جلسه پنجم از دور چهاردهم با استادی آقای امیر
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 18:47 | نوشته ‌شده به دست حامد ( بدمینتون ) | ( نظرات )

جلسه پنجم از دور چهاردهم سری کارگاه‌های خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی شمس با استادی آقای امیر ، نگهبانی آقای سعید و دبیری آقای ناصر با دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی به مورخ 23 مهرماه 1396 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود .

 

خلاصه سخنان استاد :

به یاد دارم که جلسه اول یا دوم من بود که وارد کنگره شده بودم و دستور جلسه سیستم ایکس بود. یکی از دوستان به‌عنوان استاد جلسه نشسته بود و با خودم عهد بستم که یک روزی آن جایگاه را تجربه خواهم کرد. در آن روزها فکر می‌کردم که باید آنجا نشینم و چیزی یاد دیگران بدهم ولی به‌مرور این تغییر در من ایجاد شد و فهمید که جایگاه استادی برای یادگرفتن است نه یاددادن .

و اما در مورد دستور جلسه باید بگویم که از همان روزهای ابتدایی ورودم در کنگره منیت زیادی داشتم و همین منیت در اول سفر مرا خیلی اذیت می‌کرد و می‌خواستم هر کاری را خودم انجام دهم . برای یک مدتی طول کشید تا به این باور رسیدم که من باید این منیت را کنار بگذارم و برخلاف این رودخانه درونیم حرکت کنم . برای من خیلی سخت بود و انرژی زیادی هم از دست می‌دادم ولی آن موقع که خود را به دست این رود که از جنس عشق و محبت است بسپاریم تازه آنجاست که تغییرات جدید و زیبایی را شاهد خواهید بود و سفر کردن فرد بسیار آسان می‌شود . اگر هر چه زودتر بتوانیم این موضوع منیت و عدم فرمان‌برداری را در خودمان حل کنیم و خودمان را گوش‌به‌فرمان راهنمایمان کنیم خیلی زودتر از آن چیزی که فکر می‌کنیم به نتیجه لازم خواهیم رسید .

این دستور جلسه برای من همانند دو پروسه کاشت و برداشت می‌ماند یعنی تا زمانی که کاشت نداشته باشی ، برداشتی هم به طبع برای ما صورت نمی‌گیرد ،دقیقاً فرمان‌برداری هم همین‌طور است . هرچه فرمان‌برداری کمرنگ‌تر باشد ، فرماندهی هم از بین می‌رود . حقیقتی وجود دارد و آن این است که من چه بخواهم و چه نخواهم زمانم بسیار زیادی را برای متنفر بودن از دیگران صرف کرده‌ام . مدت خیلی زیادی را صرف کرده‌ام که زندگی را خودم صلب کنم و آن‌هم به هر قیمتی که ممکن بود . ولی زمانی که شروع کردم به فرمانبردای و به حرف راهنمایم گوش کردم ، آن موقع بود که توانستم از سمت مرگ به سمت زندگی حرکت کنم . چه می‌خواستم و چه نمی‌خواستم من با این مقوله ناآشنا بودم و اگر بخواهم آشنا و آگاه بشوم زمان می‌برد . باید اول خوب گوش بدهم و سپس قدم‌به‌قدم حرکت کنم .

در انتها باید بگویم که کنگره برای من همانند پروانه و شمع بود . زمانی که دیدم در کنگره این‌همه افراد هستند که دست در دست هم‌پیمان بسته‌اند که به انسان‌های دیگر کمک کنند فارغ از اینکه نام شخص چیست و یا چه درجه و اعتبار اجتماعی دارد ، آرزویم از ابتدا این بود من هم بتوانم روزی لیاقت آن را پیدا کنم که در این جایگاه‌ها باشم ....

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات یکشنبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فریدون رفائی شنبه 29 مهر 1396 09:03
عرض تبریک به امیر حسین عزیز و خداقوت به هر سه عزیز.
بهمن لاری پور چهارشنبه 26 مهر 1396 01:25
امیر حسین عزیز از صمیم قلب رسیدن به این جایگاه ارزشمند رو بهت تبریک میگم و امیدوارم همیشه شما را در حال فتح قله های پیشرفت و ترقی در این سلسله جبال عشق و محبت ببینم.
مسافر میثم یکشنبه 23 مهر 1396 23:06
امیر جان تبریک عرض میکنم امیدوارم همیشه حالت خوب باشه، همچنین خدمت سعید عزیز خداقوت عرض میکنم
مهدی جوان یکشنبه 23 مهر 1396 18:54
سلام
امیر عزیز تجربه اولین جایگاه استادی رو خدمت شما تبریک
عرض میکنم . ممنون از سعید عزیز و دبیرشون که فرصت خدمت رو به این عزیزان میدهدند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: