کارگاه آموزشی روز پنجشنبه به استادی آقای نیما
پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت 20:31 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

این جلسه نهمین جلسه از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافرین و هم‌سفران نمایندگی شمس به استادی آقای نیما، نگهبانی آقای مسعود و دبیری آقای محسن با دستور جلسه هفته راهنما در تاریخ 16 بهمن‌ماه 97 رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم در این جایگاه قرار گرفتم و از آقای مسعود ممنونم اجازه دادن در این هفته قشنگ بتوانم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم بابت جشن باشکوهی که برای راهنماها گرفتند به نیابت از همه راهنماها از زحماتشان تشکر کنم. در رابطه با دستور جلسه این هفته: یک روزی من وارد کنگره شدم و ناامید از همه‌جا کسانی بودند که مرا در آغوش گرفتند و توانستم به ایشان اطمینان کنم و ماندگار شوم در کنگره یک نفر را به‌عنوان راهنما انتخاب کنم و اجازه دادم عیب‌هایم را به من بگوید، و این‌یک نعمت است که یک راهنما با گفتن عیب رهجو می‌خواهد آن را بسازد.
ادامه مطلب
حرکت در کنگره 60؛ گفتگو با دیده بان محترم آقای صداقت
یکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت 00:35 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )


در خدمت دیده‌بان محترم آقای صداقت هستیم در نمایندگی شمس:

با سلام خدمت شما و حضورتان در شعبه شمس را خیرمقدم میگوییم، لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.

سلام دوستان محمدصادق هستم یک مسافر، مصرف اولیه هروئین مشامی و در ادامه تریاک، الکل، حشیش و انواع قرص‌ها به مصرف هروئین اضافه شد و در حال حاضر 16 سال رهایی دارم، رشته ورزشی راگبی به راهنمایی آقای مهندس دژاکام.

جناب آقای صداقت چون این هفته دستور جلسه OT است درخواست می‌کنم از تجربیات خودتان از آن زمانی که OT وجود نداشته و تا به امروز که همه مسافران موظف هستند که با شربت OT سفر کنند برای ما بگویید.

امروز در این شعبه در خدمت آقای سلامی بودیم که به‌طور واضح در مورد شربت OT توضیح دادند که این شربت از کجا شکل گرفت و چه مشکلاتی در کنگره بود وقتی هنوز شربت OT وجود نداشت. یادم هست در آن زمان مسافران باید تریاک به‌صورت دودی مصرف می‌کردند که مشکلات بسیار پیچیده‌ای داشتیم، به‌عنوان‌مثال به مسافر می‌گفتند به‌جای سیخ از پره دوچرخه استفاده کنید و 4 سانتیمتر از پره  دوچرخه را داغ کنید که حساب کرده بودیم، هر یک دود با 4 سانتیمتر از پره دوچرخه داغ شده معادل هشت‌دهم میلی‌گرم که باید حساب می‌کردیم که چند تا دود مسافر باید بگیرد که متد D.S.T اجرا شود. در ادامه تبدیل شد به خوراکی که مسافر باید هر وعده را به‌صورت قسمت‌های مساوی تقسیم می‌نمود و جیره هر وعده را با خودش حمل می‌کرد که مشکلات خاص خودش را داشت. خدا را شکر با آمدن شربت OT همه این مشکلات به‌مرورزمان حل شد، البته من خودم در اوایل با شربت زیاد موافق نبودم و نسبت به این موضوع مقاومت می‌کردم و می‌گفتم تریاک بهتر از شربت است؛ درهرحال هر تغییراتی که رخ می‌دهد برای انسان کمی مشکل است تا به‌مرورزمان با آن مسئله مشکلش را حل کند. ولی در ادامه شاهد تغییرات مسافران با شربت بودیم و نقطه عطفی شد برای کنگره 60 که همه مسافران با شربت OT سفر خود را آغاز کنند. یادم می‌آید با آقای مهندس و آقای سلامی و چند نفر از دیگر دوستان به مرکز مطالعات علمی اعتیاد خدمت رئیس محترم جناب آقای دکتر آذرخش مکری برای تست شربت OT رفتیم، یک ظرف شربت روی میز بود و ما با پنبه‌ای آغشته به شربت هرکدام جداگانه روی زبان تست کردیم و آقای دکتر متعجب به آقای مهندس گفتند که مشکلی برای دوستان پیش نمی‌آید که در حال تست شربت تریاک هستند و آقای مهندس فرمودند سفر تدریجی یعنی همین‌که یک مصرف‌کننده بعد از رهایی هیچ مشکلی با دیدن مواد ندارد و میل به مصرف در او ایجاد نمی‌شود. طبق گفته آقای دکتر مکری، مصرف‌کنندگانی که در پروژه تست شربت در مرکز مطالعات علمی اعتیاد بودند از روزی 45 سی‌سی شربت شروع می‌کردند و به‌صورت پلکانی کاهش داشتند تا به 20 الی 16 سی‌سی مصرف در روز که سقف پله در کنگره است می‌رسیدند و در این پله دیگر قادر به کم کردن نبودند و این مشکل اصلی مرکز مطالعات اعتیاد بود در آن دوره.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،

کارگاه آموزشی روزهای یکشنبه
یکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت 19:39 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

                                               

این جلسه  پنجمین جلسه از دور دوازدهم به استادی آقای عباس منوچهر پور و نگهبانی مسافر آقای مرتضی و دبیری مسافر آقای حسن با دستور جلسه جهان‌بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد رأس ساعت 5 برگزار شد

آپلود عکس


خلاصه سخنان استاد :

من اول با موضوع جهان‌بینی شروع می‌کنم همان‌طور که می‌دانید شناخت و ادراک و احساس ما نسبت به جهان درون و جهان بیرون جهان‌بینی ما را تشکیل می‌دهد که جهان‌بینی درون مبدأ من را در هستی و جهان‌بینی برون مقصد و مسیر حرکت را مشخص می‌کند از طرف دیگر موضوع اعتیاد که درگذشته آنرا یک مشکل غیرقابل علاج و غیرقابل‌کنترل می‌دانستند که البته در حال حاضر نیز خیلی‌ها این‌چنین می‌اندیشند و دیدگاه دیگری هم وجود دارد که اعتیاد را یک بیماری و یک جایگزینی مزمن می‌داند و آنرا قابل‌پیشگیری و قابل‌مهار و درمان می‌دانند

مصرف‌کنندگان مواد مخدر در زمان ورود به کنگره پس از گذراندن سه جلسه میهمان و انجام مشاوره و انتخاب راهنما به‌عنوان یک مسافر معرفی می‌گردند . برخلاف NGO  های دیگر که از عنوان معتاد استفاده می‌کنند .

آپلود عکس

کنگره می‌گوید شما برای درمان باید در یک پروسه حدوداً 11 ماهه به همراه حضور در کلاس‌های آموزشی و استفاده از نشریات و سی‌دی‌های آموزشی کنگره به همراه استفاده صحیح و مقررشده از داروی OT  طبق پروتکل درمانی کنگره 60 استفاده نمایید تا در 3 قسمت : جسم – روان و جهان‌بینی به درمان برسیم . درنتیجه یک فرد درمان شده در کنگره 60 فرایند تغییر مثبت و سازنده را آموخته و می‌تواند در خود و دیگران تغییر مثبت ایجاد نماید .

به همین خاطر است که یک فرد معتاد کمتر حاضر است که در مصاحبه‌ها شرکت کرده و از مشکلات سخن بگوید ولی مسافران رها یافته به دلیل انجام تغییرات مثبت و یادگرفتن فرایند حل مشکلات و تبدیل‌شدن به فردی کارآزموده هیچ ترس و واهمه‌ای نداشته و با اعتمادبه‌نفس کامل در همه صحنه‌های مثبت اجتماعی با فراق باز شرکت می‌کند و می‌داند که بنا به دلیل خاصی پا به هستی گذاشته است و با استفاده از قدرت تفکر و فرمان عقل و یاری خداوند به بزرگ‌ترین هدیه پروردگار که حیات هست معنی بدهند . در پایان برای کسانی که راه گم‌شده هستند در این هستی و نیستی آرزوی پیدا شدن و طی طریق در صراط مستقیم رادارم .

 

کارگاه آموزشی روزهای سه شنبه
سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت 19:30 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

این جلسه، دهمین جلسه از دور دوازدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران شعبه شمس روزهای سه‌شنبه مورخ 3 اسفند 95 به استادی آقای بهرام جهاندیده، نگهبانی آقای حمیدرضا رئیسی و دبیری آقای عمار با دستور جلسه وادی دوازدهم و تأثیر آن روی من رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خداوند را شاکر هستم و از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرارداد تا آموزش بگیرم.

سخنان خودم پیرامون این وادی را این‌گونه آغاز می‌کنم، خداوند وقتی انسان را خلق نمود از صفات و وجود خودش در انسان قرارداد و اختیار و انتخاب را در وجود انسان تفویض کرد تا خودش راه خودش را انتخاب کند؛ اما مطلب دیگری را نیز به انسان آموزش داد که همان تیتر اول این وادی می‌باشد یعنی در آخر امر اول اجرا می‌شود. من قصد ندارم درباره مطالب کتاب مانند تغییر، تبدیل و ترخیص و. صحبت کنم چون به‌اندازه کافی در این مورد صحبت شده است. من وقتی در سفر اول به این وادی رسیدم یک‌چیزی ناراحتم می‌کرد که قصد دارم آنرا با شما به اشتراک بگذارم. همیشه برای من این سؤال مطرح بود که آیا لحظه اجرای امر مهم‌تر است یا مسیری که برای اجرای امر طی می‌شود. اجازه بدهید مثالی بزنم، شما قصد مسافرت به مشهد رادارید، سوار ماشین می‌شوید و 12 ساعت بعد به مشهد میرسید لحظه‌ای که به مشهد می‌رسید امر اجراشده است. حالا این رسیدن مهم است یا 12 ساعتی که در مسیر بوده‌ایم.

من‌بعد از تفکر به این نتیجه رسیدم که طی مسیر مهم‌تر است چراکه این زمان‌ها شامل عمر انسان می‌شود و چگونگی طی این مسیر بسیار مهم است. مثال‌های زیادی هست مانند درس خواندن و یا همین ترک اعتیاد شامل همین قضیه می‌شود. آیا می‌شود این مسائل را در یک روز یا چند روز انجام داد؟ قطعاً نخواهد شد و اگر هم بشود آن لذت را برای انسان نخواهد داشت.

دلیل دیگر اینکه اکثر انسان‌ها مسیرها را فدای مقاصد می‌کنند. من از خیلی از افرادی که دارای هفتاد هشتاد سال هستند وقتی پرسیدم چگونه این عمر را پشت سر گذاشته‌اند اکثراً در پاسخ گفته‌اند مثل برق و باد گذشته است. این به نظر من تلخ‌ترین پاسخی است که به این سؤال می‌شود داد. این یعنی من چیزی از این زندگی متوجه نشده‌ام.خداوند در کتاب شریف زیبا فرموده‌اند. والعصر، آن الانسان لفی خسر یعنی قسم به زمان، انسان خسارت وارد می‌کند مگر آنان که به خداوند ایمان آورده‌اند.


در کنگره ما آموختیم که صفات ضد ارزشی را باید در همین بعد و در همین جهان خاکی باید از بین ببریم. در ابعاد دیگر نه اینکه نشود اما بسیار سخت‌تر است که شاید دلیل آن نبودن زمان در ابعاد دیگر باشد.

نکته دیگری که می‌خواستم عرض کنم اینکه انسان باید همگام بازمان حرکت کند نه جلوتر نه عقب‌تر باشد. اجازه بدهید مثالی بزنم یک زندانی دوست دارد زمان سریع‌تر حرکت کند تا زودتر آزاد شود و شخصی دیگر در بیرون از زندان دوست دارد زمان به‌کندی حرکت کند تا به کارهای بیشتری برسد درحالی‌که عقربه‌های زمان با یک سرعت مشخص حرکت می‌کنند و هر دو نفر دارند بازمان مقابله می‌کنند و عذاب می‌کشند. این استرس‌ها باعث بروز خیلی از بیماری‌ها می‌شود و باید از آن پرهیز کرد.

از اینکه به سخنان من توجه فرمودین از شما سپاسگزارم.

تهیه گزارش:

مسافر بهمن

کارگاه آموزشی روزهای سه شنبه
سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 22:34 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

این جلسه ، نهمین جلسه از دور دوازدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران شعبه شمس روزهای سه‌شنبه مورخ 26 بهمن 95 به استادی آقای حمیدرضا انصاری ، نگهبانی آقای حمیدرضا رئیسی و دبیری آقای عمار با دستور جلسه جشن هفته دیده‌بان رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

آپلود عکس

 

خلاصه سخنان استاد:

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمامی مسافران عزیز و گرامی ، خدا را شاکر هستم که این توفیق نصیب من شد تا بتوانم در این جایگاه خدمت نمایم ، تا از شما عزیزان آموزش بگیرم.

به نظر من تک‌به‌تک جایگاه‌های کنگره 60 بسیار ارزشمند و قابل‌تقدیر است و منتهی این هفته ، هفته دیده‌بان است و سر صحبتمان با دیده‌بان‌های محترم است . هر سیستم و مجموعه‌ای قدرتمندی را در نظر بگیریم ، اشخاصی را لازم دارد که ، کل آن سیستم و عواملش را تحت نظر داشته باشد و نقاط ضعف و ایراد را پیدا نماید و این سیستم را در بهترین شکل حفظ کند و در ادامه ارتقا دهد . که نیازمند به اشخاص دانا و باتجربه خواهد داشت که این افراد در کنگره امروزی به نام دیده‌بان می‌باشند.

آپلود عکس

دیده‌بانان کنگره 60 هم ، همین کار را انجام می‌دهند و هیچ فرقی با دیده‌بانان بیرون از این مجموعه ندارند ، منتهی یک فرقی بین این دو مجموعه است . دیده‌بان وقتی دارد کاری انجام می‌دهد ، نیاز به یک انرژی را طلب می‌کند ، که جذب نماید تا بتواند کارش را ادامه دهد ، دقت کنید دیده‌بانان ترجمان‌های بیرون : نیاز به حقوق ، مزایا و پاداش دارند تا انرژی را کسب نمایند تا کارشان را به نحو احسن انجام دهند ، چون پول در جهان مادی قدرتمندترین انرژی است . اما دیده‌بانان مجموعه کنگره 60 : حقوقی ندارند ، مزایایی ندارند ، اما وقتی خدمت می‌کنند  و جالب اینجاست وقتی کمک کنگره شروع می‌شود ، پیش تازان کنگره می‌باشند ، چرا این‌طور است و انرژی ایشان را از کجا به دست می‌آورند ؟ آنچه چیزی است که دیده‌بانان وقت و انرژی ایشان را می‌گذارند و این‌همه دوندگی و تلاش رادارند ، تنها موضوع مهم در این مسئله و آنچه از پول بالاتر است ، آن حسی است که قابل‌انتقال است ، آن حس را انتقال می‌دهند و دریافت می‌کنند ، این حس از جنس عشق است و این عشق است که بالاترین سطح انرژی را برای انسان تولید می‌کند و هیچ‌چیزی هم‌جایش را نخواهد گرفت.

اینجاست که می‌گویند ، عشق به لمس نیست ، عشق به سخن نیست ، عشق به‌قرار داد نیست ، عشق به این حسی است که باجان و دل در حال کار کردن و خدمت نمودن در کنگره می‌باشند و از هیچ شخصی هم توقع ندارند . به قول حضرت مولانا که می‌فرمایند :

 

دلی که از عشق خالی شد، فرسوده است           گرش صد جان بود ، گر عشق مرده است

 

خوشا به حال و سعادت این عزیزان که از حسشان لذت می‌برند و با عشقشان دارند سیراب می‌شوند ، به تک ، تک این دیده‌بانان گرامی تبریک می‌گویم و سر تعظیم فرود می‌آورم و آرزوی بهترین‌ها را برایشان خواهم داشت ، ممنون و متشکر از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید .

جشن دیده بان با حضور دیده بان محترم آقای مجدیان
یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 19:33 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

سومین جلسه از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران شعبه شمس روزهای یک‌شنبه مورخ 24 بهمن 1395 به استادی دیده‌بان محترم جناب مجدیان نگهبانی موقت ایجنت محترم جناب رضا کاشفی و دبیری آقای مرتضی بهشتی با دستور جلسه؛ هفته دیده‌بان (جشن) رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

 خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستم و این جشن‌های کنگره که در هر فصل برگزار می‌شود بهانه‌ای است برای دیدار دوستان از نزدیک.

بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در کنگره، بنیان کنگره جناب مهندس دژاکام می‌باشند و بعد از ایشان شورای دیده‌بانان است و بعدازاین شورا در مقام سوم نگهبان دیده‌بانان هستند که امروز این مقام هم در اختیار مهندس دژاکام است؛ اما این مقام می‌تواند در اختیار شخص دیگری هم باشد. این تفاوت ظریف به این دلیل است که یک سری اختیارات فقط برای بنیان‌گذار کنگره می‌باشد که هیچ فردی آن‌ها را نخواهد داشت. در کنگره تمام تصمیم‌گیری‌ها و وضع قوانین به‌صورت جمعی انجام می‌شود. در لژیون‌ها همه کارها با مشارکت سفر اولی و دومی صورت می‌گیرد که درواقع همه کارها به‌صورت گروهی اداره می‌شود. تنها قسمتی که دارای اختیارات فردی است بنیان‌گذار کنگره می‌باشد و آن‌هم به دلیل که تمتم سیستم از تفکرات ایشان نشأت‌گرفته است. حتی اگر شورای دیده‌بانان قانونی را مصوب نمایند بنیان‌گذار کنگره حق وتوی آنرا دارد و این فقط مختص شخص ایشان است و نگهبان آینده کنگره این حق را نخواهد داشت. نگهبان کنگره از درون شورای دیده‌بان‌ها برای یک دوره چهارساله انتخاب می‌شود.


مهم‌ترین مسئولیت شورای دیده‌بان‌ها بررسی و وضع قوانین جدید و بحث و بررسی قوانین قدیمی و به چالش کشیدن آن‌ها و به‌روزرسانی آن‌ها است تا از ناکارآمدی قوانین جلوگیری شود. هر دیده‌بان مسئولیتی از کنگره 60 را به عهده دارد؛ مثلاً دیده‌بان امور مالی فعالیت‌های حوزه مالی و اقتصادی کلیه شعب را به عهده دارد؛ مانند دیده‌بان امور راهنماها و یا تحقیقات و نگهبان‌ها و ...

مسئولیت امور مرزبان‌ها به این‌جانب واگذارشده است؛ یعنی از ابتدای ثبت‌نام مرزبانی در قسمت آقایان، برگزاری انتخابات، تائید و یا رد صلاحیت مرزبانها-کمیته انضباطی و ...

مهم‌ترین تعریفی که از یک ‌دیده‌بان وجود دارد همان تعریفی است که در جنگ بیان می‌شود. شخصی که درجایی کمین کرده و از بالا به همه‌چیز نگاه می‌کند. ممکن است چندین روز بدون حرکت آنجا باشد و همه‌چیز را نظاره کند. اگر در این زمینه کوتاهی کند فاجعه بزرگی به وقوع خواهد پیوست. کار اصلی دیده‌بان‌ها این است که به اجرای دقیق قوانین در شعب نظارت داشته باشند.

از زمانی که بنیان‌گذار کنگره نفر اول را انتخاب نموده تا به امروز هنوز چهارده نفر کامل نگردیده است و این به دلیل است که حساسیت زیادی وجود دارد که کاملاً طبیعی است.

در پایان من این هفته را به شما عزیزان و جناب مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم. این باعث افتخار من است که در خدمت شما هستم و این بزرگ‌ترین افتخار زندگی من است که در این جایگاه خدمت می‌کنم.







تهیه گزارش:

مسافرین ناصر و بهمن

کارگاه آموزشی روزهای یکشنبه
یکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت 19:54 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

دومین جلسه از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران. شعبه شمس روزهای یک‌شنبه مورخ 17 بهمن 1395 به استادی آقای سعید بابایی، نگهبانی آقای مرتضی بهشتی و دبیری آقای حسن مرتضی با دستور جلسه؛ وظایف رهجو رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.


آپلود عکس

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان محترم تشکر می‌کنم که مسئولیت اداره این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم.

من صحبت‌هایم را با پیامی که از سی دی جدید جناب مهندس دریافت نموده‌ام آغاز می‌نمایم. درگذشته کوتاهی من در انجام وظایف باعث گردید تا دنیای تاریکی‌ها را تجربه نمایم. انجام ندادن صحیح وظایف درگذشته باعث آشنایی من با مواد مخدر و تولد موجود ناخلفی به نام اعتیاد گردید. در کل این مسیر من مقصر بودم زیرا وظایفم را به‌درستی انجام نمی‌دادم باوجوداینکه پدر و مادر هم مرتب من را راهنمایی می‌کردند.

آپلود عکس

در ابتدای ورود من به کنگره مشکلات زیادی برای من به وجود آمد. هرچند خواسته رهایی در من بسیار پررنگ بود. به سبب ترکهای مختلف و ناموفقی که درگذشته داشتم دستورات راهنما را خیلی جدی نمی‌گرفتم. به همین دلیل از حال خوبی برخوردار نبودم. تا جایی که یک روز همسفرم به من گفت: این چشم‌های گودرفته با عینک دودی پنهان شدنی نیست. کماکان دستورات راهنمایم را جدی نمی‌گرفتم تا به‌مرور دانستم که راهنما این مسیر را طی کرده و در این مسیر راه‌بلد می‌باشد و دستوراتش لازم‌الاجراست و مسافری که حداقل شش یا هفت ماه را به حرف راهنما عمل نماید به زیباترین نقاط در طول سفر خود خواهد رسید.

به قول یکی از اساتید که می‌فرمایند بذر نیکو بکار و این همان عملی است که راهنمایان به زیبایی انجام می‌دهند.

امیدوارم من بتوانم با فرمان‌برداری و انجام صحیح وظایف و نیرو گرفتن از قدرت مطلق به خواسته‌های معقولم جامه عمل بپوشانم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید از شما سپاسگزارم

تهیه گزارش:

مسافرین ناصر و بهمن

کارگاه آموزشی روزهای پنجشنبه
پنجشنبه 14 بهمن 1395 ساعت 19:56 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

نهمین جلسه از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران، شعبه شمس روزهای پنج‌شنبه مورخ 14 بهمن 1395 به استادی آقای نیما خرم، نگهبانی آقای مسعود مصطفی و دبیری آقای کمال موسوی با دستور جلسه؛ وظایف رهجو (جشن اولین سال رهایی مسافر علی طباطبایی) رأس ساعت 177 آغاز بکار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که بستری فراهم شد تا من بتوانم در مسیر آموزش و خدمت قرار بگیرم.

دستور جلسه این هفته وظایف رهجو می‌باشد. رهجو یعنی جوینده راه، کسی که به دنبال راهی است تا بتواند به هدفش برسد. افرادی که به کنگره 60 می‌آیند می‌خواهند از این مسیر از قهر به مهر، از تاریکی به روشنایی، از جهل به دانایی و از حقارت به سرفرازی برسند. وقتی‌که در این مسیر قرار می‌گیرند یکی از چندین مشکل آن‌ها که اعتیاد می‌باشد درمان می‌شود. اجازه بدهید مثالی مطرح کنم، شخصی که برای لاغر شدن به یک باشگاه بدن‌سازی مراجعه می‌کند با مسائل و مشکلات عدیده‌ای برخورد خواهد کرد. مشکلاتی مانند مصرف مکمل‌های دارویی نامناسب و نامشخص، برخورد با افرادی بعضاً کم‌اطلاع و غیرمتخصص و ...

اما اگر شخص باهدف ورزش و سلامتی به باشگاه برود نه‌تنها به میزان مناسب وزن کم خواهد نمود بلکه طراوت و شادابی و هزاران فایده دیگر را نیز برای خود به ارمغان خواهد برد. همیشه اتفاقات خوب در مسیر درست خواهد افتاد. برای رسیدن به یک هدف باارزش باید ابتدا مسیر درست یا راه درست را پیدا کنیم سپس رهجوی آن مسیر بشویم. کسی که فقط قصد دارد مواد مخدر را ترک نماید قطعاً کنگره برایش راهگشا نخواهند بود اما کسی که قصد دارد از تاریکی به روشنایی و از جهل به دانایی برسد باید در مسیر کنگره قدم بردارد آنگاه اعتیاد به‌عنوان یکی از موانع از سر راه او کنار خواهد رفت. هر شخص نسبت به مسیری که در آن قدم خواهد گذاشت بدون شک مسئولیت‌هایی را بر عهده خواهد داشت که باید آن‌ها را بشناسد و به آن‌ها عمل نماید.


وقتی شخصی مسئولیت مسافر بودن را پذیرفت آن‌وقت نسبت به این مسئولیت وظایفی خواهد داشت که باید به نحو احسن آن‌ها را به انجام برسانند. باید سر موقع در جلسات حضورداشته باشد، به میزان مشخص‌شده دارو مصرف نماید، در چهارچوب حرمت کنگره قدم بردارد، قدردان باشد، مؤدب باشد و خیلی از مسائل دیگر که باید آن‌ها را رعایت کند. وقتی رهجو به وظایفش درست عمل کرد آنگاه متوجه خواهد شد که اعتیاد یکی از ساختارهای منفی درون وجودش می‌باشد و مشکلات و ساختارهای منفی دیگری که چه‌بسا از اعتیاد بدتر و خطرناک‌تر هم هستند در وجودش شکل‌گرفته است و باید از بین بروند.

ما وارد کنگره می‌شویم برای اینکه آنچه اینجا می‌آموزیم را در محیط بیرون وزندگی خودمان به کار بگیریم و ازنظر شخص من اگر کسی فقط این مطالب و آموزش‌ها را در همین‌جا به کار بگیرد و خارج از این محیط آن‌ها را فراموش کند، آنچه آموخته هیچ ارزشی ندارد و به هیچ دردی نمی‌خورد؛ و حتی اگر موفق به قطع مصرف مواد هم شده باشد با این روش امیدی به پایداری آن نمی‌باشد.

سخنان استاد در مورد اولین سال رهایی مسافر علی طباطبایی:

من در ابتدای عرایضم جا داره که تشکر بکنم از دو راهنمای سابق مسافر علی که برای ایشان زحمات زیادی را متقبل شده‌اند. آقای محمد خاور و آقای محمود جمشیدی

با توجه به اینکه ایشان در سفر دوم بنده را به‌عنوان راهنما انتخاب کردند ولی هیچ فرقی نمی‌کند و همین‌که ایشان اینجا هستند و هنوز به فراگرفتن آموزش مشغول هستند من به ایشان تبریک میگویم. ما راهنماها مالک هیچ رهجویی نیستیم و رهجو آزاد است با نظر و سلیقه خود در هر کجایی که احساس آرامش بیشتری کرد به آموزش گرفتن بپردازد و ما همه از اعضای یک خانواده هستیم. برای راهنماها در کنگره 60 مهم نیست که رهجو در کدام لژیون به رهایی برسد بلکه مهم به رهایی و به درمان رسیدن است. من این روز زیبا را به خود علی به تمام برادر لژیونی هاش، به گروه مرزبانی و به تمام عزیزانی که در هر سمتی برای این رهایی زحمت کشیدند تبریک عرض می‌کنم. علی بسیار پسر مهربان و خوش‌قلبی است که اگر گاهی اوقات در کلام تند عمل می‌کند پشت آن‌هم چیزی وجود ندارد و در قلب او جز مهربانی چیز دیگری وجود ندارد.

از اینکه به سخنان من توجه فرمودید از همه شما سپاسگزارم.


آرزوی مسافر علی:

مسافر علی به‌رسم کنگره دو آرزو کرد که یکی از آن‌ها را بدین شرح برای حضار بازگو کرد:

آرزو می‌کنم که تمام برادر لژیونی هام تا پایان عمر در کنار من باشند و من هم بتوانم در کنار آن‌ها سالم و سلامت به زندگی خودم ادامه بدهم.


صحبت‌های مسافر علی:

من قبل از ورود به کنگره سابقه درخشانی نداشتم، برای تهیه پول مواد دست به هر کاری می‌زدم و حتی این چند ماه آخر کارتن‌خواب هم شده بودم. تا جایی که سر نخواستنم در منزل دعوا بود و پدرم گفت برو جایی که من نبینمت و شاید همین باعث ایجاد آن جرقه در من شد. تا یک روز دایی من به من گفت بیا به‌جایی برو که در آنجا درمان بشوی و به شیوه آن‌ها عمل کن اما من هیچ امیدی به این حرف نداشتم. چون سابقه همه جور ترک را داشتم حتی دران جی اوهای دیگر تا پنج سال سابقه ترک هم داشتم اما همیشه از مواد و موادفروش می‌ترسیدم. بعد از دو سال پاکی در گاراژ یکی از دوستانم یک جوجه یک‌روزه را دیدم که داشت چرت می‌زد با خودم گفتم من چه چیزی از یک جوجه کمتر دارم که نباید چرت بزنم و رفتم و بعد از دو سال مواد مصرف کردم. خدا رو شکر به کنگره آمدم در سفر اول خیلی سختی کشیدم حتی پول کرایه ماشین هم نداشتم اما ادامه دادم. بعضی از روزها با گریه تا منزل می‌رفتم و بسیار سخت بود. هر دو راهنمای قبلی من جناب خاور و جناب جمشیدی خیلی برای من زحمت کشیدند و من را تحمل کردند. بعد از سفر اول بازهم دیدم ادامه این راه به‌تنهایی ممکن نیست و باید در این مجموعه باشم تا بتوانم روزبه‌روز بهتر بشوم. از جناب مهندس و همه شما که کمک کردید تا به این نقطه برسم سپاسگزارم. امروز نه به‌طور صد در صد اما تا حدودی درب منزل به من اعتماد دارند و این را مدیون حضور در بین شما عزیزان هستم و کلام آخر اینکه: خدا رو صد هزار بار شکر می‌کنم که در میان شما عزیزان و در چنین جمعی حضور دارم.


تولد
سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 19:29 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )



آپلود عکس


روز پنجشنبه 95/11/14  اولین سال رهایی 

مسافر آقای علی ،رهجوی آقای نیما خرم

را در نمایندگی شمس جشن خواهیم گرفت   

 

*************

تبریک از طرف تمامی اعضای نمایندگی شمس


کارگاه آموزشی روزهای سه شنبه
سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 19:24 | نوشته ‌شده به دست اشکان توکلی | ( نظرات )

هفتمین جلسه از دور دوازدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی شمس روزهای سه‌شنبه ، به استادی آقای محمود جمشیدی ، نگهبانی آقای حمیدرضا رئیسی و دبیری این‌جانب حمیدرضا انصاری (با دستور جلسه وادی ششم و تأثیر آن بر روی من ) در مورخ 12 بهمن 95 رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود .


خلاصه سخنان استاد :

عرض ادب و احترام دارم خدمت عزیزان ، خیلی خوشحال هستم که در خدمت شما در این جایگاه هستم . من همیشه احساس تأسف می‌کنم که شروع جلسه با تعداد بسیار کمی شروع می‌شود و نشان از این می‌دهد که بعضی از ما مقوله زمان را نشناخته‌ایم ، شاید آن فرمان روایی زمان‌بر  روی زندگی‌مان را که بایستی در طول سفر به دست آوریم هنوز به دست نیاورده‌ایم و اگر این‌طور پیش برود ، قطعاً زندگی خوشایندی را نخواهیم داشت و مطمئن روی قول و قرارهایمان هم اشکال خواهیم داشت . اگر من آمده‌ام که اینجا زندگی‌ام را درست نمایم و به این نتیجه رسیده‌ام که سر از جای اشتباهی درآورده‌ام درگذشته و اعتیادی که برای من اتفاق افتاد اگر اسمش را به‌عنوان یک صفت در نظر بگیرم به علت یکسری ندانسته‌های متعدد بود که آخرش ختم شد به اعتیاد . حال بایستی تسلیم شوم و تمام آن کارهایی که اینجا به من می‌گویند ، دانه به دانه اجرا نمایم و اگر ماحصلش برای من خوب و نامناسب نبود بعد از یک سال آن ‌کارهای قبلی را ادامه خواهم داد ، اما یک سال را واقعاً از همه لحاظ در تمام سطوح تسلیم باشم ، دقیقاً ، به عرض این دستور جلسه امروزمان .

دستور جلسه امروز می‌گوید فرمان عقل را به‌عنوان فرمان روای بزرگ بایستی اجرا نماییم ،  مسافری که در سفر اول است ، نباید انتظار داشته باشیم تمام فرمان‌هایی که از وجود من خارج می‌شود ، فرمان عقل باشد . خیر ؟ خیلی‌هایشان خواسته نفس اماره من است . مثل یک بزرگی که در آکادمی بودم و یک روز با تصادف بسیار بدی وارد آکادمی و اتاق مهندس شدند و با دست زخم و صورت پر از خون رو به آقا مهندس کردند و گفتند : آقا من مو ندم ، که در مسیر کنگره بودم که این اتفاق افتاد ؟ آیا این فرمان عقل بود یا فرمان نفس ؟ آقای مهندس به خنده گفتند فرمان موتور شما بود .

 یکی از امر مهم صور پنهانی که ما با آن خیلی کارداریم ، یکی نفس است و دیگری عقل . تمام تحرک‌های ما از قسمت نفس صادر می‌شود ، چه تحرک‌هایمان در مسیر ارزش‌ها ، چه تحرک‌هایمان در مسیر ضد ارزش‌ها ، این‌ها خواست‌های شهر وجودی ما است  ،این شهر وجودی فقط در قسمت صور پنهان نیست  ،بلکه در قسمت صور آشکار انسان هم است . همانند آب خوردن ، غذا خوردن و ... درست است خواسته‌ای ما درگذشته نامعقول بوده است و به شرایطی می‌رسیم که می‌بینیم شرایط زندگی در حال نابود شدن است و اگر خاطرتان باشد که در وادی اول و دوم گفته می‌شود که خوشحال هستیم که به جنگ نرم خود ادامه می‌دهید ، متوجه آن شدم که نهایتش این است که من وسط دره هستم و اگر ادامه دهم سر از ته دره درمی‌آورم ، پس آنجا اولین نقطه تفکر در من شکل گرفت که بروم یکجایی  و خودم را معرفی نمایم و بگویم : من راه و روش درست زندگی کردن را بلد نیستم و لطفاً به من کمک کنید ( کنگره 60 ) . دستم را دراز کردم و وقتی این کار را کردم دست مرا گرفتند و گفتند از این به بعد هرچه می‌گوییم اجرا کن .


در سفر اول من فرمان‌بردار شدم چون لیاقت دریافت کلید شهر وجودی را نداشتم ، اگر به من کلید شهر وجودی را می‌دادند ، مسلم بدانید قبل از ساعت 17 در جلسه حضور داشتم . پس کلید شهر وجودی را آخر سفر ، اگر تمام مراحل سفر را درست طی می‌کردم ، در انتهای سفر وقتی قطع مواد می‌شوم ، انگار که در صور پنهان یک کلید شهر وجودی را به من داده‌اند ، البته صد در صد کامل هم نخواهد بود و فقط بعضی از قسمت‌ها است، اما ؟؟؟ در سفر دوم می‌توانم کلید سایر شهر وجودی خود را دریافت نمایم و به خاطر همین است که خیلی از عزیزانی که در سفر دوم و خدمتگزار می‌شوند ، هنوز احساس می‌کنند که خیلی از کلیدهایشان و مشکلاتشان در حال حل شدن می‌باشند . ممنون و متشکر از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید .


تهیه گزارش : مسافر سعید بابایی




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات