خلاصه گزارش از لژیون چهارم
شنبه 22 شهریور 1399 ساعت 15:22 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله 
لژیون چهارم نمایندگی شمس با کمک راهنمایی مسافر بهمن در روز چهارشنبه به تاریخ ۹۹/۵/۸  با موضوع سی دی کـــــمــــک برگزار گردید.

خلاصه سخنان راهنما:
سی دی کمک در مورد از کار انداختن نقاط حساس است. نکته مهمی که مطرح می شود این است که رسیدن به قله (جایگاه) مهم است اما از آن مهم تر ماندن بر روی قله و حفظ آن می باشد. 
در طول زندگی ممکن است خیلی از ما انسان ها چیزی را بدست آوریم ولی قدر آن را ندانیم و آن را از دست دهیم. جسم ما هم همین است ، بارها مشاهده کرده ایم که پیرمردی ۷۰-۸۰ ساله هر روز ورزش می کند و خیلی سالم و سرحال است ولی شخصی دیگر که خیلی هم جوان تر است ، دچار هزاران بیماری و مشکل می باشد . 
رسیدن به رهایی و جایگاه سفر دوم هم دقیقا همین است ، اگر ما درست سفر کنیم و با فرامین و راهنمایی های کمک راهنمای خود جلو برویم ، قطعا به رهایی خواهیم رسید ولی چیزی که خیلی مهم تر از آن است ، تثبیت و ماندن در این جایگاه با ارزش است . وقتی که به جایگاهی می رسیم باید آن را حفظ کنیم و قدر آن را بدانیم. 
یکی از خصلت های ما انسان ها نسیان ( فراموشی ) است، ما نباید فراموش کنیم که برای رسیدن به هدف و جایگاه خود چقدر تلاش کرده ایم و چه سختی هایی را پشت سر گذاشته ایم .این خیلی مهم و با ارزش است که داشته ها و موهبت هایی که در زندگی در اختیار داریم را فراموش نکنیم و قدر داشته هایمان را بدانیم . این موضوع خیلی ساده است ، همین که حرف میزنیم، راه میرویم، میخندیم ، ارتباط برقرار مکنیم و .... همه اینها جزء داشته های ماست که گاهی اوقات با حرکت در مسیر ضد ارزش ها به آنها آسیب جدی وارد می کنیم و یا آنها را از بین می بریم. 
ممکن است این حرف را بارها شنیده باشیم: جسم خودم است و هرکاری که دوست داشته باشم با آن می کنم. این طرز تفکر کاملا اشتباه است و حاصل جهل و نادانی است. جسم ما امانتی است الهی که از طرف خداوند در اختیار ما قرار داده شده است و باید در حفظ و نگهداری آن کوشا باشیم. هیچ چیز در این دنیا نابود نمی شود و از بین نمی رود، بلکه فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود و ما باید امانت دار خوبی باشیم و از جسم و روح خود محافظت کنیم. 
خیلی از ما انسان ها جایگاه های نامناسب، شرایط دشوار و قرار گرفتن در مسیر ضد ارزش ها را تجربه کرده ایم و با سعی و تلاش خود از آنها عبور کرده ایم و آنها را پشت سر گذاشته ایم، پس باید با سعی و تلاش در مسیر ارزش ها باقی بمانیم و قدر جایگاه خود و نقطه ای که به آن رسیده ایم را بدانیم، آن را حفظ کنیم و جای پای خود را در مسیر ارزش ها محکم کنیم. بایستی بتوانیم از داشته ها و موهبت هایی که در زندگی در اختیار داریم درست استفاده کنیم تا به هدف والای انسانی که همان آرامش است دست پیدا کنیم و از این امانت الهی که در اختیار داریم به خوبی مراقبت و محافظت کنیم.

تهیه گزارش: مسافر سلیم از لژیون 4
از سایت کنگره 60 چگونه استفاده می کنم
دوشنبه 10 شهریور 1399 ساعت 18:22 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

جلسه شانزدهم از دور بیست و دوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی شمس رورهای دوشنبه به استادی مسافر شمس، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه (از سایت کنگره 60 چگونه استفاده می کنم) در تاریخ 10 تیرماه 1399 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛
در ابتدا از راهنما و استاد خوبم آقای سیروس حسین زاده بسیار تشکر می کنم که با آموزش ایشان توانستم به این جایگاه برسم واز نگهبان و دبیر تشکر می کنم که این فرصت را به بنده دادند تا بتوانم خدمت کنم. این هفته دستور جلسه سایت کنگره است. آقای مهندس دژاکام می فرمایند؛
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات دوشنبه،

خلاصه گزارش از لژیون 4
یکشنبه 29 تیر 1399 ساعت 05:38 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله 
مسئول وبلاگ لژیون چهارم نمایندگی شمس با راهنمایی مسافر بهمن در خصوص سی دی دوراهی گزارشی را از لژیون خود تهیه کرده اند که در ادامه این مطلب، مطالعه می فرمایید.


خلاصه سخنان استاد؛
وجه تمایز انسان با دیگر موجودات، عقل و اختیار است. حیوانات هم عقل دارند ولی عقل آنها محدود و غریزی است. اما ما انسان ها می توانیم با استفاده از عقل و اختیاری که خداوند در اختیار ما قرار داده است، ارتقاء پیدا کنیم و به تکامل برسیم. 
در وادی اول به ما می گویند: خداوند وقتی انسان را آفرید و به کره خاکی فرستاد، او را بر سر یک دوراهی قرار داد، یک راه فسق و فجور، تاریکی ها و ضد ارزش ها، و دیگری راه روشنی، فرامین الهی و ارزش ها و... به نظر شما چرا این کار را کرد؟ چون ما بتوانیم از عقل و اختیارای که به ما داده شده است، استفاده کنیم. 
انسان با آگاهی ، دانایی و شعوری که دارد می تواند راه خود را از بین بد و خوب تشخیص دهد. در وادی پنجم، در مورد شک و تردید صحبت می شود و به ما می گوید جایی که دچار شک شدی، خودداری کن. به طور مثال در زمان مصرف مواد مخدر از پارامتر خودداری استفاده می کردیم، جایی که شک داشتیم که مواد مخدر وجود ندارد و یا امکان مصرف نیست، نمی رفتیم اکنون هم باید خودداری کرد و از رفتن به مسیر اشتباه اجتناب کنیم و جایی که مواد مخدر و یا مصرف کنند است، نرویم.
درست است مشکلات همیشه هستند اما مشکلات لازمه حیات است. تا بیماری نباشد قدر سلامتی را نمی دانیم، تا وقتی تاریکی نباشد قدر روشنایی را نمی دانیم، اگر کمپ نباشد قدر کنگره60 را نمی دانیم، تا وقتی سقوط آزاد نباشد قدر OT  را نمی دانیم. 
انسان ها با انتخاب هایشان زندکی می کنند، اگر می بینید شخصی کارتن خواب است، قطعا انتخاب خودش بوده است، خداوند حق انتخاب و اختیار برای ما گذاشته است و وقتی ما تاریکی ها را انتخاب می کنیم، فرماندهی را از جسم خود صلب کرده و در نتیجه ی آن اختیارات ما نیز محدود می شود (عقل سالم در بدن سالم) . 
در وادی اول یاد می گیریم خلقت ، سازمان یا تشکیلاتی است که با نهایت دقت برنامه ریزی شده و در هر لحظه کنترل می شود و یک نیروی مافوق بر آن نظارت دارد. غیر ممکن است شما در تاریکی ها حرکت کنی و به سمت ضد ارزش ها بروی و موفق شوی، شاید چند صباحی نتیجه بگیری ولی دائمی نیست. همانند لذتی که در دوره های اول مصرف مواد مخدر تجربه کردیم و بعدها دیگر لذتی در کار نبود و آن لذت ها چیزی جز حربه های شیطان نبود که به زیباترین و لذت بخش ترین شکل وارد می شوند. 
وقتی ما بر سر دو راهی ها می رسیم، باید صراط مستقیم را انتخاب کنیم، اما این دوراهی ها کی و کجاست؟ به طور مثال؛ در سن جوانی که غرور جوانی بر عقل استوار است، ممکن است شخصی سمت سیگار برود و شخصی به سراغ شیشه، همه این ها به خود شخص مربوط می شود، چون خودش با آگاهی خودش انتخاب می کند، ربطی به محیط و خانواده ندارد، مثل پدری که عرق خور است ولی فرزند او سراغ حوزه علمیه می رود و یا برعکس. چرا ؟ چون آن شخص وقتی به دو راهی می رسد، مشورت می کند، آگاهی کسب می کند، پدر و مادر بهترین دوست آدم هستند و راهنما حکم پدر معنوی ما را دارد، اما گاهی پدر و مادر نمی توانند کاری برای فرزند خود بکنند، نه اینکه نخواهد، بلکه راهش را بلد نیستند.
وقتی ما بر سر دوراهی ها مسیر اشتباه را انتخاب کرده ایم، اگر زود متوجه شویم و در تعادل روحی و جسمی باشیم، مسیر رفته را بر می گردیم. در کنگره هم به ما می گویند نردبانی که پله پله بالا رفته ای باید پله پله هم برگردی، نمی توانی از بالا به پایین بپری چون آسیب می بینی. اگر مسیر را اشتباه رفتیم باید همان مسیر رفته را برگردیم، مصرف مواد مخدر باعث می شود به جای اینکه عقلانی تصمیم بگیریم، احساسی تصمیم بگیرم و کاری را انجام دهیم که مشکلات ما را مضاعف کند و در مسیر اشتباه بمانیم و راه برگشت ما سخت تر و طولانی تر شود. 
بالاترین چیز در زندگی آرامش و سلامتی است و ما باید سعی کنیم با بدست آوردن آگاهی، در دوراهی های زندگی انتخاب درست داشته باشیم و به نقطه ای نرسیم که متوجه شویم خیلی چیزها و حتی داشته هایمان را از دست داده ایم.

تهیه گزارش: مسافر سلیم لژیون 4
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی،

رهایی از بند نکوتین ( سیگار)
شنبه 28 تیر 1399 ساعت 14:59 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
روز جمعه 27 تیر ماه 1398 مسافر داوود رهجوی لژیون ویلیام وایت راهنمای محترم مسافر وحدت از دستان توانمند و پر مهر بنیان کنگره 60 موفق به دریافت گل رهایی از مصرف نکوتین گردید

به مسافر داوود، همسفرشان، راهنمای ایشان، بنیان کنگره 60 و تمامی اعضای کنگره 60 تبریک می گوییم. 
تا باد چنین بادا...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: درمان سیگار،

لژیون سردار نمایندگی شمس
چهارشنبه 25 تیر 1399 ساعت 17:35 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
روز چهارشنبه 25 تیر ماه 1399 لژیون  سردار مسافران نمایندگی شمس با استادی مسافر حسن و نگهبانی مسافر امیر و با دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه پس انداز در ساعت 15:30 دقیقه برگزار گردید. در ادامه تصاویر این لژِیون را تماشا می کنید.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تصاویر،

«تعطیلات تابستانی»
چهارشنبه 18 تیر 1399 ساعت 18:40 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
ششمین جلسه از دور بیست و دوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی شمس، روزهای چهارشنبه با استادی کمک راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «تعطیلات تابستانی» در تاریخ 18 تیر 1399 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
از آقای مسعود نگهبان جلسه تشکر می کنم که اجازه خدمت کردن را به من دادند. از ایجنت و مرزبانان محترم نمایندکی تشکر می کنم که این بستر مناسب را برای درمان ما فراهم کردند. معمولا این طور است که وقتی یک تازه وارد به کنگره می آید برای ترک کردن می آید و اطلاعی از درمان و تعادل ندارد. وقتی من به کنگره آمدم به من گفتند شما باید 10 ماه زمان بگذاری تا به درمان برسی، این حرف برای من خیلی سنگین بود و به خودم می گفتم نمی توانم این مدت زمان برای رهایی از اعتیاد بگذارم. این فکر باعث شد 6 ماه دیرتر وارد پروسه درمان بشوم و 6 ماه زمان برد تا به این فکر افتادم اگر به کنگره رفته بودم الان چند ماه از زمان درمانم سپری شده بود و بعد به کنگره آمدم شروع به درمان کردم. 
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی،

دی سپ و تاثیر آن بر بیماری کرونا
دوشنبه 16 تیر 1399 ساعت 15:45 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
مسافر وحید یکی از اعضای سفر دومی کنگره 60 و از کمک راهنمایان نمایندگی شمس است که به بیماری covid19 دچار شد.
پیرو تاکید بنیان کنگره 60 مبنی بر مصاحبه با اعضای کنگره 60 که به این بیماری کرونا دچار شدند، از آقای وحید در خواست کردم که در صورت امکان در فرصتی مناسب مصاحبه ای کوتاه با ایشان داشته باشم. با تشکر از مسافر وحید متن این مصاحبه را در ادامه می خوانید.

سلام لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید. 
سلام دوستان وحید هستم مسافر، من با 20 سال تخریب مواد مخدر وارد کنگره شدم آخرین آنتی ایکس های مصرفی ام متادون، شیره تریاک، تریاک و قرص آرام بخش بود. مدت سفر اول 14 ماه بود راهنمای درمان من آقای مهدی بود ورزش در کنگره طناب کشی و دوچرخه سواری و مدت رهایی ام 4 سال و 9 ماه در ضمن سفر سیگار هم انجام دادم با راهنمایی آقای علی و رهایی از نکوتین 3 سال و پنج ماه

آقای وحید چطور متوجه شدید که به کرونا مبتلا شدید؟
روز قبل از این که متوجه بشوم مبتلا شدم با خود شما دوچرخه سواری رفته بودیم وقتی به خانه برگشتم شب احساس ضعف می کردم فکر کردم بخاطر روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان است و برطرف می شود. اما روز بعد درد و ضعف بدنی ام شدید تر شد پا درد داشتم و کم کم در همان روز علائم دیگر مثل تب سرفه هم اضافه شد و بعد از سه روز حس بویایی به طور کامل از بین رفت و در این مرحله از من تست کرونا گرفته شد و اعلام کردن صد در صد مبتلا به کرونا شده ام. روز پنجم از من سی تی اسکن ریه گرفتن که مشخص شد 50% ریه ام درگیر شده است.

آیا در بیمارستان بستری شدید؟

بعد از سی تی اسکن برای من نامه بستری برای بیمارستان نوشتن اما من چون نمی توانستم از بخور داروی دی سپ استفاده کنم قبول نکردم که من را در بیمارستان بستری کنند. در نتیجه درمان را در خانه انجام دادم.

برای مهار و درمان بیماری کرونا چه داروهایی تجویز کردند؟

به آقایانی که کرونا می گیرند داروی مداکوینیل که یک داروی ضد مالاریا و ضد روماتیسم است تجویز می کنند. این دارو را برای من هم تجویز کردن همچنین مسکن هایی مثل ناپروکسن هم دادند که من اصلا استفاده نکردم. مطمئن هستم تنها چیزی که توانست حال من را خوب کند، استفاده از دی سپ، بصورت سه یا چهار وعده شستشوی دهان و بینی در روز و بخور دادن دی سپ با سنگ بود که انجام می دادم.

روش بخور دادن با سنگ چیست و با توصیه چه کسی این روش را انجام دادید؟ 
این افتخار را داشتم که خود آقای مهندس دژاکام در این باره صحبت کردم و ایشان به من فرمودند؛ سنگ صاف رودخانه ای را روی حرارت گاز قرار دهم و پس از این که کاملا داغ شد محلول دو قسمت آب و یک قسمت دی سپ را با قاشق چای خوری روی سنگ بریزم و حوله بروی سرم باشد و بخور تین محلول را با بینی استشمام کنم و از دهان بیرون بدهم و این کار را دو یا سه دقیقه انجام می دادم که به لطف خداوند و ایشان بیماری من برطرف شد.

آقای وحید شما قبل از این که به کرونا مبتلا شوید هم از دی سپ استفاده می کردید؟

من قبل از ماه مبارک رمضان بطور منظم از دی سپ استفاده می کردم.  اما در ماه مبارک رمضان به علت این که صبح خواب می ماندم برای خوردن سحری بیدار نمی شدم و در طول روز هم که روزه بودم و در آن زمان استفاده از دی سپ از نظم خارج شد و مصرف نمی کردم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی
چهارشنبه 4 تیر 1399 ساعت 19:42 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )

چهارمین جلسه از دور بیست و دوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی شمس روزهای چهارشنبه با استادی راهنمای محترم مسافر وحید، نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» در تاریخ 4 تیرماه 1399 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

دلیل وجود این دستور جلسه در کنگره برقراری تعادل در اعضای کنگره شصت می باشد. من اگر جسمم در تعادل باشد این تعادل در رفتار، گفتار و برخوردهای من با دیگران مشهود است. برای مثال یک آدم خمار را در نظر بگیرید، نمی تواند راحت حرف بزند و دائم پرخاشگری و بی ادبی می کند، زیرا جسمش از تعادل خارج شده است. به طور مثال: شما به یک انسان گرسنه نمی توانید بگویید فعلا فلان کار را انجام بده، شاید بعدا به شما غذا بدهم. دنیای اعتیاد نیز این گونه است و نمی توان در آن با ادب رفتار کرد. شما نمی توانید با یک فروشنده مواد مخدر مودب و لفظ قلم صحبت کنید. این برخوردهای بد وقتی زیاد اتفاق می افتد در رفتار ما نهادینه می شود و درست کردن آنها سخت می شود. نوع رفتار و برخورد ما در دوران مصرف تغییر کرده است و این دستور جلسه برای من لازم  و ضروری است که یاد بگیرم که اگر در گذشته بنا به دلایلی سالها راه خود را گم کرده بودم می توانم دوباره به مسیر بازگردم.

ادامه مطلب

مامور کوچک خدا
دوشنبه 2 تیر 1399 ساعت 12:19 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )
مامور کوچک خدا
سلام دوستان کیارش هستم یک مسافر. داستانی که می خوانید برای قبل از پیوستن من به کنگره است.
بعد از جدایی پدر و مادرم، من 5 سال از مادرم متنفر و عصبی بودم بخاطر جدایی اش از پدرم او را مقصر می دانستم و از ملاقات و حتی صحبت کردن با او برای 5 سال امتناع می کردم تا اینکه به واسطه اصرار یکی از بستگان قبول کردم که به دیدنش بروم. با این حال بازم از او متنفر بودم و وقتی به خانه آنها می رفتم مدت کمی می ماندم،  بخاطر اعتیادم و چون نمی خواستم متوجه شود (در صورتی که کاملا خبر داشت) به بهانه های مختلف اصلا نمی رفتم و اصلا رابطه خوبی نداشتیم تا اینکه من یک همستر خریدم و به خانه پدرم و همسرش بردم، چون من با آنها زندگی می کردم ولی به من اجازه نگهداری از او را ندادند. در صورتی که مادرم حتی با همسر خود جنگید تا راضی شود که بتوانم از همسترم اونجا نگهداری کنم. اینجا اولین جرقه ای بود که من کمی دوباره از مادرم خوشم آمد ولی هنوز عصبانی بودم. خلاصه برای دیدن این دختر کوچولو بیشتر به خانه ی آنها می رفتم و بیشتر می موندم و حتی شب می خوابیدم تا با همسترم باشم و وقتی نحوه رفتار مادرم با او و آن مهر مادرانه اش را می دیدم عصبانیتم از او کمتر می شد چرا که ما یک عشق مشترک پیدا کرده بودیم. یک روز وقتی بیدار شدم متوجه وجود توموری در صورت همسترم شدم و حالم خیلی خراب بود چرا که می دانستم دامپزشکی ها به همستر اهمیت نمی دهند و او را پذیرش نمی کنند و از طرفی همستر کلا 20 هزار تومان بود ولی می دانستم هزینه عمل و داروهای او زیاد خواهد شد و من بخاطر مصرف کننده بودنم همچین پولی نداشتم.

ادامه مطلب
ارزشمند ترین میراث ماندگار
دوشنبه 26 خرداد 1399 ساعت 23:59 | نوشته ‌شده به دست محسن محمدی | ( نظرات )

سقوط همه‌ی انسان‌ها ریشه و علت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد اما در رأس آن‌ها جهل و ناآگاهی قرار دارد زیرا نادانی انسان را از چرخه زمان و گردونه عالم هستی دور می‌کند بنابراین جهل وندانی می‌تواند جامعه‌ای یا دنیایی را از پا درآورد یا افکار منفی و باورهای غلط ذهن انسان‌ها بخصوص نسل جوان را فلج کند بدون شک یکی از مهم‌ترین ابزارها و کارهای که می‌تواند آفت جهل و ناآگاهی را بزداید، مطالعه و افزایش دانش است و آنچه می‌تواند شبهه‌های ذهنی را دفع کند و ایمان را به باورهای درست بازآورد کتابی است که حرف حق بگوید و از همه مهم‌تر از یک منبع حق و حقیقت سرچشمه گرفته باشد زیرا گرفتاران در چنبره پرسش‌ها؛ به دنبال پاسخ درستی در برابر ندانستنی‌هایی خود هستند.

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مرجعی هست برای تمامی انسان‌ها تا دانش خود را افزایش دهند. کتابی است برای رسیدن به حقایق چون کلام حق و حقیقت را بیان می‌کند و از همه مهم‌تر مطالب آن پایان‌ناپذیر است. این کتاب محصول تجربه و آموخته‌های درازمدت بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره 60 جناب آقای مهندس است و سهم فراوانی در انتقال تجربیات، آگاهی و گسترش دانش بی‌انتهایی الهی به‌تمامی انسان‌ها بخصوص کسانی که دربند و دنیایی تاریکی‌ها قرار دارند کمک شایانی خواهد کرد و به‌عنوان زیباترین و ارزشمندترین میراث برای نسل‌های آینده ماندگار خواهد شد.

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر یک نوع علم بیداری و هوشیاری هست که دانش و علم انسان‌ها را افزایش می‌دهد و منجر به رشد و تکامل انسان‌ها می‌شود و سبب دریافت فهم و درک مطالب الهی خواهد‌ شد و از همه مهم‌تر باعث می‌شود قابلیت‌های درونی تندتر ظهور کنند و از توقف انسان جلوگیری می‌کند چون کتابی هست که انسان را دز همه ابعاد در تعادل نگه می‌دارد و برای حفظ تعادل دائماً و همواره منجر می‌شود انسان درحرکت باشدمطالب کتاب عبور از منطقه 60 در جه زیر صفر پلی است برای رسیدن به دنیایی بهتر؛ این کتاب اوج ادب، احترام، آگاهی، شناخت، معرفت، دانش و علم است که هر چه بیشتر مطالعه می‌کنی از جهل و نادانی، کج‌فهمی، توهین، نفرت، کینه، حقارت و خشم انسان کاسته می‌شود و کسانی که با این کتاب انس بگیرند و مطالب آن را کاربردی کنند احتیاج نیست اتفاقات تلخ را تجربه کنند و قطعاً گرفتار نیروهای اهریمنی نمی‌شوند.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر،



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic