونه افراد بود؛ خوارج متعصب که باعث شکست سنگین در جنگ شدند و می‌گفتند هر شخصی دروغ گفت و یا شراب خورد و اگر دین خود را تغییر داد محکوم‌به مرگ است و یا شبی که حضرت علی با کمیل در شب و به هنگام گذر از خانه‌ای صدای صوت قرآن را می‌شنوند و کمیل رو به مولا می‌فرماید؛ چه قدر این شخص، شخص بزرگی است و مولا می‌گوید؛ بعدها به شما نشان خواهم داد و در پایان جنگی که با خوارج داشت، سربریده شده را به کمیل نشان می‌دهد و می‌گوید این سر همان فردی است که داشت قرآن می‌خواند با آن صوت زیبا و دل‌نشین.

 و اما در آخر؛

معلم و استاد بر محورها فرستاده می‌شوند که از علم و دانش خود به انسان‌ها انتقال بدهند و مبناهایتان را بر تقدس و تصویرسازی شخص خاصی نگذارید و فقط آموزش‌ها را فرابگیرید؛ اما ما بابت حس، صوت و نور سخن گفتیم و دلایل بر اثبات این داریم تا در آینده که در حساب هم نمی‌آید با این عمل به چرخش یک پرتابی انجام شود و هر پرتاب شاید به فکر شما سال‌ها و قرن‌ها به طول انجامد و آن نقطه تبدیل به آن چیزی می‌شود که در عالم ناپیدا، پیدا شود.

 

 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،

پیام برگرفته شده از ؛(سی دی خدا از جناب مهندس)
شنبه 4 شهریور 1396 ساعت 22:01 | نوشته ‌شده به دست سعید بابایی | ( نظرات )
به نام نامی اولین عاشق که اوست

استاد؛

آنچه را در مسائل به درون می‌برد و سبب تفکرات است ایرادی نیست؛ اما به جهت مسائلی که خود می‌دانید که باعث حزن و اندوه شما می‌باشد پرهیز کنید؛ زیرا این عمل را نیز خود تجربه نموده‌ام و مرا به آنچه بایستی بپردازم دور می‌نمود.

خوشحال هستم که در نوشتارها به مطلب‌هایی رسیده‌اید و درک می‌نمایید و دیگر سخن وارد عمل در مسائل شده‌اید. البته بعضی از کارها نیاز به زمان دارد و دقت را به اجرای بسیار از مسائل که لازم به احیا می‌باشند بگذارید و برای عمل از نیروهای حاصل یاری بجویید ولی با دقت.

می‌دانیم که دشواری‌ها همیشه وجود دارد حال که از یک مقطعی عبور بنمایید کاملاً خود آن را احساس می‌نمایید. ما همه اعضا مثلث همیشه و در همه حال تأکید ما به راین بوده است که خاندان خود را حمایت و یاری بنمایید. خود می‌دانید که اگر آبی از جویبارها روان نباشد به دشت آب نمی‌رسد و دچار خشکی می‌شوند.

حال اگر شما تشخیص می‌دهید که جویبارها هستند و راه را می‌دانید، درصدد گفتارهایی که گفتیم باشید و در آینده به دست خود شما و کمک دیگران که می‌توانند به اهداف شما به‌طور عقلی و قانونی عملی بنمایید برای پیش بردن این کشف وارد عمل شوید که نیروهای عظیم و مشتاق که درراه خود رسیدگی بنمایند و نیروهای بی‌عمل هم در تزکیه خود به فکر فرو خواهند رفت و یا خود از دایره دور خواهند شد و این راهی است که فراغتی بیابید تا سایر نوشته‌ها را انجام بدهید.

ما همه در حال گذراندن امتحان هستیم. پس اگر بعضی وقت‌ها نمره کم بیاوریم، مقصر معلم است و یا خودمان. اگر مطالب را در اختیار کلاس اولی قرار دهید حال اینجاست که هر کاری را دست فردی می‌دهیم که به سواد و درک مفاهیم رسیده باشد و اگر مثلاً خوب را خوب‌تر ببیند خوب است اما اگر خوب را بدتر تفسیر کند همه مطالب جابجا می‌شود.

گاهی انسان یک شنونده است، گاهی بیننده خوب و گاهی نویسنده خوب و اگر در این میان خللی ایجاد شود خود می‌دانید که چگونه عمل شود، از همه این‌ها مهم‌تر کتابی است که باید نوشته و چاپ گردد و این کارها وقفه در انجام‌ها ایجاد می‌کند. بایستی هم کار و عمل حساب‌شده باشد تا ایرادها و اشکالات برطرف گردد.

اگر یک آیه از قرآن بخوانید و به تفسیر واقعی رسید، خود می‌دانید که چه‌کار عظیمی است و به آنچه بخواهی درراه الهی باشد برائت خواهد رسید.

تهیه و ارسال؛ مسافر سعید بابایی

 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دیهای آموزشی،



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات