گزارش فینال اولین دوره مسابقات بدمینتون انفرادی آقایان مسافر و همسفر ، جام عقاب طلایی فروردین ماه ۱۳۹۷

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ورزشی،

راه یاقتگان به مرحله نهایی مسابقات بدمینتون تک نفره آقایان جام عقاب طلایی
دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 21:12 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )


روز جمعه مورخ 13 بهمن ماه 1396 در محل پارک طالقانی مسابقات بدمینتون تک نفره آقایان جام عقاب طلایی در مرحله نبمه نهایی برگزار گردید که نتایج زیر بدست آمد :
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ورزشی،

یازدهمین جلسه از دور پانزدهم ( جشن اولین سالگرد رهایی مسافر سعید )
جمعه 8 دی 1396 ساعت 21:47 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 روزهای پنج‌شنبه  مورخ 7 دی‌ماه 96 با استادی آقای فریدون و نگهبانی آقای علیرضا و دبیری آقای امیر با دستور جلسه جهان‌بینی ورزشی و در ادامه با جشن اولین سالگرد رهایی مسافر سعید رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد :

مهم‌ترین ویژگی نفس این است که خواسته دارد و این خواسته و یا جوهر وجودی نفس باعث می‌شود که انسان و یا هر نفس دیگری در جهت میل به آن خواسته به حرکت درآید و در این مسیر برای اینکه به خواست‌های خودش دست پیدا کند و اهدافش را به انجام برساند ، نیاز به انرژی دارد  و این انرژی را باید از جهان پیرامون خودش کسب بکند که همان مثلث هستی یعنی صوت ، حس و نور است . ولی این درجه نفسانی ، میزان تکامل عقل و درجه دانایی‌فرد است که تعین می‌کند که شخص از چه طریقی این انرژی‌ها را به دست بیاورد .

من اگر در مورد مطلبی شناخت و معرفت نداشته باشم همان چیزی که به من میگویم می‌پذیرم و به عبارتی دانایی من در مورد آن مسئله خاص کامل نیست ولی رفته‌رفته با آن شعبده‌ای که معمار بزرگ انجام داده است و با حرکت نفس این دانایی شکل می‌گیرد و در ادامه به تکامل عقل منتهی می‌شود ، نسبت به سره و یا ناسره شناخت پیدا خواهم کرد و می‌توان بفهمم که آن چیزی که به گفته‌شده است حقیقت دارد یا نه !

در مورد جهان‌بینی ورزشی هم به همین‌گونه است ، اینکه من در چه درجه‌ای از نفس قرار دارم و یا در چه مرحله‌ای از تکامل عقلی قرار دارم تعیین می‌کند که خواست من از ورزش کردن چه می‌تواند باشد ؟ من درگذشته به دلیل عدم شناخت کافی از این موضوع به باشگاه‌های ورزشی می‌رفتم برای عرض‌اندام کردن ، برای رسیدن به خواست‌های حواشی ورزش کردن و انواع و اقسام موارد و موضوعاتی ازاین‌دست . تأییدی که من در راستای این عدم آگاهی از دیگران دریافت می‌کردم به من انرژی می‌داد . اما وقتی وارد کنگره 60 شدم خواسته‌های من هم‌تغییر کرد و تبدیل شد به رسیدن به درمان و درنهایت تعادل و بهتر ترشح شدن سیستم ایکس من، لذا ورزش کردن من طبعاً در همین راستا خواهد بود .

در مرود سعید عزیز باید بگویم که سعید قلب بسیار پاکی دارد و من بسیار او را دوست دارم و همین قلب بی‌آلایشش درجه او و ارزش او را خیلی بالا می‌برد . سعید از زمانی که در مسیر کنگره قرار گرفت در حد زیادی خوب حرکت کرده است . مسجد و کلیسا مکان‌هایی هستند مقدس و امن است ولی این امن و مقدس بودن مهر تأییدی بر اشخاصی نیست که وارد آن‌ها می‌شوند . من با یک گذشته‌ای تاریک وارد کنگره 60 شدم و پسر پیغمبر هم نبودم و این دلیل نمی‌شود که اگر امروز در کنگره هستم به خودم هم تقدس بدهم و اگر در کنگره هستم برای این است که از این مکان مقدس و امن یاری بگیرم که خودم را از آن‌هم تاریکی بیرون بکشم و اگر این موضوع را درک کنم نه دیگر توقع بی‌جا از خودم نخواهم داشت و نه دیگران را مورد قضاوت قرار نمی‌دهم . این امر در سعید کاملاً مشهود است یعنی من تا به امروز ندیدم که کسی را قضاوت کند و یا از قضاوت دیگران دلخور بشود . بازهم این روز قشنگ را به سعید عزیز تبریک میگویم .

صحبت‌های مسافر سعید :

کنجکاوی‌های بیش‌ازحدی که در دوران کودکی داشتم باعث شد که از یک سنی سرکش بشوم . در نگاه اول اطرافیانم مرا انسانی آرام و سربه‌زیر می‌دیدند ولی مقداری که از معاشرت با آن‌ها می‌گذشت تبدیل به شخصی متفاوت می‌شدم . در مقطعی از زندگی من هم نامزد اعتیاد شدم و به‌واسطه کاری داشتم با مواد مخدر آشنا شدم . چند سال بعد ازدواج کردم و از همان روز اعتیاد من شروع شد . موقعیت‌های اجتماعی و تحصیلی بسیار خوبی را از دست دادم ولی امروز اصلاً ناراحت این رفته‌ها نیستم . زندگی کردن با یک فرد معتاد بسیار سخت است و آن‌هایی که به‌پای مسافر خود می‌مانند بسیار زحمت می‌کشند . زمانی که به کنگره آمدم به خیلی مسائل اعتقاد نداشتم ولی بعدازاینکه سفرم را شروع کردم متوجه اشتباه خود شدم .

از راهنمای خودم و از راهنمای مادرم خیلی تشکر می‌کنم . از بنیان کنگره ، جناب مهندس خیلی تشکر می‌کنم که بستری را به وجود آوردند که امثالی مثل سعید بیایند و در صراط مستقیم قرار بگیرند .

صحبت‌های راهنمای هم‌سفر ، خانم زهرا :  

من هم خوشحالم که امروز سهم بسیار کوچکی در این جشن دارم و از خدای خودم سپاس گذارم . این جمله را که می‌گوید راهنما انگشت اشاره است و درمان گر خود مسافر و هم‌سفر است ، در کنگره بسیار شنیده‌اید . وقتی شخص راه را پیدا می‌کند و در راستای آن حرکت می‌کند ، معجزه و تغییر توسط خود شخص صورت می‌گیرد . خانم معصومه عزیز ، یکی از ره‌جوهای خوب من هستند و بااینکه ازنظر سنی از من بزرگ‌تر بودند بسیار فرمان‌بردار و تسلیم کنگره و جلسات آن بودند و هستند . وقتی در کنگره میگوییم که مسافر و هم‌سفر باید باهم رشد کنند و آموزش ببینند دقیقاً مصداقش آقای سعید و خانم معصومه هستند . به آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان تبریک میگویم که قطعاً شادی‌هایی که امروز داریم مدیون این عزیزان هستیم .

صحبت‌های هم‌سفر ، خانم معصومه :  

قبل از هر چیز تشکر می‌کنم از آقای مهندس ، استاد امین و خانم آنی ، آقای رفاهی و خانم طارمی . هر چیزی که راهنمایم می‌گفتند اطاعت امر می‌کردم و همیشه به مسافر هم می‌گفتم که سعید جان هر چه را که آقا فریدون میگویند ، نه و امایی در کارت نمی‌آوری . سعید بچه خیلی شیطون و شروری نبوده که بخواهم بگویم که مرا خیلی هم اذیت می‌کرده ولی اگر کسی یک مصرف‌کننده در خانه داشته باشد بالطبع مادر ، همسر ، پدر و دیگران ناراحت هستند . در ازدواج سعید من خوشحال نبودم ولی امروز بهترین روز زندگی من است و از این بایت شکر گذار خداوند هستم .


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد و رهائیها، گزارش جلسات چهارشنبه،

شروع از یک نقطه سیاه تا رنگین کمان
یکشنبه 3 دی 1396 ساعت 19:47 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

دهمین جلسه از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 روزهای پنج‌شنبه  مورخ 30 آذر 96 با استادی آقای علی و نگهبانی آقای علیرضا و دبیری آقای امیر با دستور جلسه وادی چهارم و تاثیر آن بر روی من و در ادامه با جشن اولین سالگرد رهایی مسافر عزیز ، حسن رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد :

اینکه اختیار انسان در تمام وادی ها حرف اول را می زند و محور اصلی است و شخصی که اختیار دارد که به سمت ضد ارزش ها برود یا ارزش ها ، این یک امر جاری در تمام وادی ها است که اختیار محترم شمرده شده و این خود فرد است که انتخاب می کند که به سمت ضد ارزش ها برود یه به سمت ارزش ها. و القا و الهام مثبت و منفی هم وجود دارد و انسان را دعوت می کند به سمت روشنایی یا به سمت تاریکی ولی در نهایت این خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است و کسی است که از این رفتن به سمت تاریکی یا روشنایی نفع یا ضرراصلی را خواهد دید 

همانطور که در بحث اعتیاد ما این را تجربه کردیم کهبه عنوان یک مسافراینکه ما وقتی با قوه اختیار خودمان به سمت تاریکی و مصرف مواد مخدر رفتیم آن چیزی که نصیبمان شد درجه اصلی اش و قسمت اصلی تخریب هایش به خودمان برگشت در برگشت به سمت روشنایی ها هم همینطور است . من هروقت کار خیری انجام می دهم یا به نوعی در مسیر روشنایی ها حرکت می کنم آن فایده و تاثیر آن برای خودم خواهد بود . شد 4 وادی اولی که در کنگره قرار دارند وادی هایی هستند که به عنوان تفکر از آن ها یاد  می شود به این مسیر به عنوان کسی که درمسیر است اتمام حجتی خواد بود . هر چقدرکه ما تفکرمان روشن تر باشد هرچقدر که خواست قوی تری داشته باشیم نسبت به خروج از تاریکی ها قطعا مسولیت ها را هم به عهده خواهیم گرفت .

 این طبیعی است که وقتی می خواهیم از یک تاریکی خارج شویم بخواهیم یک نفر دیگر را مسول همه مشکلات خودمان بدانیم . و اینکه اگر من به معنای واقعی کلام مسولیت خودم را بپذیرم خیلی خیلی کارم  راحت تر خواهد شدو این را بپذریم که عملکرد اصلی به عهده خودم است. دستور جلسه امروز قسمت دیگرش تولد حسن عزیز است که شاید مصداق بارز این دستور جلسه  باشد و به نوعی خودش در مورد جزییات درمانش و شرایطی که قبل از کنگره داشته است صحبت خواد کرد ولی چیزی در مورد حسن وجود دارد این است که قطعا حال خوبی نداشت در صور اشکار شاید اتفاقی نیفتاده بود ولی در صور پنهان  به یک ویرانه ای تبدیل شده بود . ولی توکل کرد ، و سعی کرد که بهانه جویی نکند در سفرش و شرایط را توجیهی نداند برای حرکت نکردنش و بدون حاشیه درمانش را انجام داد . 

هنوزهم ا اینکه مرزبان و کمک راهنما شده است گوش به فرمان است و سی دی ها را می نویسد و خیلی خوشحالم و سعادتی است که در این اخرین شب پاییز در کنار همدیگر هستیم و کنگره این وقعیت را به ما داده است که در چنین شب خاطره انگیزی در کنار هم باشیم و خوشا به حال سفر اولی هایی که در این تولد قرار گرفتند چون این تولد خیلی پیام ها می تواند  برای تک تک ما د اشته باشد و خیلی حرفها که شاید هیچ جایی ما اینها را به صورت زنده نتوانیم حس کنیم . معجزاتی را که برای حسن اتفاق افتاد را خودش خواهد گفت . حسن ا اینکه مشکل قلبی داشت و عمل کرده بود توانست با اجازه جناب مهندس سفر سیگارش را هم شروع کند و در سفر سیگار هم توفیق حاصل کرد. در خاتمه به خانواده بزرگ کنگره 60 و بویژه جناب مهندس تبریک عرض میکنم و از اینکه به صحبت های من گوش دادید متشکرم

 ادامه جلسه با جشن اولین سال رهایی مسافر حسن

آرزو

امیدوارم تمام کسانی که به نوعی با اعتیاد و مواد مخدر در ارتباط هستند به درجه ای از معرفت و شناخت برسند که بدانند اعتیاد  درمان قطعی داشته و تنها راه درمان آن روش در اس تی و متد کنگره 60 است

 

صحبتهای مسافر حسن 

من از تمام مسافران و همسفرانی که در این جشن شرکت نمودند کمال تشکر را دارم و امیدوارم این مراسم برای کلیه عزیزان و مسافران سفر اولی نیز پیش بیاید و این عزیزان نیز این حس را تجربه نمایند

من نمی خواهم از تلخی های زمان مصرف بگویم و کام عزیزان را تلخ کنم و به همین بسنده می کنم که مواد مخدر و تخریب ها ی ان باعث شد که من همه چیزنم را اعم از زن و بچه و زندگی خودم را از دست بدهم و حتی کار و شغل من نیز به تار مویی رسید و. خدا را شکر که کارم را ازدست ندادم

مصرف مواد مخدر ضد ارزش های زیادی به همراه دارد که خود مصرف آن یک جزو بسیار کوچکی از این ضد ارزش هاست و کاش مقوله مواد مخدر فقط مصرف ان بود

من به واسطه مصرف مواد مخدر خیلی چیز ها را از یاد برده بودم و درست زمانی که می بایست به خانواده خود رسیدگی کنم از انها غافل شده بودم و خدا را شکر که کنگره 60 کاری کرد که من همه چیزهایی را که از دست داده  بودم دوباره به دست اوردم

من در ابتدا فقط برای خرید وقت به کنگره امدم و خواستم به کسانی که کنگره را به من معرفی کرده بودند ثابت کنم که این روش و کنگره هم نمی تواند برای من که سالها مصرف شیشه داشته ام کاری کند . ولی وقتی که وارد شدم قلاب من به کنگره گیر کرد و من در کنگره به این مطلب رسیدم که مصرف شیشه نیز درمان قطعی دارد و روش آن نیز روش تدریجی است

در انتها از راهنمای بسیار بزرگوارم تشکر می کنم که در مسیر همیشه حامی من بودند و راه را به من نشان دادند همینطور از جناب مهندس دژاکام و خانواده بسیار محترمشان تشکر می کنم که این بستر را برای ما فراهم نمودند و از همه کمک راهنمایان شعبه شمس که خیلی کمک کردند به اینکه من در ازمون کمک راهنمایی امسال بتوانم موفق شوم. ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش دادید .. 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد و رهائیها، گزارش جلسات چهارشنبه،

اولین جلسه از دور پانزدهم با استادی آقای محمد
یکشنبه 3 دی 1396 ساعت 19:29 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

اولین جلسه از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای یکشنبه مورخ 3 دیماه 96 با استادی آقای محمد و نگهبانی آقای رضا  و دبیری آقای مرتضی با دستور جلسه وادی چهارم و تاثیر آن بر روی من رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود

خلاصه سخنان استاد :

به نظر من در کنگره 60 تمامی مصرف کنندگان و تازه واردین با موضوع فرافکنی و اینکه مسائل و مشکلات خودشان را به دوش دیگران و مخصوصا خداوند قرار دادن آشنایی کامل دارند . با این طرز تفکر متوجه این موضوع شدیم که ما هیچگاه با این رویه به جایی نرسده و نتیجه بهتری هم حاصل نکرده ایم چه بسا مشکلاتمان روزبه روز بیشتر هم شد. به همین دلیل در بدو ورود به کنگره 60 از ما سوال میشود که به خاطر چه علتی تصمیم به درمان اعتیادمان گرفته ایم و ما هم در جواب می گوییم به خاطر خودمان بوده و نه به خاطر شخص دیگری ...

ما اگر بخواهیم به هر نتیجه و هدفی برسیم باید چند موضوع را در نظر بگیریم : یکی مقولات و دیگری محفوظات .

در کنگره 60 ما حسمان راهنما را انتخاب میکنیم و در ادامه به اهمیت حس سالم و. عقل سالم و درک درست از موضوعات و مسائل پی میبریم و اختیار خود را در دست میگیریم و در طول زمان به رهایی و در سفر دوم به مسیری درست که در آن در حرکت بودیم ادامه میدهیم ...  

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات شنبه،

نهمین جلسه از دوره چهاردهم با استادی آقای علی
یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 19:21 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )


نهمین 
جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مورخ 21 آبان ماه ۹۶ با استادی آقای علی و نگهبانی آقای سعید و دبیری موقت آقای مهرداد با دستور جلسه DST و تجربه من از سایر روش‌ها رأس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

معنای لغوی ترک با توجه به کتاب 60 درجه این است که ترک به معنای واگذاشتن و رفتن است و اعتیاد هم به معنای عادت کردن و یا خو گرفتن به چیزی است و این دو مقوله در کنار هم ازنظر و دیدگاه بسیاری از افراد به‌منزله پایان یافتن بیماری اعتیاد است و تمام به‌هم‌ریختگی‌ها و بی‌تعادلی‌ها به پایان رسیده است و دیگر فرد به‌عنوان یک شخص مصرف‌کننده و معتاد شناخته نمی‌شود و می‌تواند به جامعه و خانواده برگردد. ما همه به‌نوعی باتجربه ترک‌ها و روش‌های مختلف در طول دوران اعتیادمان آشنا هستیم و همین تجربه‌ها دلیلی بر غلط و نادرست بودن این ادعا بودیم و هستیم که ترک اعتیاد و از بین رفتن به‌هم‌ریختگی‌های صور آشکار نه‌تنها که چاره گشا نیست بلکه در ادامه باعث ایجاد به‌هم‌ریختگی‌های دیگری در فرد خواهد شد .ترک کردن شاید در بسیاری از موارد و موضوعات مختلف مانند کبوتربازی و یا قماربازی و یا خیلی از مسائل این‌چنینی صادق باشد ولی در مورد اعتیاد این اتفاق واقعاً انجام نخواهد شد .

اعتیاد من و نوع مصرف کردن من و در ادامه به یک شخص چند مصرفی تبدیل‌شدنم به‌واسطه همین ترک‌های پی‌درپی و ناموفق من بوده است و چه‌بسا اگر هیچ‌گاه ترک کردن در مقوله اعتیاد را تجربه نمی‌کردم خیلی عقب افتادن‌ها و خیلی مشکلات دیگر را تجربه نمی‌کردم . این روش‌ها نه‌تنها من را به‌سوی ترک کردن و قطع مواد نرساند بلکه مرا در مورد رسیدن به حال خوش و رسیدن به درمان کاملاً در ناباوری و ناامیدی فروبرد . این دستور جلسه ما در ما تداعی‌کننده این موضوع است که آیا ما به‌صورت واقعی از بیماریِ اعتیاد خلاص می‌شویم و یا نه اعتیاد و فرهنگ آن و حال خراب همیشه همراه ما است.

طبق  نظریه و متد DST که از طرف کنگره 60 ارائه شد، اعتیاد یک جایگزینی مزمن است و به خاطر به‌هم‌ریختگی ناقل‌های عصبی و از تعادل خارج شدن سیستم شبه افیونی بدن در مدت‌زمان مشخص داروی شربت تریاک به‌عنوان یک جایگزین امی شود و در پله‌های 21 روزه به حد  صفر می‌رسد و شخص در این مدت به تعادل مطلوب دست پیدا خواهد کرد. کلمه DST ترکیبی است از: D به معنای ضریب 80/ یا همان حرف اول دژاکام  و S به معنای استپ ( زمان پله‌ها ) و  T هم به معنای مدت‌زمان است .  

متدDST  در تمامی موضوعات زندگی می‌تواند جاری باشد و اگر ما بتوانیم به‌مرور و به‌صورت تدریجی و با در نظر گرفتن طول زمان مسئله و یا موضوعی ضد ارزش را کمرنگ کنیم و یا کاهش دهیم و به‌موازات آن نگاه خودمان را و جهان‌بینی خودمان را افزایش بدهیم ، می‌توانیم از مسئله و یا موضوع به‌نوعی درمان حاصل کنیم .  

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات شنبه،

هفتمین جلسه از دوره چهاردهم با استادی آقای حامد شمس
یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 19:45 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

هفتمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مورخ 7 آبان ماه ۹۶ با استادی آقای حامد و نگهبانی آقای سعید و دبیری موقت آقای ناصر با دستور جلسه وادی دوم و تأثیر آن روی من رأس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

همان‌طور که دوستان می‌دانند وادی‌های کنگره 60 یکی از مهم‌ترین آموزش‌های ما هستند و کتاب عشق ، کتابی نیست که فقط محدود به ما مصرف‌کننده‌ها باشد و هرکسی که احساس می‌کند از خودش فاصله گرفته و نشانه این فاصله همان شرایطی است که در زندگی‌اش در حال حاضر به وجود آمده، می‌تواند  از این کتاب و سی‌دی‌ها استفاده کند .از این حیث وادی‌ها جایگاه بسیار مهمی در کنگره‌دارند و هرچه قدر بهتر بتوانم با وادی‌های کنگره 60 ارتباط برقرار کنم قطعاً طبق اسم کتاب می‌توانم به خودم نزدیک‌تر شوم  و نتیجه نزدیک‌تر شدن به خود یعنی صلح و آرامش .

اما در مورد وادی دوم باید بگویم که من هر وقت در زندگی خودم تصمیم گرفتم کاری را انجام دهم و باهدف خاصی را دنبال کنم ، اولین چیزی که باعث می‌شد من نتوانم ادامه مسیر بدهم همین احساس پوچی و بیهودگی بود یعنی یکی از حس‌های بازدارنده که می‌تواند انسان را از آن جایگاهی که دارد مجبور به فراموشی کند همین حس پوچی و بیهودگی است . اولین حسی که بعد از یک تفکر سالم به وجود می‌آید ،حس پوچی است و هدف از این حس این است که ما یادمان برود که چه کسی بود و یا چه چیزی بود که من به این بیراهه کشیده شوم ،که در متن وادی آمده است که علت آن یا تفکرات ناسالم است و یا مسیر اشتباه که باز در هر دو صورت انگشت اشاره به سمت خودِ من برمی‌گردد . حس بیهودگی اولین کاری که با شخص می‌کند این است که به فرد احساس مظلومیت می‌دهد ....

به نظر من اولین مرحله در وادی دوم این است که اگر امروز احساس پوچی و بیهودگی می‌کنم و یا ناامید هستم ، این همان نتیجه عملکرد و تفکرات غلط خودِ من است پس نباید خیلی شلوغش بکنم ، مخصوصاً زمانی که کنگره را پیداکرده‌ام . وقتی من کنگره را پیدا کنم دیگر بی‌کس نیستم ، نمی‌توانم بگویم که راه رو بلد نیستم ، دیگر نمی‌توانم بگویم که راهنما و الگو ندارم،دیگر نمی‌توانم بگویم که من چه‌کاری باید انجام دهم که از این حس بیهودگی و پوچی خارج شوم .  انسانی که احساس ناامیدی و پوچی می‌کند به‌راحتی با آموزش‌های کنگره و انجام کارهای ساده می‌تواند از این مقوله به موفقیت برسد .

باید این سؤال را از خودم بپرسم که یک‌عمر کل هستی در خدمت من بود ، پدر و مادر و اطرافیان به من خدمت کرده‌اند ، حال من چگونه باید جواب خدمات آن‌ها را بدهم؟ آیا در هستی می‌شود جایی و یا چیزی را مثل من پیدا کرد که مثل من رفتار کند ؟ درختی را پیدا می‌کنید که بگوید چون این شخص انسان بدی است من همسایه‌ام را برایش باز نمی‌کنم ؟ گاوی را پیدا می‌کنید که بگوید چون امروز حوصله ندارم پس شیر هم نمی‌دهم ؟ خداوند برای اعمال و رفتار بد ماکسی را از آسمان مأمور دستگیری ما نمی‌کند ولی یک حس بیهودگی و پوچی در وجودم می‌افتد که تا استخوان‌هایم را هم می‌خورد .

صحبت‌هایم را با سخنی از مهندس تمام می‌کنم که می‌فرمایند :

یادمان نرود که ما کارگرهای هستی هستیم ، ما برده‌های هستی هستیم و موقعی می‌توانم در جایگاه‌های بالایی قرار بگیرم که بفهمم کارگر و برده هستی هستم . بفهمم که من هم مثل یک درخت وظیفه‌ای دارم . من هم همانند خاکی که به من خدمت می‌کند وظیفه‌ای دارم . جایگاه من زمانی تغییر می‌کند که از درون حس و حال من هم‌تغییر کرده باشد ./

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات شنبه،

جلسه پنجم از دور چهاردهم با استادی آقای امیر
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 18:47 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

جلسه پنجم از دور چهاردهم سری کارگاه‌های خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی شمس با استادی آقای امیر ، نگهبانی آقای سعید و دبیری آقای ناصر با دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی به مورخ 23 مهرماه 1396 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود .

 

خلاصه سخنان استاد :

به یاد دارم که جلسه اول یا دوم من بود که وارد کنگره شده بودم و دستور جلسه سیستم ایکس بود. یکی از دوستان به‌عنوان استاد جلسه نشسته بود و با خودم عهد بستم که یک روزی آن جایگاه را تجربه خواهم کرد. در آن روزها فکر می‌کردم که باید آنجا نشینم و چیزی یاد دیگران بدهم ولی به‌مرور این تغییر در من ایجاد شد و فهمید که جایگاه استادی برای یادگرفتن است نه یاددادن .

و اما در مورد دستور جلسه باید بگویم که از همان روزهای ابتدایی ورودم در کنگره منیت زیادی داشتم و همین منیت در اول سفر مرا خیلی اذیت می‌کرد و می‌خواستم هر کاری را خودم انجام دهم . برای یک مدتی طول کشید تا به این باور رسیدم که من باید این منیت را کنار بگذارم و برخلاف این رودخانه درونیم حرکت کنم . برای من خیلی سخت بود و انرژی زیادی هم از دست می‌دادم ولی آن موقع که خود را به دست این رود که از جنس عشق و محبت است بسپاریم تازه آنجاست که تغییرات جدید و زیبایی را شاهد خواهید بود و سفر کردن فرد بسیار آسان می‌شود . اگر هر چه زودتر بتوانیم این موضوع منیت و عدم فرمان‌برداری را در خودمان حل کنیم و خودمان را گوش‌به‌فرمان راهنمایمان کنیم خیلی زودتر از آن چیزی که فکر می‌کنیم به نتیجه لازم خواهیم رسید .

این دستور جلسه برای من همانند دو پروسه کاشت و برداشت می‌ماند یعنی تا زمانی که کاشت نداشته باشی ، برداشتی هم به طبع برای ما صورت نمی‌گیرد ،دقیقاً فرمان‌برداری هم همین‌طور است . هرچه فرمان‌برداری کمرنگ‌تر باشد ، فرماندهی هم از بین می‌رود . حقیقتی وجود دارد و آن این است که من چه بخواهم و چه نخواهم زمانم بسیار زیادی را برای متنفر بودن از دیگران صرف کرده‌ام . مدت خیلی زیادی را صرف کرده‌ام که زندگی را خودم صلب کنم و آن‌هم به هر قیمتی که ممکن بود . ولی زمانی که شروع کردم به فرمانبردای و به حرف راهنمایم گوش کردم ، آن موقع بود که توانستم از سمت مرگ به سمت زندگی حرکت کنم . چه می‌خواستم و چه نمی‌خواستم من با این مقوله ناآشنا بودم و اگر بخواهم آشنا و آگاه بشوم زمان می‌برد . باید اول خوب گوش بدهم و سپس قدم‌به‌قدم حرکت کنم .

در انتها باید بگویم که کنگره برای من همانند پروانه و شمع بود . زمانی که دیدم در کنگره این‌همه افراد هستند که دست در دست هم‌پیمان بسته‌اند که به انسان‌های دیگر کمک کنند فارغ از اینکه نام شخص چیست و یا چه درجه و اعتبار اجتماعی دارد ، آرزویم از ابتدا این بود من هم بتوانم روزی لیاقت آن را پیدا کنم که در این جایگاه‌ها باشم ....

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات شنبه،

یازدهمین جلسه از دوره چهاردهم با استادی آقای امیر
سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت 19:38 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

 یازدهمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مورخ 18 مهرماه ۹۶ با استادی آقای امیر و نگهبانی آقای عباس و دبیری موقت آقای حسین با دستور جلسه سیستم ایکس رأس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان خیلی خوشحالم در خدمت شما هستم و این جایگاه و دوباره تجربه می‌کنم.

بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت بکنم سیستم ایکس اساتید زیادی صحبت کردن، دوست دارم در مورد تجربه

خودم با شما عزیزان صحبت کنم. ما برای تکامل خودمان احتیاج به یسری ابزار داریم، مگر نه اینکه هستیِ ما

اندیشه و جسم و روان ماست. اندیشه انسان چگونه شکل می‌گیرد و در چه بستری باید محیا شود؟ مگر نه اینکه

باید در بستر آرامش شکل گیرد؟ این آرامش به چه صورت درست می‌شود و ما چطور به این آرامش‌خواهیم رسید؟

در این بستر است که ما رشد و تکامل پیدا می‌کنیم و در حلقه‌ها سفر می‌کنیم و به حلقه‌های بالاتر می‌رویم.

سیستم ایکس تمام رفتار و اندیشه ماتحت امر سیستم ایکس ما است و برای من اهمیت موضوع فراتر از بیماری

اعتیاد است.

این موضوع آن‌قدر اهمیت دارد و این خلق‌وخوی ما که زیر سر این سیستم است ما را وادار می‌کند که به این موضوع

بپردازیم  و در جهت ارتقای آن گام برداریم. تمام این سازوکاری که کنگره دارد همانند راهنما، مرزبانان، پارک،

درختکاری برای چیست؟ تمام این ابزارهایی که در کنگره قرارگرفته برای این است که سیستم ایکس خود را راه

اندازی کنیم و بتوانیم کارهای دیگرمان را انجام دهیم مانند مسائل اقتصادی و... انجام دهیم. من همیشه تصور

می‌کردم که به‌راحتی می‌توانم مشکل اعتیادم را حل نمایم ولی همیشه برگشت می‌خوردم و این امر به علت

همان حلقه مفقوده‌ای بود که ما نمی‌دانستیم و آگاه نبودیم و این ناآگاهی بیشتر ما را از همه‌چیز دور می‌کرد تا

اینکه ما را به سرمنزل مقصود برساند!

سیستم ایکس ما یک موهبت الهی است و ابزاری است بسیار نیرومند برای رشد و تعالی ما و باید قدر این مسئله

را دانست و راه و روشی که کنگره در مقابل ما گذاشته راه و روشی است بسیار مناسب. وقتی من وارد کنگره

شدم چیزی که نظرم و جلب کرد ظاهر بسیار بشاشی بود که اعضای کنگره داشتند حتی کسانی وارد پرسه

می‌شوند و اوتی را شروع می‌کنند چهره‌ی آنان بشاش‌تر می‌شود و ازنظر ظاهر باکسانی که این اوتی را بیرون از

کنگره مصرف می‌کنند تفاوت دارند. کسانیکه در مسیر مستقیم قرار می‌گیرند و تحت آموزش خودشان و قرار

می‌دهند باید حال آن‌ها خوب شود. من واقعاً از اوتی ممنون هستم که جسم من را به تعادل رساند بعد از آن روان

من هم به تعادل رسید.

 

تهیه گزارش: مسافر عطا

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات دوشنبه،

چهارمین جلسه از دوره چهارده با استادی آقای رضا
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 19:50 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

چهارمین جلسه از دوره چهارده کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ مورخ 16 مهرماه ۹۶ با استادی آقای رضا و نگهبانی آقای سعید و دبیری موقت آقای امیر با دستور جلسه سیستم ایکس رأس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

برای سال جدید دستور جلسات جدید اضافه‌شده است و طبیعی است بعد از دستور جلسه صورت‌مسئله اعتیاد، خیلی خوب است که ما این دستور جلسه را داشته باشیم چراکه صورت‌مسئله اعتیاد بر پایه سیستم ایکس بناشده است و اعتقاد کنگره بر این است که این سیستم ایکس است که مورد عیب قرارگرفته است و عیوب این سیستم باید برطرف شود تا شخص به درمان برسد. همه شما در صورت‌مسئله اعتیاد با مثلث درمان آشنایی کامل دارید که این مثلث شامل سه ضلع است: جسم، روان و جهان‌بینی. هر سه ضلع مهم و پراهمیت هستند بخصوص ضلع جسم که پایه و بنیاد این مثلث است به این دلیل که اگر مانتوانیم این قسمت را متعادل کنیم، به‌طور طبیعی فرد به بخش‌های بعدی نمی‌رسد. جهان‌بینی زمانی می‌تواند تغییر کند و آموزش‌ها لحظه‌ای می‌تواند واقع بشود که شخص لااقل بتواند راحت بر روی این صندلی‌ها بنشیند و لازمه آن‌هم چیزی نیست جز جسمی حداقل نیمه متعادل است.

میدانیم که ما هر چیزی را که نشناسیم به آن ایکس میگوییم و درواقع ایکس همان ناشناخته‌ها است ولی میدانیم که این سیستم وجود دارد و در حال انجام مأموریت خودش است. درواقع این سیستم ایکس دربرگیرنده سیستم راهبردی جسم ماست و تمامی اعمال حیاتی ما را کنترل می‌کند مانند خواب، خوراک، فعالیت‌های جسمانی و جنسی. خود این سیستم دارای زیرمجموعه‌هایی است که شاید مهم‌ترین آن سیستم اعصاب مرکزی است.بخش بسیار زیادی از مواد شبه افیونی بدن ما که شباهت بسیاری هم با مواد مخدر بیرونی دارد، توسط سیستم اعصاب مرکزی تولید می‌شود. بخشی از آن در قشر مغز، بخشی در هیپوتالاموس و ... تولید و ساخته می‌شود. ما به‌واسطه مصرف مکرر مواد مخدر در درازمدت این تولیدها را از بین برده و یا کم کرده‌ایم. در کنگره راه‌حل ما برای بازیابی این سیستم کلی است و ما تک‌تک به دنبال بازسازی بخش‌های مختلف این سیستم نیستیم و این امر به‌صورت یکپارچه انجام می‌شود.

 زمانی که کل سیستم تحت بازسازی قرار گرفت و به تعادل نسبی رسید، آنگاه بخش‌های زیرین آن‌هم به‌مرور به تعادل خواهند رسید. این سیستم در کنگره تنها به روش DST بازسازی می‌شود ولا غیر. ما در بین پله‌های نمی‌دانیم چه مقدار از این سیستم در حال بازسازی و تغییر است ولی خوب میدانیم که بعد از طی شدن سفر اول در مدت‌زمان 10 تا 11 ماه این سیستم به تعادل نسبی بسیار نزدیک می‌شود.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات شنبه،



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic